مشارکت مکتوب از راهنمای محترم DST و درمان وابستگی به سیگار مسافر وحید
موضوع: صورت مسئله اعتیاد
صورتمسئله، نقطه آغاز هر حرکت سازنده در زندگی انسان است. بسیاری از سرنوشتها، انتخابها، موفقیتها و حتی مرگ و زندگی ما، وابسته به این است که آیا صورتمسئله را پیدا میکنیم یا نه. انسان زمانی در مسیر درست قرار میگیرد که بداند دقیقاً با چه چیزی روبهروست و چه موضوعی نیازمند حل شدن است. اگر لحظهای به گذشته خود بنگریم، میبینیم که بسیاری از سرگردانیها و رنجها، نه از ناتوانی ما، بلکه از ندانستن صورتمسئلهای بوده که باید پیش از هر تلاش، آن را میشناختیم.
در بسیاری از مقاطع زندگی، انسان با تلاش فراوان، جنگیدن، رنج کشیدن و حرکتهای بیوقفه، حتی یکقدم روبهجلو نمیرود؛ زیرا نمیداند دنبال چه میگردد و چه چیزی او را در تاریکی نگهداشته است. نبودِ صورتمسئله، انسان را در چرخهای بیپایان از تجربههای ناموفق قرار میدهد؛ تجربههایی که شاید ارزشمند باشند، اما هرگز او را به مقصد نمیرسانند. اگر هدفی داشته باشیم اما صورتمسئله راندانیم، نتیجه چیزی جز حرکتهای بیثمر و آزمونهای پیدرپی نخواهد بود.
در مقوله اعتیاد، اهمیت صورتمسئله چندین برابر میشود. باوجود سالها تلاش علمی، پزشکی و دانشگاهی، هنوز هم در جامعه میبینیم که بسیاری از انسانهای شریف، پرتلاش و خواهان رهایی، راه را پیدا نمیکنند. نه بهخاطر ضعف، بلکه چون صورتمسئله اعتیاد را اشتباه تعریف کردهاند. طبق آموزشهای بنیان کنگره ۶۰، برای تحقق هر خواستهای باید در مثلث خواست، تقدیر و فرمان الهی قرار گرفت؛ اما در اعتیاد، مشکل از جای دیگری آغاز میشود: از تعریف غلط اعتیاد.
سالها اعتیاد را «مسمومیت مزمن»، «بیماری لاعلاج»، «رفتار غلط» یا «ضعف اراده» دانستند. سالها گفتند مواد مخدر سم است و باید با آن جنگید. همین نگاه غلط، میلیونها انسان را به ناکجاآباد برد؛ انسانهایی که میخواستند رها شوند، اما راه را پیدا نمیکردند، چون صورتمسئله اشتباه بود.
در کنگره ۶۰، صورتمسئله اعتیاد بر پایه شناخت سیستم ایکس بناشده است؛ سیستمی شامل ناقلهای عصبی، هورمونها و مواد شبهافیونی طبیعی بدن. اعتیاد زمانی شکل میگیرد که این سیستم از تعادل خارج شود و بدن نتواند مواد طبیعی موردنیاز خود را تولید کند. مصرفکننده برای جبران این کمبود، به مواد مخدر بیرونی پناه میبرد؛ بنابراین اعتیاد نه جنگ با مواد، بلکه اختلال در تولیدات طبیعی بدن است. این نگاه علمی، مسیر درمان را از جنگیدن به سمت بازسازی آرام و تدریجی تغییر میدهد.
(1).jpg)
روش DST بر پایه اصل «تدریج، زمان و مقدار» بناشده است؛ یعنی بدن باید فرصت داشته باشد تا تولیدات طبیعی خود را دوباره فعال کند. کاهش پلهای، منظم و حسابشده، باعث میشود سیستم ایکس بدون شوک و بحران، به تعادل برسد. این همان چیزی است که در هیچ روش دیگری دیده نمیشود؛ نه ترکهای ناگهانی، نه سمزدایی، نه داروهای جایگزین. DST تنها روشی است که درمان را ممکن میکند، نه «ترک» را.
درمان اعتیاد فقط جسم نیست؛ بخش مهمی از آن جهانبینی است. مصرفکننده سالها در تاریکی، ترس، ناامیدی و قضاوتهای غلط زندگی کرده و ذهن او ساختاری تخریبشده دارد. آموزشهای جهانبینی کنگره ۶۰، با مثلث «تفکر، احساس، رفتار»، ذهن را بازسازی میکند و انسان را از مدارهای اشتباه خارج میسازد. این تغییر جهانبینی است که باعث میشود فرد پس از درمان، نهتنها رها شود، بلکه به انسانی سالم، سازنده و مفید تبدیل گردد.
تغییر نگرش در کنگره ۶۰ یعنی عبور از برداشتهای غلطی که سالها ذهن مصرفکننده را در تاریکی نگهداشته است. فردی که سالها با ترس، ناامیدی، قضاوتهای اشتباه و احساس ناتوانی زندگی کرده، نیاز دارد ابتدا این لایههای ذهنی را کنار بزند. جهانبینی به او یاد میدهد که بسیاری از رنجها نه از بیرون، بلکه از تحلیلهای اشتباه درونی سرچشمه میگیرند. وقتی نگرش تغییر میکند، انسان بهجای جنگیدن با خودش، شروع به ساختن خودش میکند.
جهانبینی در کنگره ۶۰ فقط یک مجموعه آموزش نیست؛ چراغی است که مسیر را روشن میکند. این چراغ به انسان نشان میدهد که هر رفتار، نتیجه یک فکر است و هر فکر، ریشه در جهانبینی دارد. وقتی مصرفکننده یاد میگیرد که علتها و معلولها چگونه کار میکنند، دیگر در تاریکی قدم برنمیدارد. جهانبینی به او کمک میکند تا مسئولیت انتخابهایش را بپذیرد و مسیر درست را آگاهانه انتخاب کند.
اگر جهانبینی تغییر نکند، رهایی پایدار نمیماند. فردی که با همان نگرش دوران مصرف زندگی کند، دیر یا زود دوباره به همان نقطه بازمیگردد؛ اما وقتی جهانبینی اصلاح میشود، انسان نهتنها از اعتیاد رها میشود، بلکه به انسانی تازه تبدیل میگردد؛ انسانی که میتواند بسازد، خدمت کند، محبت بورزد و در مسیر تکامل حرکت کند. این همان تفاوت میان «ترک» و «درمان» است؛ ترک فقط قطع مصرف است، اما درمان یعنی تغییر نگرش، تغییر جهانبینی و تولد دوباره وقتی صورتمسئله اعتیاد پیدا شد، راه نیز پیدا شد؛ و این کشف، برای مصرفکنندهها بازی مرگ و زندگی بود. به لطف خداوند و دانش و محبت حکیمی چون حسین دژاکام، راه از چاه جدا شد. ما که سالها در تاریکی گمشده بودیم، دوباره احیا شدیم، آگاه شدیم و توانستیم زندگی سالم و سازندهای را تجربه کنیم.
اتفاقاتی که بهواسطه کشف صورتمسئله اعتیاد رخ داد، بیاغراق شگفتی قرن است؛ درختی که ریشه در محبت دارد و ثمراتش روزبهروز گستردهتر میشود. یقین دارم سایه این درخت دانایی و عشق، روزی بر سر همه انسانها خواهد افتاد.
گروه محترم مرزبانی نمایندگی ارتش
نویسنده: راهنمای محترم درمان اعتیاد و درمان وابستگی به سیگار مسافر وحید افکاری
ویرایش: مسافر سعید
ارسال: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
127