سلام دوستان شهرام هستم، یک مسافر.
اعتیاد علمی پیچیده نیست؛ هر مسئلهای کلیدی دارد. عدم شناخت و آگاهی راستین نسبت به صورت مسئله اعتیاد و در پی آن، تعاریف غلط، جهان را گمراه کرده است. بنابراین شایسته است روش درمانی بیماری اعتیاد بر مبنای صورت مسئله اعتیاد طراحی گردد. در علوم مختلف، مهمترین بخش در حل مسائل، شناخت و فهم درست از صورت مسئله است. تا زمانی که صورت هر سؤال را به درستی درک نکرده باشیم، همواره در حل آن دچار مشکل خواهیم شد. در کنگره۶۰، آقای مهندس دژاکام درک و فهم مسئله اعتیاد را نقطه آغاز حرکت درمان معرفی کردند؛ اینکه چگونه فردی در اثر مصرف مواد مخدر به مصرفکننده یا معتاد تبدیل میشود. ایشان دریافتند که مصرف مداوم مواد در مدت ده تا یازده ماه، سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی بدن به مرور از کار میافتد و از تولید این مواد کاسته میشود. این کشف، آغاز فهم تازهای از علم اعتیاد در جهان امروز بود. مصرف مواد نه تنها جسم و فیزیولوژی بدن را تخریب میکند، بلکه روان و جهانبینی فرد را نیز دچار تزلزل و تغییر میسازد. از همینرو، در کنگره مثلثی به نام «مثلث درمان» مطرح شد؛ سه مؤلفهی جسم، روان و جهانبینی که در اثر مصرف مواد مخدر تخریب شدهاند، باید مجدداً بازسازی شوند تا فرد به تعادل برسد. روش درمانی که آقای مهندس ابداع کردند، روشی تدریجی به نام «D.S.T» همراه با داروی «O.T» بود؛ روشی که خود ایشان نیز با آن درمان شدند. این روش بر پایهی زمان درمان ده تا یازده ماه و ایجاد پلههای بیستویک روزه با ضریب کاهش و افزایش عددی۰٫۸ طراحی شد. نتیجه آن، ورود مصرفکنندگان به مسیر درمان و رسیدن تدریجی به تعادل جسم، روان و سپس جهانبینی بود. در کنگره۶۰ آموختیم که آغاز حرکت، یعنی مبدا سفر، از مقصد مهمتر است؛ زیرا فهمیدن اینکه در کجای مسیر هستیم، اهمیت بسیاری دارد. سپس با شناخت نقشه راه و هدف، میتوان به مقصد رسید. این همان صورت مسئله اعتیاد است: فهمیدن مبنای حرکت. از اینکه به من توجه کردید خیلی ممنون.
تهیه، تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم.
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
367