در فایل صوتی «مردمداری» آقای مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «تقدیر آن چیزی است که خود ما با افکار و اندیشه خودمان بهوجود میآوریم.» امروز یک عملی انجام میدهیم و فردا با آن مواجه میشویم؛ هر محصولی بکاریم، همان را برداشت میکنیم. سرنوشتها با خواست اشخاص رقم زده میشود و آنچه پیش میآید مربوط به خودمان است. اگر امروز خشم بکاریم، پس خشم برداشت میکنیم و اگر محبت بکاریم، محبت درو میکنیم.
بعضی انسانها وقتی در یک شرایطی قرار میگیرند و پستی به آنها داده میشود از همان اول بدرفتاری و بداخلاقی با مردم را شروع میکنند، با این کار جلوی پیشرفت خودشان را میگیرند. اگر انسان یک موقیعتی را به دست میآورد، باید از آن استفاده مثبت کند و از آن جایگاه به عنوان یک نردبان موفقیت استفاده کند؛ با مردم با محبت و احترام صحبت کنیم، باید مردمدار باشیم و ما در هر جایگاهی باشیم به این مردم نیاز داریم.
چیزی که تعیین کننده است، رابطه پیوند محبت است. تنها چیزی که از انسان بسیار ارزشمند است آن محبت درونی است. وقتی محبت نباشد مانند یک درخت بیثمر است. محبت باید واقعی باشد، محبت را باید لمس کرد، انسانی که محبت ندارد، بیشترین رنج را خودش میبرد. اگر نسبت به یک حیوان هم محبت داری این محبت جاودانه است. شاید باور نکنید ولی محبت هیچوقت از بین نمیرود، ولی خیلی از انسانها محبت را نادیده میگیرند و فکر میکنند که محبت دوام و بقا ندارد. محبت دو سر یک کمان بیانتهاست که آغاز و پایان مشخصی ندارد.
برای تطبیق درون و بیرون باید در صراط مستقیم حرکت کنید؛ هر چه ظاهر و باطن ما یکیتر باشد ما انسانی خوشبختتر، در آسایش و آرامش بیشتری قرار داریم. زندگی و دنیا ثابت نیست و تغییر میکند. اگر مشکل داریم، مشکلات حل میشوند؛ اگر خوشحال باشیم باز هم وضعیت تغییر میکند. در قالب انسان همه چیز قابل تغییر است. شیطان در زیباترین قالب وارد افکار و اندیشههای انسان میشود. وسوسهها همیشه با ما به حیات خود ادامه میدهند و اگر ما قادر باشیم از آنها دوری کنیم، راه خود را بهتر و زودتر مییابیم. در نفس مطمئنه هم باشی وسوسه هست ولی انسان به یک تفکر و اندیشهای میرسد که جلوی وسوسه را میگیرد. هر چه انسان آگاهتر باشد بیشتر میتواند جلوی وسوسهها را بگیرد.
انسان در قید حیات دنیوی با معیارهایی زندگی میکنند و با آنچه میدانسته و کسب نموده سفر میکند. از تولد تا مرگ و از ازل تا ابد یک سفر است. انسان در طول این مسیر در حال سفر است و با آن چیزی که کسب کرده سفر میکند. انسان یک کولهپشتی دارد که هر چه خودش در این کوله بیندازد، همراهش است و نمیتواند آنها را از خود دور کند. وقتی در این کولهپشتی حسادت دارد، همیشه همراهش است و بیشتر از همه خودش اذیت میشود.
استاد آقای مهندس حسین دژاکام فرمودهاند: «با فصل جدید آغازی نو کن که همه چیز را با احیای خودت دوباره جان ببخشی.» انسان نباید همیشه منتظر باشد که یک نفر از بیرون بیاید تا او را نجات دهد یا منتظر تغییر از بیرون باشد. با یک تصمیم و یک فکر جدید، یک شرایط جدید را از درون خود شروع کن و کلیه مسئولیت به عهده خودت است. باید موتور حرکت خود باشیم. خود ما باید به آنچه که میخواهیم جان ببخشیم.
برداشت من از فایل صوتی «مردمداری» این است که انسان باید تغییر را از درون خودش شروع کند، در صراط مستقیم حرکت کند و تلاش کند که درون و بیرونش با هم تطبیق پیدا کند تا به محبت برسد؛ چون انسان باید محبت داشته باشد تا بتواند آن را به دیگران ببخشد. محبت درونی است که جاودانه میماند. انسان باید در جهت مثبت به تکامل برسد. محبت و مردمداری به پیشرفت خود انسان کمک میکند.
منبع: فایل صوتی «مردمداری» از آقای مهندس حسین دژاکام
نویسنده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون هفتم) تایپیست سایت
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
85