English Version
This Site Is Available In English

مصاحبه باراهنمای محترم تازه واردین و DST مسافر امیرعلی

مصاحبه باراهنمای محترم تازه واردین و DST مسافر امیرعلی

فرصتی دست داد تا در خدمت راهنمای محترم تازه‌واردین آقای امیرعلی باشم و سؤالاتی از او بپرسم. آنچه مشاهده می‌کنید خلاصه‌ای است از این گفتگوی جالب و آموزنده که تقدیم شما می‌گردد

مصاحبه باراهنمای محترم تازه واردین مسافر امیرعلی

سؤال:
۱-آیا تفاوت‌های شما در حال حاضر در مقایسه بازمان مصرف مواد مخدر چیست؟
جواب:
سلام دوستان امیرعلی هستم مسافر من قبل از اینکه وارد کنگره ۶۰ بشوم درون تاریکی‌هایی به سر می‌بردم؛ زمانی که شما در تاریکی باشید به زبان ساده، دید شما کم می‌شود و اندک‌اندک به‌جایی می‌رسد که شما دارید فرومی‌روید اما نمی‌بیند و نمی‌دانید و شناختی هم وجود ندارد، کم‌کم دردها و رنج‌ها و آسیب‌ها پدیدار می‌گردند و بیشتر و بیشتر می‌شوند؛ محیط اطراف می‌شود پر از آدم‌هایی که حکم نیروهای تخریبی را دارند و انسان را در باتلاق فرومی‌برند.
از زمانی که وارد کنگره شده‌ام و رو به‌سوی روشنایی قدم برداشتم، کم‌کم از تاریکی‌ها خارج شدم، آن‌هم به سبب کسب دانش و آگاهی که کنگره به من داد؛ روزبه‌روز به ظرفیت‌های من اضافه شد و از یکجایی وقتی نیروهای بازدارند و تخریبی به سراغ من می‌آمدند باعث تقویت من می‌شدند چون من دیگر می‌دانستم چگونه باید با آن‌ها برخورد و مقابله کنم و به‌عبارت‌دیگر در مواجه با وسوسه و القاء منفی چه‌کار بکنم یا چه‌کار نکنم؛ برای مثال همان اتمسفری که باعث زنگ زدن و از بین رفتن آهن می‌شود و باعث خلل در سرعت حرکت ماشین می‌شود
بالگرد را از زمین بلند می‌کند و این تغییر حالتی است که با این آموزش‌ها در این راه کسب می‌شود.


سؤال:
۲-به کسانی که در پذیرفتن جایگاه خدمت تردید دارند چه توصیه‌ای دارید؟
جواب:
اگر فرمان الهی صادر شد و پای کسی به کنگره باز شد بداند که راه برای رشد فراهم است و می‌تواند در این مسیر هرچقدر که بخواهد به‌پیش برود و موفقیت کسب کند؛ منتها این بستگی به خود فرد دارد که چه بخواهد؟ چقدر بخواهد؟ و چگونه حرکت کند؟ و این سؤال را از خودش بپرسد که آیا من می‌توانم از یکسری چیزها بگذرم؟ مثل غرور و منیت.
نکته‌ای که برای من مانع از حرکت می‌شد غرور و منیت بود، به خودم می‌گفتم اینجا انسان‌های بسیار زیادی می‌آیند و حالشان خوب می‌شود.
من چرا از خودم بگذرم؟! در ادامه متوجه شدم درست است که انسانی که در کنگره خدمت می‌کند از پول خود می‌گذرد، از زمانش می‌گذرد و انرژی خود را صرف می‌کند اما درنهایت موهبت بهتری به او داده می‌شود.
یکسری ناخالصی‌هایی درون وجود انسان هست که رفته‌رفته این ناخالصی‌ها از بین می‌روند و فضا را برای صفت‌های خوب باز می‌کند.
نکته دیگری که در مورد خدمت مهم است و انسان‌ها گاهی اوقات درک نمی‌کنند این است که بداند برای چه خدمت می‌کند؟ و قضیه چیست؟ و آن‌هم این است که باید از مفاهیم اشتباه ذهن گذشت تا بتوانم فعل دیگری را تجربه کنم یعنی اول محروم بشوی تا بتوانی محرم بشوی و درنتیجه به عقیده من خدمت کردن جایگاه والا و بسیار ارزشمندی است.


سؤال:
۳-آیا خدمت در کنگره ۶۰ روی شغل یا روابط خانوادگی‌تان تأثیری داشته؟
جواب:
انسان زمانی که حال بدی دارد همه‌چیز را بد می‌بیند و زمانی که حالش خوب است همه‌چیز را خوب می‌بیند.
زمانی که حال آدم خوب است اگر کسی کار بدی انجام بدهد برخورد او این‌گونه است که خوب است در این فشار فعل زشت‌تری را انجام نداد و زمانی هم که انسان حال خوشی ندارد به عبارتی حالش بد است با کوچک‌ترین حرکتی باعث به‌هم‌ریختگی می‌شود.
زمانی که در کنگره خدمت می‌کنم، انرژی خوب دریافت می‌کنم، حس خوبی دریافت می‌کنم، بنابراین این انرژی و حس خوب را در بخش‌های مختلف زندگی‌ام با خود به همراه دارم و تأثیر مثبتی بر شغل و خانواده‌ام داشته است؛ به قول آقای مهندس دژاکام: حس هم نوع خودش را جذب می‌کند.
سؤال:
۴-آیا فکر می‌کردید برای رهایی از اعتیاد باید سی دی بنویسید؟ حس شما هنگام نوشتن سی دی چیست؟
جواب:
نه فکر نمی‌کردم که برای رهایی نیاز به سی دی نوشتن است و هم‌چین تکلیفی را باید انجام بدهم.
گاهی اوقات با اکراه نوشتم و گاهی اوقات باذوق منتها زمانی که باذوق نوشتم، خوش‌خط و خوانا نوشتم و با دقت دانش را فراگرفتم و یادگیری بیشتری داشتم و در ذهنم ماندگارتر ماند، از جهتی حس خوبی دریافت کردم.
اما زمانی که با اکراه و رفع تکلیف به‌نحوی‌که سریع تمام بشود نوشتم نتیجه مطلوبی حاصل نشد.
سؤال:
۵-رویای خودتان برای کنگره ۶۰ و نمایندگی ارتش چیست؟
من خود را در جایگاهی نمی‌دانم که برای کنگره ۶۰ رویا داشته باشم، به نظر من این راه، راه خداوند است که پیشرو آن‌هم خودش است‌.
داخل نوشتارهای کنگره ۶۰ هم به این اشاره‌شده است.
چه من در کنگره باشم و فعالیت کنم؛ کنگره به حرکت و راه خودش ادامه می‌دهد و چه من نباشم، بازهم این اتفاق می‌افتد.
من به‌خوبی نمی‌دانم، به‌قدری گسترده است که اصلاً به تصور من نمی‌گنجد‌.
در مورد خودم دوست دارم که توان و زمان خوبی داشته باشم که بتوانم بمانم و به‌خوبی ادامه بدهم‌.


سؤال:
۶-مطلبی هست که تمایل داشته باشید به آن اشاره‌کنید؟
جواب:
یکه مثلث مهم وجود دارد که به آن اشاره می‌کنم.
یک ضلع آن مثلث کار است، یک ضلع آن خانواده است و ضلع دیگر آن خدمت است.
اضلاع کار و خانواده را خیلی‌ها ممکن است در زندگی‌شان داشته باشند ولی خدمت موهبتی است که اگر کسی آن را دارا باشد در زمین زندگی خود می‌تواند بذر نیکو بکارد؛ می‌تواند به‌خوبی از این فضل برای آبیاری زراعت بهره جوید و پتانسیل این را دارد که طوفان‌ها و آفت‌های بسیاری، محصولش را حفظ کند تا بتواند نتیجه‌ای بی‌نظیر و بی نقض به دست آورد و من تضمین می‌کنم هم‌چین بذری زمانی که به برداشت برسد و برداشت شود به‌خوبی از آن استفاده شود.
من جایی را بهتر از کنگره ۶۰ نمی‌شناسم که خدمت در آن‌همچین حاصل پرباری را به ارمغان بیاورد.
شما تصور کنید شخصی می‌آید در کنگره سفر می‌کند، زندگی او بهبود پیدا می‌کند و بعد آن شخص راهنما می‌شود وزندگی بقیه را نجات می‌دهد و شاگردش دوباره راهنما می‌شود و این ادامه دارد... .
زیباست این چرخه‌ای که از آن تعداد زیادی انسان احیاء می‌شوند، حال خودشان و خانواده خوب می‌شود و می‌توانند زندگی خوبی را به دست آورند تا جایی که جامعه‌ای حالش خوب می‌شود.
البته حال خوب به‌رایگان به دست نمی‌آید و باید تلاش کرد، تفکر قوی داشت و ظرفیت گذشت.

گروه محترم مرزبانی نمایندگی ارتش

مصاحبه کننده: مسافر محمد

تنظیم، ویرایش و ارسال: مسافر سعید و مسافر محمد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...