خداوند را شاکر هستم برای وجود کنگره ۶۰ و اینکه به من فرصت و اجازه داد تا به همنوعان خود خدمت کنم.
به نظر من نخستین درسی که کنگره ۶۰ به من آموخت، شناخت درست صورتمسئله اعتیاد بود. پیش از ورود به کنگره، تصور میکردم اعتیاد تنها یک وابستگی یا عادتی ناپسند است و فرد در صورت داشتن اراده میتواند بهراحتی آن را کنار بگذارد. بارها با خود میگفتم: «چرا دوباره به مصرف برگشت؟ چرا اراده نمیکند و بر خود مسلط نمیشود؟» اما پس از ورود به کنگره و دریافت آموزشها، متوجه شدم حقیقت بسیار عمیقتر از این تصورات است.
اعتیاد صرفاً مصرف یک ماده نیست؛ با تداوم مصرف، جسم انسان تخریب شده و سیستمهای تولیدکننده مواد شبهافیونی بدن از تعادل خارج میشوند. بنابراین ممکن است فردی قلباً خواهان رهایی باشد، اما به دلیل تخریبهای فیزیولوژیک، توان پایدار ماندن بر این تصمیم را نداشته باشد. اینجا بود که دریافتم تنها گفتن «مصرف نکن»، کلید درمان نیست.
بزرگترین دستاورد کنگره ۶۰، تبدیل اعتیاد از یک معضل مبهم به مسئلهای روشن و قابل حل بود. کنگره به ما آموخت که اعتیاد تنها جسم را درگیر نمیکند، بلکه اضلاع روان و جهانبینی را نیز تحتالشعاع قرار میدهد. فردی که پیش از اعتیاد مسئولیتپذیر بوده، ممکن است بهمرور زمان رفتارش تغییر کند، پرخاشگر شود یا از ارزشهای اخلاقی و خانواده فاصله بگیرد. به همین دلیل، قطع ناگهانی مصرف هرگز کافی نیست؛ بلکه جسم باید فرصت بازسازی بیابد، روان بهآرامی به تعادل برسد و جهانبینی نیز با آموزش صیقل بخورد.
مفهوم درمان تدریجی (متد DST) حقیقت ارزشمند دیگری است که در کنگره فراگرفتم؛ همانگونه که تخریبها در گذر زمان شکل گرفتهاند، بازسازی آنها نیز نیازمند زمان و صبر است. اگر صورتمسئله اعتیاد را نشناسیم، مدام در مسیرهای بیسرانجام سرگردان میشویم؛ اما با شناخت ریشه، مسیر حرکت روشن و هموار میگردد.
نویسنده و رابط خبری: راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر ساغر (لژیون چهارم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی آزادشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
359