جلسه سوم از دوره سی و سوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ ویژه مسافران و همسفران با استادی همسفر یوسف، نگهبانی مسافر محمد حسین و دبیری مسافر طهمورث با دستور جلسه « از سایت و فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره چگونه استفاده می کنیم » راس ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان یوسف هستم همسفر، از نگهبان و دبیر سپاسگزارم که اجازه خدمت در این جایگاه را به بنده دادند.
میخواهم از نحوه آشنایی با خدمت سایت و حس و حال خودم صحبت کنم.
در اوایل سفر تقریبا دو هفته از سفرم گذشته بود روزی مسئول سایت از راهنمای بنده خواستند که یک دلنوشته و یک مقاله برای سایت آماده کنیم، و دلنوشته نصیب من شد.
من نمیدانستم که دلنوشته چه است و چگونه باید آماده کنم. از سایت کنگره۶۰ درباره دلنوشته جستجو کردم، افراد سخنان دلی خود را به کلام آورده بودند و بارگزاری کرده بودند.
من هم سعی کردم دلنوشته ای که مینویسم اثر مثبتی بر دیگران بگذارد که وقتی میخوانند تاثیر مثبتی بگیرند. در مدت سفر درگیر مشکلات شخصی شدم و در آن زمان سطح انرژیم پایین آمد.
وقتی مسائل را با راهنمایم مطرح کردم ایشان گفتند؛ مشکلات لعنت خداوند نیستند بلکه مشکلات تو را راهنمایی میکنند تا از آن بگذری و مرحله جدیدی از زندگی را برای خودت باز کنی.
تو نباید از مشکلات فرار کنی بلکه باید با آن مواجه شوی. پرسیدم مواجه شدن با مشکلات چگونه است؟
گفتند؛ شروع به خدمت کن. نوشتار بگیر، صندلی بچین، جارو بزن، نگهبان نظم باش. من هم اطاعت فرمان راهنما کردم و مشکلات خیلی راحت حل شدند بدون آن که متوجه بشوم.
وقتی خدمت در سایت را شروع کردم جریان شدیدی از انرژی وارد زندگی بنده شد. اینقدر شدید بود که نمیتوانستم چگونه باید آن را هدایت کنم و به شدت حال من خوب شده بود.
بعد از مدتی دیگر تغییری در حس و حال من ایجاد نمیشد. توقف کرده بودم انگار یک باتلاقی مرا به درون خود میکشید. یکروز گروه ایجنت و مرزبانی برای سایت جلسهای گذاشتند و گفتند در کنگره۶۰ خدمت کردن نصیب هرکسی نمیشود. خیلی از انسانها میایند و سفر میکنند و میروند و نمیتوانند یکبار در کنگره خدمت کنند. پس قدر خدمتی که در سایت دارید را بدانید و الگو باشید برای کسانی که بار اول است به کنگره میایند. شما که خدمتگزارید باید الگو باشید. آراسته باشید، سر زمان بیایید، مودب باشید، حرمت را رعایت کنید.
این باعث شد درون خودم را نگاه کنم تا مشکل را پیدا کنم. متوجه شدم خدمت صادقانه من تبدیل شده بود به معامله با خدا، که خدایا من خدمت را انجام میدهم و تو مشکل بیرونی مرا درست کن. خدا هم درست میکند ولی نه آن چیزی که من میخواهم بلکه آن چیزی که خودش بخواهد. پس از آن شروع به پالایش حس خودم کردم و دیگر آن معامله گری با خداوند نبود.

میگفتم خدایا از تو ممنونم که باعث شدی در سایت خدمت کنم و برای سیستم مفید باشم و هر روز با خودم تکرار میکردم حتی اگر صندلی میچیدم یا جارو میزدم به خدا میگفتم مرسی که این فرصت را برایم ایجاد کردی و اجازه دادی من صندلی را بچینم. موقعیکه حس من درست شد دوباره خدمت در سایت برای من تبدیل به ژنراتور تولید انرژی شد. چون هر مطلبی که شما مینویسید و ما نشر میدهیم، تولید انرژی میکند، هم برای ما و هم برای اشخاصی که میخوانند و هم برای خودتان.
من بار اول که تولد رهایافتگان را بارگزاری کردم کلی انرژی دریافت کردم. همه این مطالب است که خدمت در سایت را برایمان شیرینتر میکند. هفته سایت را به تمام خدمتگزاران تبریک میگویم.
امیدوارم در مسیر خدمتی که انجام میدهند به اهداف خود برسند.
عکاس: همسفر سامیار
تایپ و ویرایش: مسافر طهمورث
تنظیم و ارسال: مسافر امید
- تعداد بازدید از این مطلب :
231