English Version
This Site Is Available In English

قدر سلامتی خودمان را نمی دانیم چون به راحتی آن را در کنگره به دست آورده ایم.

قدر سلامتی خودمان را نمی دانیم چون به راحتی آن را در کنگره به دست آورده ایم.

چهاردهمین جلسه از دوره چهل و هشتم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره60، ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر حسن، نگهبانی مسافرعلی و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه"صورت مسئله اعتیاد" روز شنبه 4 مهر ماه 1405 ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا آموزش ببینم و خدمت کنم. جلسه امروز ما دو بخش دارد که من سعی می کنم در ابتدا راجع به دستور جلسه که صورت مسئله اعتیاد است، مختصر و مفید صحبت کنم و در بخش دوم تولد مسافران رضا و محمد است.
سال 77 آقای مهندس در سیستان و بلوچستان؛ صورت مسئله اعتیاد را به علوم پزشکی دادند و این موضوع را برای همیشه بستند. مسئله ای که هنوز برای مجامع علمی راه حلی برایش پیدا نشده است، مقصد مشخص است درمان اعتیاد؛ ولی مبداء کار مشخص نیست. آقای مهندس این موضوع را با مثلث جسم، روان و جهان بینی یک بار برای همیشه بستند که این هنوز برای مجامع علمی مشخص نیست.


من خودم سالیان سال درگیر مواد مخدر بودم و مقصد را می دانستم که درمان اعتیاد بود، ولی مبداء را نمی دانستم به قول آقای مهندس می خواستم به تبریز برم ولی مبداء خودم را نمی دانستم و این که از کدام راه باید بروم. بدلیل مشخص نبودن راه، راه تبریز را گم می کردم. در مجامع علمی کل دنیا هنوز مبداء نا مشخص و حل نشده است.
هر آن چیزی که از سد خونی مغز عبور کند؛ انسان را از تعادل خارج کند و جایگزین مواد درونی بدن بشود مواد مخدر نامیده می شود. حالا می خواهد تریاک باشد یا هروئین  ویا هر ماده مخدر دیگری، هر موادی که از سد خونی مغز عبور کند و باعث اعتیاد گردد با داروی اوتی و به روش دی اس تی قابل درمان است.
چرا من به چلوکباب، به چغندرقند و به پرتغال معتاد نمی شوم، خیلی هم خوش مزه تر و بهتر از تریاک تلخ است.


به خاطر این که این ها از سد خونی مغز عبور نمی کند و هیچ ویتامینی در بدن من تولید نمی شود. ولی 24 نوع آلکولوئید در بدن من هست از جمله آنکفالین و دوپامین و دینورفین و.....که مواد بیرونی که وارد بدن می شود چرخه تولید این مواد را در بدن مختل می کند و با سقوط آزاد در صورت داشتن نیروی جوانی، حدود بیست تا بیست و پنج درصد فقط تولید آنکفالین راه می افتد ولی خواب شما مشکل دارد، چیزهای دیگر از جمله تعادل مشکل دارد؛ سالیان سال طول خواهد کشید تا قسمتی از این مشکل در بدن حل شود. ِان جی او های دیگر؛ برای به قول خودشان ترک کردن و به نظر ما کنگره ای ها برای درمان خیلی بیشتر از ما زحمت می کشند، ولی ما در کنگره به لطف آقای مهندس با روش دی اس تی بدون هیچ گونه زحمتی به درمان می رسیم و این مسئله هم خوب است و هم بد، خوب به این دلیل که جسم ما اذیت نمی شود و بد، به دلیل این که قدر سلامتی خودمان را نمی دانیم چون به راحتی آن را به دست آورده ایم.


قسمت دوم صحبت هایم راجع به آقا محمد و آقا رضا است که امروز تولد یک سال رهایی این عزیزان را جشن می گیریم. من همیشه به رهجوهای خودم می گویم؛ فلسفه تولدها پرداخت بدهی شما به سفر اولی است و بدهی شما به کنگره نیست. شما به کنگره آمده اید و درمان شده اید و امروز چند نفر که تازه به کنگره آمده اند شما را می بینند و شما به این تازه واردها بدهی خودتان را می دهید.
رضا با حال بسیار بسیار خراب وارد کنگره شده بود و در زمان حضورش در افغانستان در پلیس خدمت می کرد که با حضور طالبان در افغانستان به ایران آمد و در آنجا به مصرف شدید انواع مواد مخدر از جمله شیشه روی آورده بود. وقتی وارد لژیون من شد حال بسیار خرابی داشت و هر روز در لژیون گریه می کرد و مسئولیت یک خانواده بزرگ را بر عهده داشت و بسیار نا امید بود و در یک کشور غریب بدون پشت و پناه بود. اوایل سفر یکی دو بار شیطنت می کرد و من هم مچ او را می گرفتم، چون حس راهنما باز شده است. یک روز صبح حس کردم که رضا می خواهد سفرش را خراب کند و به او زنگ زدم و گفتم رضا کجایی، جواب داد سرکار هستم و من گفتم سرکار نیستی و در خانه نشستی و به او گفتم پایپ را زمین بگذار و از خانه خارج شو. بعد از همان یک بار ادامه سفرش را به خوبی انجام داد.
قسمت دوم تولد محمد بازیگوش است، که خیلی خوب سفر کرد و به او هم تبریک می گویم. محمد در جنگ 12 روزه وعده ای 8 دهم اوتی می خورد که به او زنگ زدم و حالش را پرسیدم به لژیون آمد و گفت خیلی حال بدی دارم و وعده ای 8 سی سی دارو می خورم و 10 روز به او سقوط آزاد دادم تا به مسیر درمان برگشت و خیلی هم عالی و خوب سفر کرد و هر دو نفر این عزیزان همیشه گوش به فرمان بودند. خداوند را شاکرم که محمد به درمان رسید و الان پس انداز خوبی دارد و امیدوارم زندگی خوبی را تشکیل بدهد.


اعلام سفر مسافر رضا:
آنتی ایکس شیشه، به روش دی اس تی با داروی اوتی، به مدت 13 ماه و 21 روز با هدایت و راهنمایی استاد عزیزم حسن آقا سفر کردم رهایی 1 سال و 2 ماه

ا

علام سفر محمد:آنتی ایکس قرص متادون، روش درمان دی اس تی داروی درمان اوتی به مدت 11 ماه و 18 روز با هدایت و راهنمایی استاد خوبم آقا حسن سفر کردم رهایی 1 سال و 29 روز

آرزو مسافررضا:
آرزو دارم همه عزیزان و هم لژیونی هایم به رهایی برسند ان شاالله جشن یک سالگی خودشان را جشن بگیرند.

آ

رزو مسافر محمد:
آرزوی رهایی تمام سفر اولی ها را دارم.

سخنان مسافرمحمد:
سفر اول بسیار خوب است، راهنما و بستر فراهم است تا یک رهجو بیاید و به رهایی برسد و سفر اولی یکی از خوشبخت ترین مخلوقات خداوند است نه فقط انسان، خیلی از انسان ها که درگیر اعتیاد هستند دنبال راه حلی می گردند ولی فرمان حضور در کنگره برایشان هنوز صادر نشده، حتی تازه واردینی که الان اینجا هستند خیلی آدم های خوشبختی هستند. در رابطه با سفر دوم به قول آقای مهندس هم سخت و هم سهل است، سهلی اش این است که شما جهانبینی داری و میدانی با مشکلات چگونه برخورد کنی و اون قسمت سخت اش هم اینکه باید از جهانبینی که یاد گرفتی استفاده و اون را کاربردی کنی تا در دام شیطان نروید.

سخنان مسافر رضا:
من با یک دنیا نا امیدی وارد کنگره شدم ازافغانستان هم آمده بودم و روزهای تلخی را سپری می کردم زمانی که استاد وارد لژیون می شد و شروع به حرف زدن می کرد می زدم زیر گریه و خودم را پنهان می کردم، امروز خدا رو شکر می کنم که جشن یک سالگی ام را می گیرم و خداوند را شاکرم که چنین جایگاهی را تجربه کردم.

سخنان همسفرِ مسافر محمد:
یک سفر اولی وقتی وارد کنگره می شود روی این صندلی ها می نشیند و یک روزهم مثل محمد جشن تولد می گیرد، اولین باری که متوجه اعتیاد محمد شدیم درستهِ آگاهی امروز که در کنگره بدست آورده ایم را نداشتیم ولی با خشونت هم با محمد برخورد نکردیم با محمد بیروی رفتیم و صحبت کردیم و به هیچ عنوان زیر بار نمی رفت و برای من بسیار سخت بود برادر کوچکترم ذره ذره جلوی چشم هایم آب می شود، می بردمش بیرون برایش خرید می کردم ولی نمی دانستم که مواد مخدر با معرفت و توجه کردن درمان شدنی نیست و بعدا توسط دایی ام پیام کنگره را دریافت کردیم و اذن حضور کنگره برای محمد صادر شد و توانستیم بیاییم اینجا و الان هر دو حال بسیار خوبی داریم.

سخنان همسفرِمسافر رضا:
از استاد پدرم حسن آقا تشکر می کنم که باعث سلامتی پدرم شدند، پدرم هر زمان که کنگره می آید بعدش در منزل مرتب تعریف کنگره را می کند و آموزش هایی که گرفته را برای ما بیان می کند، از برادر لژیونی های پدرم تشکر می کنم.

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...