مسافر داریوش با آنتیایکس انواع مواد مخدر وارد کنگره شد. ۱۱ ماه و سه روز با راهنمایی مسافر علی جیهانی، با روش "D.S.T" و داروی "OT" سفر کرد و اکنون ۲ سال و پنج ماه است که به رهایی رسیده و شال راهنمایی را بر گردن دارد. با ایشان، در مورد دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» به گفتوگو پرداختیم که در ادامه میخوانید:
در صورت مسئلهی اعتیاد، اعتیاد به عنوان «جایگزینی مزمن» تعریف میشود؛ تفاوت بنیادین نگاه کنگره ۶۰ با سایر روشهای ترک در همین تعریف ساده اما عمیق چیست؟
اعتیاد بهعنوان یک «جایگزینی مزمن» تعریف میشود و تفاوت بنیادین نگاه جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ با بسیاری از روشهای دیگر درمان اعتیاد، دقیقاً در همین تعریف ساده اما عمیق است. در بسیاری از روشهای ترک، اعتیاد صرفاً بهعنوان یک بیماری روحی و روانی در نظر گرفته میشود؛ یعنی ریشه بیماری را بیشتر در روح و روان انسان جستوجو میکنند.
برای درک بهتر این موضوع، میتوان یک مثال ساده زد. فرض کنیم شخصی صبح سوار ماشین خود میشود و قصد دارد آن را روشن کند؛ اما ماشین روشن نمیشود. او ممکن است بگوید: من لباسهایم را درست پوشیدهام، مسواک زدهام و موهایم را شانه کردهام؛ پس چرا ماشین روشن نمیشود؟؛ در حالی که علت روشن نشدن ماشین را باید در سیستم و اجزای خود ماشین جستوجو کرد، نه در لباس پوشیدن یا مسواک زدن فرد.
در مورد صورتمسئله اعتیاد نیز همین موضوع مطرح است. اگر ریشه مشکل در جای دیگری باشد، نمیتوان انتظار داشت که با پرداختن صرف به مسائل دیگر، درمان کامل اتفاق بیفتد. در کنگره۶۰، اعتیاد یک بیماری مزمن به معنای متداول آن تعریف نمیشود؛ بلکه «جایگزینی مزمن» است؛ به این معنا که موادی که از مشتقات تریاک هستند، مانند کدئین و هروئین و همچنین سایر مواد مخدر، بهتدریج جایگزین مواد شبهافیونی طبیعی موجود در بدن انسان میشوند. موادی مانند اندورفین، دینورفین، انکفالین، دوپامین، سروتونین و سایر مواد شیمیایی مرتبط با سیستم عصبی، در تعادل جسم و روان انسان نقش دارند. هنگامی که فرد مواد مخدر را از خارج از بدن دریافت میکند، بهمرور تولید طبیعی این مواد در بدن دچار اختلال میشود و سیستمهای داخلی بدن عملکرد طبیعی خود را از دست میدهند؛ بنابراین بهجای اینکه بدن مواد شبهافیونی موردنیاز خود را بهصورت طبیعی تولید کند، این مواد از خارج دریافت میشوند. در نتیجه، یک جایگزینی مزمن میان مواد مخدر بیرونی و مواد شبهافیونی طبیعی درونی شکل میگیرد.
چرا در صورت مسئلهی اعتیاد، بر روی سه مقولهی «جسم، روان و جهانبینی» به صورت همزمان تأکید میشود و چرا جدا کردن این سه از یکدیگر به شکست منجر میشود؟
در کنگره۶۰، بر اساس تجربیات به دست آمده، مشخص شده است که مثلث درمان اعتیاد از سه ضلع جسم، روان و جهانبینی تشکیل شده است. برای رسیدن به درمان، هر سه ضلع این مثلث باید به صورت همزمان مورد توجه و اصلاح قرار بگیرند. اگر حتی یکی از این سه بخش رشد و تغییر قابل ملاحظهای نداشته باشد و مورد توجه قرار نگیرد، درمان کامل اعتیاد اتفاق نخواهد افتاد. در بخش جسم، با استفاده از داروی "OT"، سیستم جسم به تدریج به تعادل بازمیگردد. همزمان با متعادلشدن جسم، روان انسان نیز که ارتباط مستقیمی با وضعیت جسم دارد، تحتتأثیر قرار میگیرد و بهسمت تعادل حرکت میکند. ضلع سوم این مثلث، یعنی جهانبینی نیز از طریق آموزشها و فایلهای صوتی هفتگی موردتوجه قرار میگیرد و فرد به تدریج با تغییر نگرش و دیدگاه خود نسبت به انسان، جهان و مسئله اعتیاد، مسیر درمان را کامل میکند.
چرا بسیاری از روشهای رایج در دنیا با وجود گذشت سالها هنوز نتوانستهاند اعتیاد را درمان کنند؟
روشهای درمانی مختلفی که در دنیا وجود داشته یا همچنان وجود دارند، معمولاً به یکی از اضلاع مثلث درمان توجه بیشتری میکنند. برای مثال، برخی روشها عمدتاً بر جسم تمرکز دارند؛ مانند روشهای نگهدارنده، ازجمله متادوندرمانی و روشهای مشابه که هدف اصلی آنها متعادل کردن وضعیت جسم است. در مقابل، برخی روشها بیشتر بر مسائل روحی، روانی، معنوی و جهانبینی تمرکز دارند و تلاش میکنند از این طریق به فرد در مسیر رهایی از اعتیاد کمک کنند.
از دیدگاه کنگره۶۰، تجربه نشان داده است که هیچکدام از این رویکردها به تنهایی برای درمان کامل اعتیاد کافی نیستند؛ زیرا اضلاع مثلث درمان را به صورت همزمان و در کنار یکدیگر پیش نمیبرند. در واقع یکی از دلایلی که روشهای رایج درمان اعتیاد با چالش مواجه میشوند، این است که یا بیشتر بر جسم تمرکز دارند یا بر بعد روحی، روانی و جهانبینی تأکید میکنند؛ در حالی که برای رسیدن به درمان، باید هر سه ضلع مثلث درمان، یعنی جسم، روان و جهانبینی، به صورت همزمان مورد توجه قرار گیرند.
لطفاً هر یک از موارد زیر را در قالب نهایت دو الی سه کلمه توصیف کنید:
• راهنما : عاشق
• سیستم ایکس : کنترلکننده تعادل بدن
• درمان اعتیاد : معجزه قرن
• مهندس حسین دژاکام : بزرگترین دانشمند
• لژیون : خانه امن
در نهایت، تسلط بر صورت مسئلهی اعتیاد چه تغییری در جهانبینی یک مسافر ایجاد میکند تا پس از رهایی نیز دچار لغزش و بازگشت نشود؟
کسی که سیستم ایکس، صورتمسئله اعتیاد و مفهوم جایگزینی مزمن را درک میکند، میداند که اعتیاد، جایگزینی مزمن مواد مخدر بیرونی بهجای مواد شبهافیونی درونی انسان است. به اعتقاد من، چنین فردی متوجه میشود که اگر کوچکترین ماده مخدر بیرونی، حتی یک عدد قرص را مصرف کند؛ سیستم ایکس او، هرچند اندک، باید دوباره پاسخگوی این ماده مخدر واردشده از بیرون باشد. او همچنین پی میبرد انرژیای که بهوسیله مواد مخدر به دست میآورد، انرژی نهفته در بدن خود اوست که به صورت نیتروژنوار و بهصورت فشرده مصرف میشود. این آگاهی سبب میشود تا شخص دریابد انواع و اقسام مواد مخدر، مادهای جادویی نیستند که دیگران موفق به کشف آنها نشده باشند و تنها او آنها را کشف کرده باشد؛ بنابراین استفاده از آنها را موهبت یا مزیتی برای خود نمیپندارد. در واقع او درمییابد که این موضوع، دامی شیطانی است؛ زیرا خاصیت معامله با شیطان اینگونه است که در آغاز امتیازهایی به انسان میدهد؛ اما در پایان، همه چیز را از او بازپس میگیرد.
کلام آخر:
خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که در دورانی زندگی میکنم که آقای مهندس حضور دارند. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان بسیار سپاسگزارم؛ زیرا راه درمان اعتیاد را برای من و امثال من هموار ساختند، صورتمسئله اعتیاد را کشف و تشریح نمودند و ماهیت حقیقی اعتیاد را مشخص کردند. ایشان این مسیر را برای منی که سالهای سال راه را گم کرده بودم و با تمام وجود خواهان خروج از اعتیاد بودم؛ اما امکانپذیر نبود، باز کردند. در نهایت، از زحمات راهنمای عزیزم، مسافر علی جیحانی بسیار سپاسگزارم.
تایپ، ویراستاری و عکس: مسافر حامد(لژیون۵)
تنظیم و ارسال مطلب: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
177