English Version
This Site Is Available In English

برای درمان اعتیاد، باید کل سیستم دوباره راه‌اندازی شود.

برای درمان اعتیاد، باید کل سیستم دوباره راه‌اندازی شود.

همسفر مرضیه

اولین قدم برای شناخت هر بیماری، این است که بدانیم دقیقاً با چه مسئله‌ای روبه‌رو هستیم. تا زمانی که تعریف درستی از بیماری نداشته باشیم، نمی‌توانیم روش درمانی درستی هم برای آن پیدا کنیم. به همین دلیل، پایه و ریشه اعتیاد، صورت مسئله آن است که راه درمان را هموار کرده است.

در جامعه، مصرف موادمخدر بیشتر از زاویه نوع ماده و قطع آن دیده می‌شود؛ اما در کنگره اتفاقی که در درون انسان رخ می‌دهد مورد توجه قرار گرفته است. بدن انسان دارای سیستم‌هایی است که مواد مورد نیاز خود را به میزان لازم تولید می‌کند.

زمانی که ماده‌مخدر به طور مداوم و بدون کنترل از بیرون وارد بدن می‌شود، به‌تدریج بخش بزرگی از این عملکرد طبیعی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؛ بنابراین اعتیاد نه مسمومیت است و نه وابستگی دارویی، بلکه جایگزینی است؛ موادمخدر بیرونی جایگزین مواد درونی بدن شده‌اند و برای درمان باید سیستم تولیدکننده که تخریب‌ شده، دوباره راه‌اندازی شود. به همین دلیل است که با قطع مصرف، بدن با مجموعه‌ای از علائم آشکار و پنهان روبه‌رو می‌شود.

این مسئله را می‌توان با عملکرد یک سیستم منظم مقایسه کرد؛ اگر سیستمی برای مدت طولانی بخشی از وظایف خود را به عامل دیگری واگذار کند، برای برگشتن به شرایط طبیعی، صرفاً حذف آن عامل کافی نیست. خود سیستم باید فرصت پیدا کند تا دوباره فعالیت طبیعی‌اش را به دست گیرد. اینجاست که زمان در درمان اعتیاد معنا پیدا می‌کند.

اعتیاد می‌تواند زمینه ژنتیکی هم داشته باشد؛ به این معنا که ممکن است در ژن‌های یک فرد اختلالی وجود داشته باشد و مواد شبه‌افیونی بدن به اندازه کافی ترشح نشوند. برای مثال، اگر بدن با کمبود انکفالین مواجه باشد، ممکن است فرد برای جبران این کمبود به دنبال دریافت ماده‌ای از بیرون برود و در صورت ادامه این روند، زمینه اعتیاد شکل بگیرد.

صورت مسئله اعتیاد، نگاه ما را به بعضی از فرآیندهای بدن نیز تغییر می‌دهد. برای مثال، حالتی که با عنوان افسردگی پس از زایمان شناخته می‌شود؛ در دوران بارداری، شرایط هورمونی و تولید مواد شبه‌افیونی بدن مادر تغییر می‌کند و پس از زایمان، بدن دوباره به شرایط عادی برمی‌گردد. این تغییرات حالتی شبیه خماری ایجاد می‌کند تا زمانی‌که بدن خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. از همین‌جا می‌توان فهمید که بسیاری از حالات جسمی و روانی هم با عدم تعادل در سیستم بیوشیمی بدن ارتباط دارند.

وقتی این مطالب را کنار هم قرار می‌دهیم، متوجه می‌شویم که صورت مسئله اعتیاد فقط یک تعریف نیست؛ بلکه نگاه انسان را نسبت به علت و مسیر درمان تغییر می‌دهد. اگر ندانیم چه چیزی در بدن تخریب شده، طبیعی است که درمان را فقط در قطع مصرف ببینیم؛ اما وقتی مسئله را درست بشناسیم، متوجه می‌شویم که در درمان باید فرصت بازسازی را هم به بدن بدهیم.

در سفر ویلیام خودم، این موضوع برایم شکل واقعی‌تری پیدا کرد. سال‌ها سیگار مصرف کرده بودم و تصورم این بود که مسئله اصلی همان سیگار است؛ یعنی اگر مصرف را قطع کنم، کار تمام شده است. اما موفق نشدم تا وارد لژیون ویلیام شدم. آن‌جا به‌تدریج متوجه شدم که سال‌ها مصرف نیکوتین فقط یک عادت رفتاری در من ایجاد نکرده، بلکه روی سیستم‌های درونی‌ بدن هم اثر گذاشته است. من باید یاد می‌گرفتم که به بدنم فرصت بدهم تا دوباره خودش را بازسازی کند. DST برای من زمانی معنا پیدا کرد که فهمیدم قرار نیست با جسمم بجنگم. قرار است شرایطی فراهم شود که جسم بتواند به‌تدریج تعادل خودش را به دست بیاورد. این نگاه باعث شد صبر کردن برایم معنای دیگری پیدا کند.

بعد از سفر ویلیام، حضورم در لژیون جونز هم برایم ارتباط جالبی با همین موضوع پیدا کرد. در جونز یاد گرفتم که اضافه‌وزن فقط به زیاد غذا خوردن خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌تواند نتیجه اشتباه غذا خوردن و نداشتن الگوی صحیح در تغذیه باشد. همان‌طور که در صورت مسئله اعتیاد، شناخت علت و ریشه مسئله اهمیت دارد، در جونز هم باید ببینیم چه اشتباهاتی در شیوه غذا خوردن باعث شده بدن از تعادل خارج شود.

این نگاه باعث شد متوجه شوم که در هر دو سفر، تغییر واقعی از شناختن صورت مسئله شروع می‌شود؛ نه از تمرکز بر معلول و نادیده گرفتن علت. به همین دلیل، در سفر کنگره باید مبدأ و مقصد و هدف مشخص باشد که مبدأ می‌شود همین صورت مسئله اعتیاد. وقتی مبدأ را درست بشناسم، تازه می‌توانم بفهمم چه مسیری را باید طی کنم و چرا این مسیر به زمان و آموزش نیاز دارد.
در ابتدا، هدفم از این دو سفر فقط «ترک سیگار» و «کاهش وزن» بود؛ اما در طول درمان و مطالعه راجع به این دستور جلسه، شناخت بیشتری از جسم، سازوکار آن و عواملی که تعادلش را بر هم می‌زنند پیدا کردم که نگاه من را به این مسیر تغییر داد.

صورت مسئله اعتیاد به من آموخت برای درمان یک مشکل، نمی‌توان تنها به علائم و پیامدهای آن پرداخت؛ بلکه باید علت و ریشه مسئله را شناخت و فرآیند درمان را بر اساس ساختار واقعی آن پیش برد. به همین دلیل، آقای مهندس صورت مسئله اعتیاد را نقطه آغاز درمان می‌دانند؛ زیرا با مشخص شدن مبدأ، مسیر درمان و مقصد نیز معنا و جهت پیدا می‌کند و حرکت از یک اقدام بدون شناخت، به فرآیندی آگاهانه و هدفمند تبدیل می‌شود.

نویسنده: همسفر مرضیه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر طاهره رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه.خ رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...