اعتیاد یکی از مسائل پیچیده و چند بُعدی جامعه امروز است و شناخت صحیح آن، میتواند نخستین گام برای یافتن راهی مناسب در مسیر درمان باشد. سالها اعتیاد، بیشتر با مفهوم «ترک» و قطع مصرف مواد بررسی میشد؛ اما آقای مهندس حسین دژاکام، بنیانگذار کنگره۶۰، با تکیه بر تجربه شخصی، مطالعه و پژوهش، نگاه متفاوتی به این مسئله ارائه کرد. حاصل این بررسیها، شکلگیری مفهومی با عنوان «صورت مسئله اعتیاد» و در ادامه، روش DST بود. در این دیدگاه، هدف صرفاً قطع مصرف مواد نیست، بلکه بازسازی و بازگرداندن تعادل از دست رفته در جسم و روان نیز اهمیت دارد. تجربه درمان شخصی آقای مهندس نقش مهمی در شکلگیری این روش داشت. بر اساس مطالب منتشر شده توسط کنگره۶۰، این فرایند با کاهش تدریجی مصرف و طی دورهای حدود یازده ماه انجام شد و بعدها مبنایی برای آموزش و درمان در کنگره ۶۰ قرار گرفت. در صورت مسئله اعتیاد، سه مؤلفه اساسی جسم، روان و جهانبینی مورد توجه قرار میگیرند.
مصرف طولانیمدت مواد میتواند تعادل طبیعی بخشهایی از جسم را مختل کند؛ بنابراین در این دیدگاه، برای بازسازی سیستمهای طبیعی بدن، زمان و روندی تدریجی در نظر گرفته میشود. در کنار جسم، وضعیت روان فرد نیز اهمیت دارد و تغییر نگرش و جهانبینی، بخش دیگری از مسیر درمان را تشکیل میدهد. از این نگاه، درمان اعتیاد یک فرایند تدریجی و آموزشی است. در روش DST، نظم، برنامهریزی و کاهش تدریجی مصرف جایگزین رویکردهای شتابزده میشود. یکی از نکات مهم این دیدگاه، تفاوت میان ترک و درمان است؛ به این معنا که قطع مصرف، به تنهایی لزوماً به معنای بازسازی کامل و رسیدن به تعادل نیست. هدف نهایی، فراهم شدن شرایطی است که فرد بتواند زندگی سالم و متعادل خود را ادامه دهد. در این مسیر، آموزش جایگاه ویژهای دارد. فرد لازم است نسبت به ماهیت مشکل، روند درمان و مسئولیتهای خود آگاهی پیدا کند. خانواده نیز با کسب آگاهی و آموزش صحیح میتواند نقش مؤثری در حمایت از فرد داشته باشد.
به همین دلیل، کنگره۶۰، بر سه محور پیشگیری، آموزش و درمان تأکید دارد. برای پیشگیری و درمان نیز ابتدا باید مسئله اعتیاد را به درستی شناخت؛ زیرا زمانی که صورت مسئله به درستی تعریف نشود، یافتن راهحل مناسب دشوار خواهد بود.یکی از ویژگیهای این دیدگاه، توجه همزمان به جسم، روان و جهانبینی است؛ رویکردی که اعتیاد را بهعنوان مسئلهای تکبعدی در نظر نمیگیرد. در روش DST، زمان یکی از عوامل مهم در فرایند درمان محسوب میشود. همانگونه که آسیبها و اختلالات ناشی از مصرف در طول زمان شکل گرفتهاند، بازسازی و رسیدن به تعادل نیز نیازمند زمان، صبر و استمرار است. فرد در طول این مسیر، علاوه بر تغییرات جسمی، آموزشها و تجربههایی به دست میآورد که میتواند به اصلاح نگرش او نسبت به خود، زندگی و روابطش کمک کند. از سوی دیگر، همه مصرفکنندگان شرایط یکسانی ندارند. سابقه مصرف، شرایط جسمی و روانی و میزان آمادگی فرد میتواند متفاوت باشد؛ بنابراین شناخت شرایط هر فرد در انتخاب مسیر درمان اهمیت دارد و نمیتوان برای همه افراد یک نسخه یکسان در نظر گرفت. در کنگره۶۰، آموزش در کنار درمان جسمی قرار دارد.
فرد در این مسیر تنها با مسئله مصرف مواد مواجه نیست، بلکه با شیوه زندگی، نگرشها و رفتارهای خود نیز روبهرو میشود. هدف آن است که تغییرات ایجاد شده بتواند در زندگی روزمره فرد استمرار داشته باشد و به ایجاد تعادل پایدار کمک کند. صورت مسئله اعتیاد، تلاشی برای ایجاد نگاهی منظمتر و جامعتر به این پدیده است. تجربه آقای مهندس و شکلگیری کنگره۶۰، نشان میدهد که بررسی دقیق یک مسئله و تلاش برای شناخت علتهای آن میتواند زمینه را برای ارائه راهکارهای جدید فراهم کند. روش DST نیز در چارچوب دیدگاه کنگره۶۰، بر درمان تدریجی، زمان، آموزش و بازسازی تأکید دارد. در نهایت، میتوان گفت اعتیاد مسئلهای چند بُعدی است، در این دیدگاه، درمان آن نیز نیازمند توجه همزمان به جسم، روان و جهانبینی است. جسم به فرصت بازسازی نیاز دارد، روان به آموزش و آرامش، و جهانبینی نیز به آگاهی و تغییر نگرش. بنابراین درمان را نمیتوان صرفاً به پایان مصرف محدود کرد؛ بلکه میتوان آن را فرایندی برای حرکت به سوی زندگی متعادلتر دانست. صورت مسئله درست، میتواند نخستین قدم برای رسیدن به راهحل درست باشد.
منبع: سایت و کتاب چهارده مقاله
نویسنده و رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر فروزان (لژیونی مرزبانی)
ویرایش: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون هفتم) نگهبان سایت
ارسال همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر ژیلا ( مرزبان خبری)
نمایندگی همسفران صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
149