جلسه پنجم از دور یازدهم سری کارگاه های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی پرند با ٱستادی راهنمای محترم مسافر میلاد و نگهبانی مسافر پرویز و دبیری مسافر یوسف و با دستور جلسه " صورت مسأله اعتیاد " در روز شنبه مورخه ۴ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶/۳۰ آغاز به کار کرد.
سلام دوستان، میلاد هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که توفیق حاصل شد تا در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. امیدوارم جلسه خوبی را در کنار یکدیگر داشته باشیم.

ابتدا رهاییهای دیروز را خدمت آقا غلامرضای عزیز و دوستانی که از بند سیگار رها شدند تبریک عرض میکنم. همچنین رهایی آقای علی فاضل و آقای محمدرضا را نیز تبریک میگویم و این موفقیت را به مسافران و همسفران عزیزشان شادباش میگویم.
دستور جلسه امروز، صورتمسئله اعتیاد است و بخش دوم دستور جلسه به جشن تولد کیومرث عزیز اختصاص دارد.
اولین کاری که آقای مهندس پس از رسیدن به درمان انجام دادند، این بود که مقاله صورتمسئله اعتیاد را به دانشگاه زاهدان ارائه کردند و این مقاله واقعاً حرفی برای گفتن داشت.
بیماری اعتیاد به گونه ای بود که هرکسی از راه میرسید، تصمیمی برای آن میگرفت. از عطار گرفته تا مداح، پزشک، کمپ و هر شخص دیگری، هرکدام نسخهای برای درمان آن ارائه میدادند و همه هم به شکست ختم می شد اما هیچوقت این روشها بهدرستی مورد نقد و بررسی قرار نمیگرفتند.
در آن زمان، اعتیاد مسئلهای بود که حتی نمیتوانستند بهراحتی دربارهاش صحبت کنند. تازه در سالهای اخیر است که اعتیاد را بهعنوان یک بیماری مطرح میکنند. هر روشی که فرد مصرفکننده برای ترک اعتیاد انتخاب میکرد، اگر با شکست مواجه میشد، بهجای آنکه روش درمانی را مورد بررسی قرار بدهند، تمام تقصیرها را به گردن خود فرد میانداختند.
به مصرفکننده میگفتند بیغیرت است، لذتجوست، اراده ندارد و نمیخواهد خوب شود؛ اما هیچکس نمیآمد روشهایی را که برای درمان اعتیاد استفاده میشد، مورد نقد و بررسی قرار بدهد.
برای مثال اگر سمزدایی انجام میدهیم، باید بررسی کنیم که ورودی و خروجی آن چیست. اگر هزار نفر وارد یک روش درمانی شوند و پس از یک سال فقط دو نفر بتوانند نتیجه بگیرند، باید از خودمان بپرسیم این چه روشی است که تنها دو دهم درصد خروجی دارد؟
من کمتر دیدهام که شخصی به کمپ برود و نتیجه بگیرد. البته ممکن است افرادی هم باشند که موفق شده باشند، اما بسیار کم هستند. افرادی را دیدم که ۷،۸ بار به کمپ رفتهاند، با یک گرم تریاک وارد شدهاند و با مصرف هروئین و تزریق آن از کمپ بازگشتهاند.
این وضعیت تا زمانی ادامه داشت که آقای مهندس صورتمسئله اعتیاد را مطرح کردند.
بعضیها صورتمسئله اعتیاد را پاک میکنند؛ چون توانایی حل آن را ندارند. میگویند کسی که مصرفکننده است، نمیخواهد خوب شود و مواد مخدر را دوست دارد. درحالیکه آقای مهندس مسئله را به شکل دیگری مطرح کردند: باید ببینیم کجای سیستم آسیب دیده است و چگونه میتوانیم آن آسیب را بازسازی کنیم.
صورتمسئله اعتیاد یعنی همین؛ اینکه بدانیم چه اتفاقی در جسم انسان افتاده است، کدام قسمت از سیستم بدن دچار تخریب شده و چگونه میتوان آن را به حالت طبیعی بازگرداند.
درمان تریاکی که خود آقای مهندس انجام دادند، بر اساس القائاتی که به ایشان شد، آغاز گردید. در ابتدا، مصرف مواد مخدر خود را کاهش دادند و سپس با کم کردن تدریجی آن، سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی طبیعی بدنشان فرصت پیدا کرد تا دوباره شروع به فعالیت و ترشح کند.
موضوع در ظاهر بسیار ساده است، اما پذیرفتن آن برای بسیاری از افراد آسان نیست. برای خود من هم همینطور بود؛ اصلاً باورم نمیشد که بتوانم با تریاک درمان شوم.
بسیاری از دوستان وقتی وارد کنگره میشوند، میگویند: «ما به اینجا آمدهایم تا خوب شویم؛ چرا باید دوباره مصرف کنیم؟»
عدهای دیگر میگویند: «آقا، ما ده روز است که هیچ مادهای مصرف نکردهایم؛ حالا شما به من میگویید تریاک مصرف کنم؟ چرا باید این کار را انجام بدهم؟»
این پرسشها نشان میدهد که جامعه، خانوادهها و حتی رسانهها تا چه اندازه ممکن است نسبت به ماهیت درمان اعتیاد و روش صحیح آن آگاهی نداشته باشند.
همین عدم آگاهی باعث میشود که اطرافیان جبهه بگیرند و در کار مسافر دخالت کنند. برای مثال، خانواده میگوید: «تو یک ماه است که مواد نکشیدهای؛ چرا باید دوباره متادون یا تریاک مصرف کنی؟»
درحالیکه درمان در کنگره ۶۰ بر اساس شناخت صورتمسئله اعتیاد انجام میشود. ما باید بدانیم که مصرف مواد مخدر چه تخریبی در سیستم طبیعی بدن ایجاد کرده است و برای بازسازی آن سیستم، چه مسیری را باید طی کنیم.
کنگره ۶۰ در زمینه اعتیاد، سه موضوع پیشگیری، مهار و درمان را دنبال میکند.
اگر شخصی بهصورت تفننی مواد مصرف میکند، ما میتوانیم به او آگاهی بدهیم و بگوییم که مصرف مواد مخدر در سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی طبیعی بدن و سیستم ضد درد او تخریب ایجاد میکند. همین آگاهی ممکن است باعث شود شخصی که مثلاً ماهی ۱،۲ بار مصرف می کند دیگر مصرف نکند.
از نظر من، صورتمسئله اعتیاد تنها دستاورد کنگره ۶۰ نبود؛ بلکه دریچهای شد برای شناخت صورتمسئله بسیاری از بیماریها و مشکلاتی که انسان امروز با آنها روبهروست؛ ازجمله سیگار، چاقی، سرطان و بیماری اماس.
اگر به فعالیتهای آقای مهندس نگاه کنیم، میبینیم که ایشان در زمینه اعتیاد ۶،۷ مقاله ارائه کردهاند، اما در زمینه بیماریهای دیگر تحقیقات و مقالات زیادی دارند که حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.
اینکه مقالهای از ایران به دانشگاهی مانند هاروارد راه پیدا کند و مورد توجه قرار بگیرد، موضوع کوچکی نیست. شاید برای ما که هر روز در کنگره حضور داریم و از آموزشها استفاده میکنیم و مطالب سایت را میخوانیم، این موضوعات عادی شده باشد؛ اما وقتی از بیرون به آن نگاه میکنیم، متوجه میشویم که چه اتفاق بزرگی رخ داده است.
پذیرفته شدن یک مقاله علمی و مورد توجه قرار گرفتن آن در محیطهای دانشگاهی معتبر، دستاورد ارزشمندی است و نباید بهسادگی از کنار آن عبور کنیم.
آقای مهندس در زمینه بیماریهای دیگر نیز موضوعات مهمی را مطرح کردهاند. برای مثال، در بیماریهایی مانند اماس و سرطان، شناخت سازوکار بیماری و بررسی راههای درمان اهمیت بسیار زیادی دارد.
در بیماری اماس، پوشش محافظ رشتههای عصبی، یعنی میلین، آسیب میبیند و این آسیب در انتقال پیامهای عصبی اختلال ایجاد میکند. شناخت دقیق این فرایند و راههای بازسازی آن، یکی از موضوعات مهم پژوهشهای پزشکی است.
در زمینه تغییر بیان ژن و سلولهای بنیادی نیز تحقیقات گستردهای در کنگره انجام میشود و آقای مهندس همچنان هم به دنبال گسترش فعالیتهای علمی در این زمینهها هستند تا بتوانند در مسیر شناخت و درمان بیماریهای دیگر نیز قدم بردارند.
البته درمان بیماریهایی مانند اماس و سرطان، موضوعات پیچیدهای هستند و نمیتوان صرفاً با مطرح کردن یک روش، از درمان قطعی آنها سخن گفت؛ اما آنچه اهمیت دارد، نگاه علمی، تحقیق و تلاش برای پیدا کردن راههای تازه درمان است.
وقتی به مسیر کنگره ۶۰ نگاه میکنیم، میبینیم که صورتمسئله اعتیاد، نقطه آغاز حرکتی بزرگتر بوده است؛ حرکتی که میتواند ما را به شناخت صورتمسئله بیماریهای دیگری مانند سیگار، چاقی و سایر بیماریها نزدیک کند.
قسمت دوم: تولد اولین سال رهایی مسافر کیومرث
بخش دوم دستور جلسه، جشن تولد کیومرث عزیز است.
کیومرث جان، تولدت را تبریک میگویم. همچنین این روز زیبا را به خانواده محترمت و همسر گرامیات تبریک عرض میکنم و حتماً از طرف من هم به ایشان تبریک بگو.
کیومرث زمانی که وارد کنگره شد، یک بار سفر کرده بود. شماره کارت او ۴۴۲ بود و اگر اشتباه نکنم، حدود ۲۰،۲۵ سال پیش در شعبه شادآباد سفر خود را به پایان رسانده بود. اما به هر دلیلی، دوباره به اعتیاد برگشته بوده است. حالا اینکه چرا از کنگره فاصله گرفت و چگونه دوباره برگشت، خودش بهتر میتواند برایمان توضیح بدهد.
اما چیزی که میخواهم درباره آن صحبت کنم، موضوعی است که همیشه در لژیون به آن فکر میکنم.
هر رهجویی که وارد لژیون میشود، میتوان گفت بخشی از وجود پنهان یک راهنما را به او نشان میدهد. برای مثال، اگر رهجویی وارد لژیون شود و حسادت داشته باشد، یا در بعضی مسائل جبهه بگیرد، راهنما میتواند با نگاه به او، بخشی از وجود خودش را نیز بشناسد. البته این را درباره خودم میگویم؛ چراکه رهجوها در بسیاری از مواقع درسهایی به راهنمای خود میدهند که شاید در هیچ جای دیگری نتوان آنها را آموخت.
کیومرث هم در این مسیر، درس بسیار زیبایی به من داد و آن، شاد بودن و خوشحال بودن اوست.
کیومرث همیشه خندهای بر لب دارد. گاهی اوقات به اطرافمان نگاه میکنیم و میبینیم که خندیدن را فراموش کردهایم؛ درحالیکه شادی و خنده از نیازهای اساسی زندگی هر انسانی است.
من هر زمان که با کیومرث صحبت کردهام، در هر موضوعی که بوده، او را خندان دیدهام و همین موضوع به من انرژی داده است.
اینکه انسان بتواند در شرایط مختلف زندگی، روحیه خود را حفظ کند و با لبخند با دیگران برخورد کند، موضوع بسیار ارزشمندی است. کیومرث این ویژگی را دارد و من از او یاد گرفتهام که نباید شادی را در زندگی فراموش کنیم.
روز رهایی کیومرث هم خاطره جالبی برای من دارد. با توجه به اینکه او حدود بیست سال پیش یک بار سفر کرده بود، زمانی که برای رهایی به خدمت آقای مهندس رسیدیم، اتفاقی افتاد که برای من بسیار جالب بود.
آقای مهندس هنگامی که گل رهایی را به کیومرث دادند، به او گفتند که چهرهاش برایشان آشناست. همانجا به ایشان گفتم که کیومرث یک بار دیگر هم سفر کرده است. برای خودم هم جالب بود که آقای مهندس پس از گذشت این همه سال، هنوز چهره او را به خاطر داشتند.
کیومرث مدتی از کنگره فاصله گرفته بود اما الان دوباره برگشته است.
در این مدت، برای انجام کارهای دندانپزشکی و مرتب کردن دندانهایش اقدام کرده بود. حتی در ابتدا تمایلی نداشت که جشن تولد بگیرد؛ چون میگفت هنوز نمیتواند بهخوبی صحبت کند.
در پایان، تولد کیومرث عزیز را مجدداً تبریک میگویم. به ایجنت محترم شعبه و مرزبانان عزیز نیز تبریک عرض میکنم. همچنین این جشن را به تمام مسافران و همسفران گرامی تبریک میگویم.
امیدوارم در شعبه پرند، هر روز شاهد برگزاری چنین جشنهایی باشیم؛ چراکه هر تولد، پیام و آموزش خاص خودش را برای همه ما دارد.
امیدوارم کیومرث عزیز در سفر دوم نیز بتواند خدمتگزار کنگره باشد، جایگاههای خدمتی را تجربه کند و در ادامه مسیر، شال راهنمایی را دریافت کند.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم.







رهایی مسافر محمدرضا رهجوی راهنمای محترم مسافر میلاد از بند مواد مخدر

تایپ تنظیم و بارگزاری:مسافر میلاد و مسافر یوسف(لژیون دوم)
مرزبان خبری مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
266