سلام دوستان، حمید هستم، یک مسافر.
میخواهم نسبت به برداشت از صورت مسئله اعتیاد، کمی متفاوت به این پرسش نگاه کنم: اصلاً مشکل واقعی من چیست؟ وقتی از صورتمسئله اعتیاد صحبت میشود، شاید در نگاه اول ماده یا رفتار اعتیادآور به ذهنم برسد؛ اما با آموزشهایی که در کنگره ۶۰ میگیرم، کمکم نگاهم از خودِ ماده به سمت انسان و شرایطی که او را به مصرف کشانده است، تغییر میکند. در این نگاه، اعتیاد فقط یک مشکلِ جسمی، رفتاری یا اخلاقی نیست؛ بلکه مسئلهای چندوجهی است که جسم، روان و جهانبینی انسان را درگیر میکند.
پیش از آمدن به کنگره۶۰، شاید وقتی با تنهایی، ناراحتی، فشارهای زندگی یا احساس بیهدفی روبهرو میشدم، راه کنار آمدن با آنها را بلد نبودم. گاهی برای فرار از این احساسها به ماده یا رفتارهای اعتیادآور پناه میبردم. آن زمان تصور میکردم این راه به من آرامش میدهد، اما در واقع فقط برای مدتی کوتاه درد را میپوشاند و بعد، مشکلات بیشتری به وجود میآورد. پس شاید پرسش اصلی این نباشد که چرا میخواهم مصرف کنم؟ بلکه این باشد: وقتی با دشواریهای زندگی روبهرو میشوم، چه چیزی در درونم میگذرد و چطور میتوانم با آن روبهرو شوم؟
.png)
این پرسش کمک میکند بهجای سرزنش کردن خودم یا دیگران، مسئله را بهتر بشناسم و برای حل آن قدم بردارم. از این زاویه، اعتیاد را میتوان تلاشی نادرست برای آرام کردن یک رنج یا پاسخ دادن به نیازی دانست که راه سالم برآورده شدنش را نمیشناختم. ماده شاید برای مدتی احساس خلأ را کمتر میکرد، اما نمیتوانست جای معنا، آرامش، ارتباط سالم یا هدف را بگیرد. به همین دلیل، فقط کنار گذاشتن ماده کافی نیست؛ لازم است یاد بگیرم زندگیام را بهتدریج دوباره بسازم. اینجاست که آموزشها و اصول کنگره ۶۰ برای من اهمیت پیدا میکنند:
معرفت یعنی شناخت بیشتر از خودم، جسمم، افکار و رفتارهایم و فهم بهترِ صورتمسئله اعتیاد. هرچه آگاهیام بیشتر شود، بهتر میتوانم ریشه بعضی انتخابها و پیامدهای آنها را ببینم. این شناخت به من کمک میکند بهجای واکنشهای عجولانه، انتخابهای سنجیدهتری داشته باشم. که البته نیاز به جهانبینی، خدمت و آموزش در من احساس میشوند.
عمل سالم یعنی دانستههایم را در رفتار روزانه به کار بگیرم؛ قدمهای درست و پیوسته بردارم، به آموزش و برنامه پایبند باشم و برای حل مشکلاتم راههایی را انتخاب کنم که به خودم و دیگران آسیب نرساند. عمل سالم همیشه آسانترین کار نیست، اما کاری است که نتیجه درستتری به همراه دارد.
عدالت یعنی هرکس نتیجه انتخابها و عملکرد خود را میبیند و برای رسیدن به تعادل، باید سهم و مسئولیت خود را بپذیرد. عدالت برای من به معنای قضاوت یا سرزنش نیست؛ یعنی منصفانه به خودم و دیگران نگاه کنم، حقوق و حرمت دیگران را رعایت کنم و مسئولیت مسیر خودم را به عهده بگیرم. بنابراین، مسیر کنگره 60 برای من فقط ترک یک ماده نیست؛ مسیری است برای شناختن خود، تمرین رفتارهای سالم و پذیرفتن مسئولیت زندگیام. در این مسیر میآموزم که بهجای فرار از واقعیت، آرامآرام با آن روبهرو شوم؛ از دیگران کمک بگیرم و در کنار آموزش، برای ساختن هدفها و ارتباطهای بهتر تلاش کنم. من به کنگره 60 آمدهام تا یاد بگیرم راه دیگری هم وجود دارد؛ راهی که در آن لازم نیست برای فرار از دردها به مصرفِ مواد مخدر پناه ببرم. شاید این مسیر یکشبه طی نشود، اما با آموزش، حرکت و استمرار میتوانم قدمبهقدم زندگی متعادلتری بسازم و معنایی پیدا کنم که در روزهای دشوار هم کمکم کند هم استوار و محکم بمانم و هم با اطمینان بیشتری حرکت کنم.
از اینکه در کنار تمام اعضای خانواده کنگره 60 در حال آموزش دیدن هستم افتخار میکنم و سپاسگزارم که به مقاله مربوطه توجه کردید.
مقاله: مسافر حمید لژیون دوم نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
107