همسفر بهاره :
ما در تمام مسائل و مشکلات زندگی اول بایستی صورت مسئله را حل کنیم و در مسئلهی اعتیاد هم همینطور است و جناب مهندس در سال ۱۳۷۷ این مسئله را حل کردهاند و پرونده آن را بستهاند؛ آقای مهندس مشخص کردهاند که اعتیاد یک بیماری است که در آن مواد بیرونی و شبه افیونی به جای مواد درونی جایگزین شدهاند و این بیماری به صورت تدریجی اتفاق افتاده است پس باید به صورت تدریجی هم درمان شود، در کنگره ۶۰ به روش Dst در مدت زمان ۱۰ تا ۱۱ ماه این درمان صورت میپذیرد. در صورت مسئله اعتیاد بیان شدهاست شخصی که مواد مصرف میکند در سه قسمت جسم، روان و جهان بینی دچار تخریب شدهاست و تا زمانی که این سه قسمت بازسازی نشود اعتیاد هم درمان نمیشود و همچنان برقرار است حتی اگر سالیان سال هم بگذرد و مواد مصرف نکردهباشد. در کنگره ۶۰ در سفر اول سیستم بدن به تدریج بازسازی میشود و به دنبال آن جسم و روان نیز بازسازی میشود؛ علمی که تجربه شده باشد سندی بینقص است.
همسفر فاطمه:
اعتیاد بیماری است که برای شناخت و درمان آن باید صورتمسئله را به درستی بشناسیم. در گذشته اعتیاد بیشتر به عنوان یک مشکل اخلاقی یا ضعف اراده شناخته میشد، اما کنگره ۶۰ نگاه متفاوتی به آن بیان شد. در این دیدگاه، مصرف مواد مخدر باعث میشود تعادل جسم، روان و جهانبینی انسان بهم بخورد و مواد مخدر بهتدریج در سیستمهای مختلف بدن و بهخصوص سیستم تولید مواد شبهافیونی طبیعی بدن تأثیر میگذارد و به همین دلیل، قطع ناگهانی مواد معمولاً با علائم جسمی و روانی همراه میشود. پس برای درمان اعتیاد فقط نباید به قطع مصرف فکر کرد، بلکه باید جسم و روان نیز بازسازی شوند. در کنگره ۶۰ درمان اعتیاد یک فرایند تدریجی و زمانبر در نظر گرفته میشود. در روش DST، کاهش مصرف مواد به صورت منظم و تدریجی انجام میشود تا بدن فرصت بازسازی پیدا کند. در کنار درمان جسم، آموزش و اصلاح جهانبینی نیز اهمیت زیادی دارد. انسان باید شناخت خود را نسبت به مواد، اعتیاد، زندگی و مسئولیتهایش تغییر دهد. ورزش نیز میتواند به ایجاد نظم و تعادل بیشتر در مسیر درمان کمک کند. بنابراین درمان واقعی فقط رها شدن از مواد نیست، بلکه رسیدن به تعادل در جسم، روان و جهانبینی است. صورتمسئله اعتیاد به ما کمک میکند به جای پاک کردن صورتمسئله، علت و روند بیماری را بهتر بشناسیم. وقتی مسئله به درستی فهمیده شود، راه درمان نیز منطقیتر و قابل اجراتر خواهد بود. در نهایت، هدف درمان این است که فرد به تعادل برسد و بتواند زندگی سالم و سازنده ای داشته باشد.
همسفر فاطمه:
وقتی با مفهوم «صورت مسئله اعتیاد» آشنا شدم، متوجه شدم که من به عنوان یک همسفر در گذشته، اعتیاد را فقط از یک زاویه میدیدم. بیشتر آنچه برایم قابل مشاهده بود مصرف، رفتارهای نامتعادل و مشکلاتی بود که بهدنبال آن وارد زندگی ما شده بود. همیشه این سؤال برایم وجود داشت که چرا فرد مصرفکننده نمیتواند بهسادگی مصرف را کنار بگذارد. بعدها با آموزشهای کنگره متوجه شدم که نگاه من به مسئله، کامل نبوده است. در روشهای مختلف، هر گروه ممکن است بخشی از مسئله اعتیاد را مورد توجه قرار داده باشد؛ یکی بیشتر ماده را دیده، دیگری روان را و دیگری رفتار را. مانند فردی که از سوراخ کلید به اتاقی نگاه میکند و تنها بخشی از آن را میبیند. اما آقای مهندس با مطرح کردن «صورت مسئله اعتیاد» نگاه جامعتری را ارائه کردند و گویی درِ آن اتاق را باز کردند و گفتند برای شناخت اعتیاد، باید تمام ابعاد آن را ببینیم. اینجا بود که مثلث جسم، روان و جهانبینی مطرح شد. برای همسفر، این آموزش بسیار ارزشمند بود؛ زیرا متوجه شدهام که اعتیاد فقط مسئله مصرف یک ماده نیست؛ جسم فرد درگیر شده، روان او تحت تأثیر قرار گرفته و جهانبینی او نیز دچار تغییر شده است بنابراین درمان نیز باید هر سه ضلع را دربر بگیرد. از طرفی، این آموزش به من نشان داد که همسفر نیز نیازمند آموزش و تغییر است. من هم در طول این سالها ممکن بود از روی نگرانی، ترس یا ناآگاهی، قضاوت یا کنترل کنم و تصور کنم با فشار آوردن میتوانم مسئله را حل کنم. اما کنگره به من آموخت که ابتدا باید خودم مسئله را درست بشناسم و سپس در مسیر درمان، نقش صحیح خودم را پیدا کنم. امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، متوجه میشوم یکی از مهمترین تغییرات من، تغییر در نوع نگاه من به اعتیاد بوده است. دیگر اعتیاد را فقط یک رفتار یا یک انتخاب نمیبینم؛ بلکه آن را مسئلهای میدانم که ابعاد مختلف جسم، روان و جهانبینی را دربر میگیرد. به اعتقاد من، ارزش بزرگ «صورت مسئله اعتیاد» در این است که پیش از ارائه راهحل، ما را به شناخت درست مسئله دعوت میکند؛ زیرا تا زمانی که مسئله را بهدرستی نشناسیم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم راهحل مناسبی برای آن پیدا کنیم و امروز از اینکه در کنگره آموختم بهجای نگاه کردن از پشت یک سوراخ کلید، درِ اتاق را باز کنم و مسئله را از ابعاد مختلف ببینم، عمیقاً سپاسگزارم.
همسفر افسانه:
یکی از مهمترین دستور جلسات کنگره ۶۰ صورت مسئله اعتیاد است از این جهت که یکی از پایههای اساسی کنگره ۶۰ شناخت صورت مسئله اعتیاد است. اگر هر مسئله یا مشکلی را بخواهیم حل کنیم، درصورتی که صورت مسئله یا موضوع را ندانیم، قادر به حل آن مسئله نخواهیم بود. اعتیاد یکی از مسائل حلنشدنی و جزو مجهولات بوده و هست که سالیان سال جوامع مصرف کننده با آن درگیر بودهاند و همه به دنبال راهی بودند که مسئله را حل کنند؛ اما چون شناخت وجود نداشت صورت مسئله را پاک میکردند با روش های سقوط آزاد، سم زدایی و شبه سقوط آزاد؛ چرا که ابزار وجود نداشت، آگاهی نبود و همهی مسیرها با تخریب بسیار به بن بست میرسید. آقای مهندس با ۱۷ سال مصرف مواد و ترکهای ناموفق، موفق به کشف صورت مسئله اعتیاد شدند. آقای مهندس اعتیاد را یک بیماری درنظر گرفتند و بیماری که ۳ قسمت را دربرمیگیرد سه بعد جسم، روان و جهان بینی که مثلث درمان درکنگره را تشکیل میدهد. اولین قسمت جسم را درگیر کرده که به تعریف کنگره سیستم ایکس را از کار انداخته، سیستمی که مجموعه هورمونهای درون ریز و برون ریز، نوروترانسمیترها و موادشبه افیونی و تاثیر آنها بر اعضاء و بدن را تحت تاثیر قرار میدهد. زمانی که شخص مواد مصرف میکند و مواد خارجی از بیرون وارد جسم میشود و ادامه پیدا میکند، جسم دیگر مواد شبه افیونی مثل اندروفین، دوپامین، انکفالین، سروتونین و.... ترشح نمیکند، چون این مواد را دریافت میکند و در واقع کارخانه جسم از کار میافتد. قسمت دوم روان است که به زبان ساده یعنی خلق و خو که فرد عصبی و بهانه گیر میشود و همه این حالات تحت تاثیر مصرف مواد است و قسمت سوم جهان بینی است که فرد قدرت تصمیم گیری و تفکر درست را از دست میدهد. در کنگره درمان به راحتی اتفاق میافتد، به دلیل اینکه صورت مسئله را میدانیم و نسبت به اعتیاد شناخت پیدا کردهایم. اگر ما بخواهیم به یکباره مواد را از شخص بگیریم بدن واکنش نشان میدهد و عکس العملهایی از خود نشان میدهد که ما این عکس العملها را تحت عنوان عکس العملهای آشکار و پنهان مینامیم. ازجمله عکس العملهای آشکار مانند: آبریزش بینی، عرق کردن و عطسههای مکرر و... همچنین عکسالعملهایی که به صورت پنهان مانند: تنبلی، ناامیدی، زودخسته شدن و...بروز میکند. آقای مهندس با ابداع متد DST به همگان ثابت کردهاند که علم پیچیده نیست و هرچیزی کلیدی دارد. اعتیاد یک بیماری اخلاقی نیست که فرد آن را تکرار نکند یا سم نیست، مسمومیت مزمن نیست؛ بلکه اعتیاد جایگزینی مزمن است که سیستم ایکس فرد در اثر مصرف مواد دچار اختلال شده و همچنین درمان در کوتاه مدت ممکن نیست و نیازمند زمان است و لازم است در مسئله درمان هر سه مولفه درمان جسم، روان و جهان بینی به موازات هم به تعادل برسند. جسم تا زمانی که زنده است خودش خودش را میسازد؛ مشروط به اینکه داروی مناسب در اختیارش قرار بگیرد داروی درمان اعتیاد و بازسازی سیستم ایکس شربت OT میباشد. همچنین فرآیند زمان در درمان اعتیاد بسیار حائز اهمیت است. مطالعه متون کنگره ۶۰ از الزامات هر مسافر و همسفری است تا به آگاهی و شناخت برسند.
همسفر فهیمه:
یکی از مهمترین ترین مشکلات اعتیاد، نداشتن تعریف درست، دقیق و پیدا نکردن راه منطقی برای درمان اعتیاد بود که آقای مهندس حسین دژاکام بنیانگزار کنگره ۶۰ این مسئله را حل کردند. آقای مهندس پس از تحقیقات زیاد به این نتیجه رسیدهاند که در اعتیاد سیستمهای تولید کننده موادشبه افیونی و مخدرهای طبیعی بدن دچار اختلال شده و درست کار نمیکند و نیاز به این دارد که شخص مواد مخدر بیرونی را وارد بدن کند و هروقت که مصرف مواد قطع شود ناکارایی این سیستم مشکل به وجود میآورد؛ وقتی این سیستم درست کار نکند تمام جسم شخص دچار بی تعادلی میشوند و مشکلاتی مانند عطسه، آبریزش بینی، پرش پا و بدن درد سراغ فرد میآید. همچنین عکس العملهای پنهان مانند ناامیدی، افسردگی، گوشه گیری و کم حوصلگی سراغ فرد میآید و روان یا صور پنهان از تعادل خارج میشود. ریشهی این اختلالات ضعیف شدن سیستم ضد درد بدن و کار نکردن دستگاههای تولید کننده مواد شبه افیونی جسم انسان است.
ویرایش و ارسال: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم) (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی دکتر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
149