در مقاله صورت مساله اعتیاد روشن شد که بزرگترین اشتباه در درمان، عدم تشخیص صحیح آن بوده است. اعتیاد نه یک سَم است که باید دفع شود و نه صرفاً یک بیماری اخلاقی یا رفتاری که باید با اراده یا جلسات گفتاردرمانی حل شود. اعتیاد یک جایگزینی است و صورتمسئله اعتیاد بر این اصل استوار است که موادمخدر بیرونی؛ مانند تریاک، هروئین، شیشه و غیره بهدلیل شباهت ساختاری با مواد شبهافیونی بدن؛ مانند اندورفین، انکفالین، دوپامین و سروتونین، بهتدریج جایگزین آنها شدهاند. سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی بدن که آن را «سیستم ایکس» مینامیم، در فرد مصرفکننده از کار افتاده یا تنبل شده است.
بنابراین وقتی فرد مصرف را قطع میکند، بدن هیچ مادهای برای جایگزینی ندارد و دچار خماری و فروپاشی روانی و جسمی میشود. سه ضلع مثلث درمان اعتیاد؛ جسم، روان و جهانبینی است. جسم از طریق روش تدریجیDST و استفاده از داروی مناسبOT، سیستم ایکس بدن را به آرامی بازسازی و بازتولید مواد داخلی احیا میشود. این ضلع بر اهمیتِ زمان، تاکید دارد که حداقل ۱۰ ماه وقت لازم دارد. روان فرد مصرفکننده مستقیماً تحت تأثیر تخریبهای جسمی است. وقتی جسم به تعادل برسد و سیستمهای بیوشیمیایی مغز تنظیم شوند، حالات روانی و رفتاری مانند افسردگی، خشم، بیخوابی و ناامیدی به تدریج اصلاح میشوند.
اگر جسم و روان فرد درمان شود، ولی نگرش او به زندگی خود و هستی تغییر نکند او دوباره به دام اعتیاد میافتد. آموزشهای کنگره۶۰ در جهانبینی بر خودشناسی، تغییر باورها و دوری از ضدارزشها تمرکز دارد تا شخصیت فرد دوباره ساخته شود. ترک یا سقوط آزاد شوک به سیستم بیوشیمی تلقی میشود که نه تنها درمان نیست بلکه تخریبهای عمیقتری به سیستم عصبی وارد میکند و اغلب منجر به بازگشت میشود. کسی که سیستم بیوشیمی بدنش در تعادل نیست، نمیتواند با جلسات رواندرمانی به تنهایی درمان شود. ابتدا باید بستر جسم آماده شود تا روان بتواند به رشد برسد.
کنگره۶۰ اعتیاد را از یک هیولای غیرقابل کنترل به یک مسئله قابل حل و مهندسی شده تبدیل میکند. برای فرد مصرفکننده، این رویکرد بار سنگین گناه و سرزنش اخلاقی را برمیدارد و آن را به یک نقص فیزیولوژیک تبدیل میکند که با گذشت زمان و نظم که همان روش DST میباشد، قابل ترمیم است. در بدن انسان، سیستمی وجود دارد که مسئول تولید مواد شیمیایی آرامبخش و لذتبخش؛ مانند اندورفین است. این سیستم، «سیستم ایکس» نامیده میشود. وقتی فرد موادمخدر مثلاً هروئین یا شیشه مصرف میکند، این مواد به دلیل شباهت ساختاری بهجای سیستم ایکس وارد بدن میشوند و کار آن را انجام میدهند.

با گذشت زمان، بدن متوجه میشود که مواد خارجی وظیفه سیستم ایکس را انجام میدهند؛ پس تولید مواد طبیعی خود را متوقف میکند. درواقع، سیستم ایکس فلج یا تنبل میشود و فرد دیگر برای احساس آرامش یا حتی برای عملکرد عادی بدن، به آن ماده خارجی نیاز دارد؛ چون بدن خودش دیگر آن را تولید نمیکند. داروی تریاک بهعنوان یک جایگزین مدیریت شده عمل میکند. هدف از مصرف OT این نیست که فرد را در حالت نشئه نگه دارد؛ بلکه هدف این است که جای خالی موادمخدر را پر کند تا سیستم ایکس فرصت پیدا کند دوباره به کار بیفتد. در این روش، دارو از یک سم به یک ابزار درمان تبدیل میشود، مشروط بر اینکه طبق پروتکل دقیق مصرف شود.
روش تدریجی بخش عملیاتی است. اگر کسی بخواهد ناگهان مصرف را قطع کند، سیستم ایکس او که از کار افتاده هیچ واکنشی نشان نمیدهد و فرد دچار فروپاشی میشود. روش DST این مشکل را حل میکند. ابتدا فرد با دوز مشخصی از دارو به گونهای مصرف میکند که از موادمخدر اصلی مثلاً هروئین یا شیشه بینیاز شود و از حالت آشفتگی خارج شود. پس از رسیدن به پایداری هر ۲۱ روز یکبار، مقدار دارو را به میزان بسیار اندک و دقیق کاهش میدهد. این کاهشهای بسیار ریز باعث میشود که سیستم ایکس بدن، فرصت پیدا کند تا به آرامی و مرحلهبهمرحله، دوباره شروع به تولید مواد شبهافیونی طبیعی کند.
این فرایند معمولاً بین ۱۰ تا ۱۲ ماه طول میکشد تا فرد بدون نیاز به هیچ ماده خارجی به تعادل بیوشیمیایی برسد؛ پس اعتیاد یک دشمن بیرونی نیست بلکه یک عدم تعادل درونی است. درمان موفق؛ یعنی بازگرداندن کنترل تولید مواد شیمیایی از ماده خارجی به خود بدن است. نکتهی مهم در اینجا است که اگر جسم و روان ترمیم شوند ولی جهانبینی فرد تغییر نکند او مانند کسی است که یک ساختمان را بازسازی کرده اما روی زمین لرزان بنا کرده است به محض بروز کوچکترین چالش دوباره به اعتیاد پناه میبرد.
منبع: کتاب 14مقاله، مقاله صورت مساله اعتیاد، سیدی صورت مساله اعتیاد، صحبتهای آقای مهندسدژاکام
نویسنده: راهنما همسر معصومه
رابطخبری: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
285