اعتیاد غولی که فکر میکردم شکستناپذیر است اعتیاد غول بزرگی که فکر میکردم نمیتوان شکستش داد. معتاد فردی است که خودش خواست وارد این وادی شود از مصرف مواد لذت میبرد و ارادهای برای کنارگذاشتن آن ندارد. من، سایه با همین نگاه وارد کنگره شدم مصرفکنندگان مواد مخدر را شایسته بدترین برخوردها در جامعه میدانستم؛ زیرا در جامعه و خانواده اینگونه به من آموزشدادهشده بود.
اما اولین روزی که وارد کنگره شدم اولین چیزی که فهمیدم این بود که «معتاد یک بیمار است و نیاز به درمان دارد نه ترک» همین جمله، نگاه من را تغییر داد وقتی به خانه برگشتم دیگر بهجای یک هیولای غیرقابلدرمان یک بیمار جسمی، روانی و دارای جهانبینیِ آسیبدیده را میدیدم که نیاز به درمان داشت آن خشم همیشگی درونم کمکم تبدیل شد به زنی که به دنبال راه درمان مسافرش بود درمان کجاست؟ کنگره۶۰ جایی که با یک جمله من را به تفکر دوباره اعتیاد واداشت.
آنجا بود که با مفهوم مهمی به نام «صورتمسئله اعتیاد» آشنا شدم تا آن زمان چیزی که از اعتیاد میدانستم این بود که اگر فردی مواد را کنار بگذارد باز هم بیماری اعتیاد با اوست و هر لحظه ممکن است با قرارگرفتن در معرض مواد یا شرایط گذشته دوباره به مصرف برگردد به همین دلیل اعتیاد را غولی میدیدم که شاید بتوان مدتی از آن فاصله گرفت؛ اما نمیتوان برای همیشه از آن رها شد؛ اما کنگره۶۰ نگاه دیگری به من آموخت
فهمیدم برای حل هر مشکلی قبل از هر چیز باید صورتمسئله آن را درست بشناسیم اگر ندانیم دقیقاً با چه چیزی روبهرو هستیم چهطور میتوانیم راهحل مناسبی برای آن پیدا کنیم؟ برای مثال وقتی با چاقی روبهرو هستیم اگر فقط بگوییم کمتر غذا بخور و بیشتر اراده کن آیا واقعاً صورتمسئله را شناختهایم؟ یا وقتی کسی سالها سیگار میکشد آیا فقط گفتن سیگار را ترک کن تمام مسئله است؟ در مورد بسیاری از بیماریها هم ابتدا باید علت و سازوکار مشکل را شناخت تا بتوان راه درمان مناسبی برای آن پیدا کرد؛ پس برای حل هر مشکل، شناختن صورتمسئله اهمیت زیادی دارد.
در مورد اعتیاد هم تا زمانی که آن را فقط یک عادت بد و ناشی از بیارادگی میدانستم طبیعی بود که راه درمان را هم در ترککردن و فشارآوردن به مصرفکننده ببینم؛ اما وقتی صورتمسئله اعتیاد برایم روشن شد فهمیدم موضوع بسیار عمیقتر از چیزی است که تصور میکردم. امروز مسافر من درمان شده است؛ کسی که حتی در طول سفر اولش باورداشت شیشه درمان ندارد؛ اما امروز خودش تعجب میکند که چگونه سالها تصور میکرد به مصرف نیاز دارد و قادر به رهایی از آن نیست.
به لطف کشف صورتمسئله اعتیاد توسط مهندس حسین دژاکام و روش درمانی کنگره۶۰، مسافر من توانست به درمان برسد امروز دیگر اعتیاد را آن غول شکستناپذیری که در ذهنم ساخته بودم نمیبینم فهمیدم گاهی بزرگترین مانع حل یک مشکل خودِ مشکل نیست؛ بلکه نشناختن درست آن است. کنگره۶۰ به من یاد داد که قبل از قضاوتکردن بفهمم، قبل از اینکه راهحل ارائه کنم صورتمسئله را بشناسم و قبل از ناامیدشدن راه درمان را پیدا کنم؛شاید اگر صورتمسئله را درست ببینیم چیزی که روزی برایمان یک غول شکستناپذیر بود تبدیل به مسئلهای شود که برایش راه درمان وجود دارد.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر سایه
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
77