English Version
This Site Is Available In English

از تبریزِ دوران مصرف تا تبریزِ امروز؛ روایتی از خدمت در سایت کنگره ۶۰

از تبریزِ دوران مصرف تا تبریزِ امروز؛ روایتی از خدمت در سایت کنگره ۶۰

گزارش جلسه ششم از دوره چهل و چهارم (عمومی)

ششمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی
با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر عزیز و دبیری همسفر رضا با دستور جلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره ۶۰ چگونه استفاده می‌کنم؟»
پنج‌شنبه ۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.

تصویر جلسه ششم

سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که امروز در شعبه تبریز هستم. به همه مرزبانان و ایجنت محترم خداقوت می‌گویم. شعبه بسیار منظم و خوبی دارید.

وقتی آدم وارد یک شعبه دیگر می‌شود، خیلی‌ها می‌گویند: «خوش آمدی به خانه ما.» به نظر من هم، کنگره ۶۰ یک خانه بزرگ است و ما مثل این هستیم که از یک اتاق به اتاق دیگر می‌رویم و در می‌زنیم و می‌گوییم: «می‌شود من هم بیایم داخل؟»

این نشان می‌دهد که تا چه اندازه به یکدیگر نزدیک هستیم. این پیوند محبت آن‌قدر قوی است که می‌تواند از مسافت‌های دور، به هر بهانه‌ای، ما را به هم نزدیک کند و این واقعاً زیباست.

فکر نمی‌کنم چیزی شبیه این پیوند محبت را بتوان در هیچ کجای دنیا پیدا کرد. همین پیوند محبت است که باعث می‌شود یک نفر از یک شهر دیگر چند ساعت سفر کند، به اینجا بیاید، یک یا دو ساعت در کنار ما بنشیند و دوباره با حال خوب برگردد؛ بدون اینکه توقع و تمنایی داشته باشد. به نظر من، چیزی که می‌تواند چنین کاری انجام دهد، همین پیوند محبت است.

خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما هستم. من همیشه به شعبه‌هایی که جمعیت کمتری دارند غبطه می‌خورم. چرا؟ چون مثلاً شهر تبریز چند میلیون نفر جمعیت دارد، اما امروز در این شعبه حدود ۵۰ نفر حضور دارند.

شما فکر کنید از میان میلیون‌ها نفر، خداوند ۵۰ نفر را در کنگره ۶۰ قرار داده است. من کنگره را خیلی دوست دارم و به نظر من، کنگره ۶۰ بهشت روی کره زمین است. به نظر من، شما ۵۰ نفر از برگزیدگان خداوند هستید تا این مسیر را برای دیگران هموار کنید.

خوشا به حالتان. این چیز ساده و کمی نیست و نباید آن را دست‌کم بگیریم. در شرایطی که خیلی‌ها حضور ندارند، شما هستید و دارید خدمت می‌کنید. دست مریزاد به شما.

از تبریزِ دوران مصرف تا تبریزِ امروز

اگر بخواهم دربارهٔ دستور جلسه «هفته سایت» صحبت کنم، شاید در کنار آن بد نباشد خاطره‌ای هم از شهر تبریز بگویم.

آخرین باری که قبل از این به تبریز آمده بودم، یک مصرف‌کننده بودم و برای خدمت سربازی می‌آمدم. تمام فکر و دغدغه‌ام این بود که وقتی به تبریز می‌رسم و قرار است یک یا دو ماه دورهٔ آموزشی را بگذرانم، چه کار کنم؟

در آن دو ماه فقط خماری کشیدم، اذیت شدم و عذاب کشیدم. از تبریز خاطرهٔ خوبی نداشتم. زمستان بود و دی‌ماه آمده بودیم و هوا هم سرد بود. من تقریباً تمام آن دو ماه مریض بودم و در کنار آن، خماری را هم تحمل می‌کردم.

بعد از آن با خودم گفتم دیگر سمت تبریز نمی‌روم.

اما این بار شرایط کاملاً متفاوت است. امروز حال من خوب است و همهٔ این‌ها را مدیون کنگره و آموزش‌هایی هستم که در کنگره گرفته‌ام. باز هم خداوند را شاکرم که امروز با حال خوب وارد کنگره می‌شوم و با حال خوب وارد شهر تبریز می‌شوم.

کنگره بهانه‌ای است برای حرکت و سفر. ممکن است کسی میلیاردها تومان ثروت داشته باشد، اما فرصت نکند حتی برای سفر به یک شهر وقت بگذارد. اما کنگره این فرصت را به من می‌دهد که از این شهر به آن شهر بروم و سفر کنم؛ آن هم به هر بهانه‌ای که باشد.

ارزش واقعی خدمت در سایت

در مورد دستور جلسهٔ سایت، باید بگویم که شاید خدمت‌های زیادی انجام داده باشم، اما به نظر من پربارترین و بیشترین آموزشی که برای من داشته، خدمت در سایت بوده است.

شخصی که اینجا در جایگاه استادی می‌نشیند، ناب‌ترین مطالب و دستور جلسه‌ها را مرور می‌کند و بهترین کلمات را بیان می‌کند. اما وقتی پشت سیستم سایت می‌نشیند و شروع به تایپ کردن می‌کند، ذره‌ذره همان کلمات را لمس می‌کند و با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند؛ نور، حس و صوت را دریافت می‌کند و از آموزش دور نمی‌شود.

به نظر من، کسی که در سایت خدمت می‌کند، در واقع دو چیز را می‌نویسد: یکی مطالب و آموزش‌هایی که از صحبت‌های آقای مهندس و سی‌دی‌ها دریافت کرده و دیگری صحبت‌های استادان، مصاحبه‌ها و مطالب افرادی که در سایت خدمت می‌کنند.

من زمانی ارزش واقعی سایت را فهمیدم که راهنمای تازه‌واردین بودم.

آن زمان که در سایت خدمت می‌کردم، درک کاملی از ارزش آن نداشتم. یک پست می‌گذاشتیم و مثلاً دو یا سه ساعت برای آن وقت می‌گذاشتیم. بعد که نگاه می‌کردیم، می‌دیدیم ۵۰ یا ۱۰۰ بازدید داشته است. با خودم می‌گفتم: «این که چیزی نیست! شاید ۲۰ نفر از بچه‌های سایت بوده‌اند و بقیه هم هر کدام دو سه بار صفحه را باز کرده‌اند. من چه خدمتی دارم انجام می‌دهم؟»

اما زمانی که یک نفر وارد شعبه می‌شد و در پرسشنامهٔ تازه‌واردین از او می‌پرسیدیم: «چطور با کنگره آشنا شدی؟» و جواب می‌داد: «از طریق سایت»، آن لحظه واقعاً لذت می‌بردم.

انگار ثمرهٔ خدمتم را گرفته بودم. انگار خداوند به من می‌گفت: «حواسم به تو هست؛ تو آنجا خدمت کردی.»

آن لحظه ارزش واقعی سایت را می‌فهمیدیم.

کسی که در تاریکی به دنبال درمان می‌گردد

یک مصرف‌کننده چگونه وارد کنگره می‌شود؟

در اوج تاریکی و ناامیدی، بسیاری از مصرف‌کنندگان با گوشی خود کار می‌کنند؛ وارد اینستاگرام، تلگرام، روبیکا و دیگر فضاهای مجازی می‌شوند، کلیپ می‌بینند و فیلم تماشا می‌کنند. بسیاری حتی هنگام مصرف مواد هم با گوشی کار می‌کنند و به خوبی از آن استفاده می‌کنند.

حالا همین فرد در اوج ناامیدی وارد گوگل می‌شود و جست‌وجو می‌کند: «درمان اعتیاد.»

اوج خدمت من در سایت این است که کاری کنم وقتی او عبارت «درمان اعتیاد» را جست‌وجو می‌کند، به جای اینکه لینک مراکز مختلف در رتبه‌های بالاتر قرار بگیرد، نام «کنگره ۶۰» و شعبه‌های آن را ببیند.

وقتی یک لینک بالاتر قرار می‌گیرد، یعنی بیشتر دیده شده و پاسخ بیشتری به نیاز مخاطب داده است. فرد وارد سایت می‌شود و مطالب را می‌خواند.

اگر پاسخ نگیرد، ممکن است مانند بسیاری از افرادی که راه‌های مختلف را امتحان کرده و نتیجه نگرفته‌اند، از جست‌وجوی اینترنتی هم ناامید شود و بگوید: «این راه را هم امتحان کردم و نشد.»

اما اوج خدمت من این است که بتوانم بازدید سایت را افزایش بدهم و کاری کنم هر زمان صحبت از درمان اعتیاد می‌شود، نام کنگره ۶۰ و نام آقای مهندس در نتایج جست‌وجو دیده شود.

آن زمان است که می‌توانم بگویم خدمت خودم را به درستی انجام داده‌ام.

فضای مجازی؛ ابزار است، نه هدف

در اینستاگرام ما هم پست و استوری داریم. شاید در نگاه اول تصور کنیم کار ساده‌ای است؛ چند عکس از سایت برداریم و برای مرکز ارسال کنیم.

اما مرزبانان خبری کار ساده‌ای انجام نمی‌دهند. آن‌ها عکس‌ها را جدا می‌کنند، فیلم می‌گیرند و ارسال می‌کنند. ممکن است از میان صدها یا حتی هزاران عکس و فیلمی که ارسال می‌شود، فقط تعداد محدودی برای استوری انتخاب شود.

آن‌ها چراغ خاموش خدمت می‌کنند و ممکن است کسی زحمتشان را نبیند، اما کوتاهی نمی‌کنند.

در دوره‌ای که خودم مرزبان خبری بودم، به ندرت شعبه‌ای را دیدم که عکس‌هایش را ارسال نکند. همه تلاش می‌کنند تا یک نفر با کنگره آشنا شود و به درمان برسد و این کار ساده‌ای نیست.

آقای مهندس همیشه دستور جلسه را کامل مطرح می‌کنند و می‌گویند که چگونه باید از امکانات استفاده کنیم.

در صحبت‌های دیروز آقای مهندس، جمله‌ای مطرح شد که مضمون آن این بود: اگر تریاک در دست حکیم حاذق باشد، می‌تواند شفا باشد و اگر در دست فرد ناآگاه قرار بگیرد، تبدیل به سم می‌شود.

فضای مجازی هم همین‌طور است. اگر در دست انسان درست قرار بگیرد، می‌توان از آن به بهترین شکل استفاده کرد.من می‌توانم وارد اپلیکیشن‌های مختلف شوم و بعد بروم کتاب بخوانم و آموزش ببینم. می‌توانم هم فقط کلیپ‌های خنده‌دار ببینم و وقتم را بگذرانم. انتخاب با خود من است.

آقای مهندس در سی‌دی «اضلاع سواد» دربارهٔ سواد رسانه‌ای صحبت می‌کنند. من باید سواد رسانه‌ای داشته باشم. وقتی کسی مطلبی را بیان می‌کند، باید بتوانم بررسی کنم که آیا واقعاً درست می‌گوید یا نه؛ نه اینکه هر چیزی را که در فضای مجازی دیدم، بدون بررسی قبول کنم.

امروز اینستاگرام پر از مطالب مختلف و افرادی است که خودشان را روان‌شناس معرفی می‌کنند. ما باید بتوانیم مطالب را بررسی کنیم و هر چیزی را صرفاً به دلیل حضور در فضای مجازی، درست تلقی نکنیم.

پیوند محبت

هر چند وقت یک‌بار باید به صفحهٔ کنگره سر بزنیم و مطالب آن را دنبال کنیم. اگر تعداد دنبال‌کنندگان صفحهٔ کنگره کم باشد، این برای منِ کنگره‌ای موضوع مهمی است و باید با بازدید از سایت آن را افزایش دهیم؛ چون جایی که زندگی و آموزش را به من داده و جایی که من را با محبت به دیگران پیوند داده است، برای من ارزشمند است.

هیچ پیوندی قوی‌تر از پیوند محبت نیست.

من زمانی عمق این موضوع را بیشتر درک کردم که یکی از عزیزانم دچار فراموشی شد. چیزی که برای من جالب بود این بود که با وجود فراموشی، نام کسانی را که دوست داشت به یاد می‌آورد.

مثلاً اگر فردی چند فرزند داشت، ممکن بود نام یکی از فرزندانی را که بیشتر دوست داشت به یاد داشته باشد، اما دربارهٔ دیگری بگوید: «من همچین پسری ندارم.»وقتی آقای مهندس می‌گویند اگر در این جهان با کسی پیوند محبت داشته باشیم، در بعدهای بعدی نیز می‌توانیم با او همراه باشیم، من این موضوع را در زندگی لمس کرده‌ام.این محبت و پیوندی که امروز در کنگره جاری است، به دست آقای مهندس به ما به ارث رسیده است و ما وارث این محبت هستیم.خیلی ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...