جلسه هفتم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگرۀ ۶۰؛ نمایندگی زالپارس؛ با استادی راهنمای محترم مسافر رضا ، نگهبانی مسافر رحمان و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه «در کنگره از سایت و فضای مجازی و هوش مصنوعی چگونه استفاده می کنیم ؟» پنجشنبه 2 مهر ماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان رضا هستم مسافر
تشکر می کنم از گروه مرزبانی در قسمت های مسافران و همسفران و نیز ایجنت های عزیز و نیز تک تک شما عزیزان ، بسیار خوشحالم که رو در رو همدیگر رو می بینیم و از این انتقال احساسات و انرژی بهره لازم و کافی را ببریم.سعی می کنم صحبت هایم رو خلاصه تر کنم تا به جشن تولد رحمان عزیز بیشتر بپردازیم .
می خواهم یادی بکنم از عزیزانی که از قدیم در قسمت سایت شعبه زالپارس خدمت می کردند آقای حسن حسن زاده ، آقای محسن جهانگیری ، آقای جواد سر چاهی و دوستانی که هم اکنون درحال خدمت هستند آقای رحمان ، ، آقای جلال و آقای احسان و باقی عزیزانی که در این قسمت انجام وظیفه می کرده اند، واقعاً جای تشکر و قدردانی دارد ، انشاالله هر جایی که هستند بسیار خوش وخرم باشند .
یک تشکر ویژه ای هم می کنم از عزیزانی که در ساخت این شعبه همیشه به یاری من شتافتند و اصطلاحاً دست راست من بوده اند، اگر مشکلی داشتم و کاری پیش می آمد هیچ وقت من را تنها نگذاشتند تعداد زیادی هستند و من از یکایک این عزیزان کمال تشکر را دارم یکی از اون افراد آقای مصطفی دلارامی است که همیشه و در تمامی لحظات به من یاری رساند به حدی که هر روز با من در اینجا بود و از ایشان سپاسگزارم .
دیشب من داشتم سی دی باتلاق را می نوشتم که خیلی برای من جالب بود که این گروه ویژه را می توان در آن دسته سوم گذارد. استاد امین در سی دی باتلاق افراد را به سه دسته تقسیم کرد :
1.گمراهان 2. مغضوبین 3. و آنهایی که به آنها نعمت داده می شود .
واقعاً یک عده از افراد هستند که از خودشان می گذرند و گذشت می کنند و این افراد جزو اونهایی هستند که می گویند : به این افراد جان دوباره و نیروی دوباره داده خواهد شد و انشاالله که ما بتوانیم به دسته سوم که به آنها نعمت داده می شود نزدیک شویم.

در ارتباط با سایت ، هوش مصنوعی و فضای مجازی من خودم یک مقداری در این مورد مشکل دارم و در این مورد هنوز ضعیف هستم و باید در این قسمت خودم را قوی تر نمایم، در سواد رسانه ای و مخصوصاً در مبحث فضای مجازی وهوش مصنوعی باید خودم را برسانم و نیاز هست که در این مورد بیشتر وقت بگذارم .
نکته مهم این است که هر چیزی دو سمت دارد و همین تعریف اضداد است، این انتقال اطلاعات در کسری از ثانیه انجام می شود خب مسائل و مشکلاتی را به وجود می آورد.
من بعضی وقت ها نگران فرزندانم می شوم چون می بینم در منزل خیلی از تلفن همراهشان استفاده می کنند، تایم بسیار زیادی را با این وسیله ارتباطی و فضای مجازی می گذرانند و همین مسئله برایمان تخریب به وجود می آورد که ما ندانیم از این اطلاعات چطور،کی و چگونه استفاده کنیم .
همانطور که وقتی جسم ما انرژی کافی و ویتامین های مختلف و املاح معدنی به آن نرسد جسم ما دچار بیماری می شود ما در فضای مجازی هم همینطور است بعضی وقت ها این پیامک ها جواب نمی دهد، این شکلکها (ایموجی ها) جواب نمی دهد و بایستی همدیگر را ببینیم و حرف های یکدیگر را بشنویم به قول یک بزرگی که می گفت : شنیدن ، هنر عشق ورزیدن است ، باید این احساسات انتقال پیدا کند و با موبایل و فضای مجازی امکان ندارد و به وجود نمی آید .
این احساسات زمانیکه به افراد نرسند همانند همان ویتامین ها و املاح معدنی باعث مشکلات در ما می شود و باعث ایجاد سرخوردگی ، افسردگی و دگرگونی حالات روحی و روانی در ما می شود چون ارتباطاتمان و داد و ستدهایمان کم شده است . در جهان مدرن امروز ما نیاز به این ارتباطات فیزیکی توام با احساسات داریم و نیاز داریم به یکسری هم صحبتی ها ، نیاز داریم برویم رو در رو یکی را ببینیم و اگر این کار را نکنیم دچار بیماری های خاصی می شویم و الان هم در جامعه میبینیم که به سمت بیماری های روحی و روانی پیش می رویم ، انشاالله که بتوانیم از این اطلاعات و از این سایت و هوش مصنوعی به طور کامل و به جا استفاده کنیم و از اینکه به صحبت های من گوش فرا دادید سپاسگزارم .

در ادامه جشن تولد مسافر رحمان:
آرزوی مسافر رحمان:امیدوارم هرمسافری که مسیر را گم کرده و انظباطی شده مسیر نور را پیدا کند.

سخنان راهنمای محترم مسافر رضا:
خیلی خوشحالم وقتی رهاجوها موفق میشوند و پیشرفت میکنند؛ راهنما از دیدن این پیشرفتها لذت میبرد و انگار وارد جهانی دیگر میشود.
ابتدا لازم میدانم درباره کسانی که رفتند، نکتهای را اصلاح کنم. رفتن و بازگشتن آنها بیهوده نبوده است؛ لازم بوده این مسیر را طی کنند تا با امید و استواری بیشتری ادامه دهند. ما همیشه در کنارشان هستیم و کمکشان میکنیم. مطمئن باشند هیچچیز از آن مسیر بیهوده نبوده و باید ادامه راه را محکمتر بردارند.
دومین مطلب درباره رحمان است.
رحمان بسیار کمحرف است و در لژیون و جمعها نیز همینگونه بود. او ابتدا چند ماه در لژیون آقای درودگر حضور داشت و پس از رفتن ایشان، به لژیون من آمد.
رحمان در لژیون بسیار خوب سفر کرد؛ منظم بود، غیبت نداشت و میدانست باید چهکار کند. تغییر لژیون آسان نیست و هماهنگ شدن با راهنمای جدید زمان میبرد، اما رحمان از این مانع بهخوبی عبور کرد و ارتباط خوبی با من برقرار کرد. او سفر بسیار خوبی داشت.
همین حالا با برادرش صحبت میکردم و به او گفتم: «اینها نتیجه کار توست.» به قول استاد، شما مانند درختی هستید که آنقدر رشد کردهاید که سرشاخههایتان از پشت دیوار دیده میشود. تغییرات و حرکت رحمان برای خانوادهاش آشکار شده و آنها دیدهاند که او نماینده خوبی برای کنگره است؛ همین موضوع باعث شده به کنگره بیایند و سفرشان را ادامه دهند.
ما با رفتارمان دیگران را به کنگره جذب میکنیم. وقتی از اینجا بیرون میرویم، باید نماینده خوبی برای کنگره باشیم و به دیگران نشان دهیم که اینجا مرکزی برای درمان است و همیشه فرصت درمان وجود دارد.
رحمان با تفکر پیش رفت. همانطور که در وادی هشت گفته میشود، تفکر معمار ساختار و تعیینکننده مسیر است. من این تفکر را در حرکت و نگاه او میدیدم و شاهد بودم که مسیرش را درست طی میکند.
او خدمتگزار بسیار خوبی شده است و خدمتش در سایت را صمیمانه تبریک میگویم. مسئولیت سایت کار دشواری است؛ نوشتن و تنظیم صحبتهای اساتید، بهویژه در ابتدای کار، آسان نیست. من خودم در سایت خدمت کردهام و سختی این کار را میدانم. به رحمان تبریک میگویم و از او تشکر میکنم.
همچنین از راهنمای همسفرش، همسفرش، خانواده و فرزندانش تشکر میکنم. این لحظات شادیآفرین است. به خانواده ایشان تبریک میگویم و امیدوارم در کنگره خدمتگزارانی خوب و سرشار از حس مثبت باشند.
انشاءالله بهزودی شال خدمت را بر گردن رحمان و همسفرش ببینیم؛ زیرا مسیر را پیدا کردهاند و اکنون شاهد تغییرات آنها، از تبدیل تا ترخیص، هستیم.
انشاءالله همیشه خوب، سرافراز و پایدار باشند.
متشکرم.

مشارکت مسافر رحمان:
سلام دوستان، رحمان یک مسافر هستم.
در یکی از سختترین و سیاهترین روزهای زندگیام وارد شعبه زالپارس شدم. وقتی وارد کنگره شدم، فهمیدم چقدر از واقعیت زندگی دور شدهام. در آن زمان، مهمترین مسئله زندگی من مصرف مواد بود و حتی میزان مصرفم را هم درست نمیدانستم.
از همان جلسات اول، حس و انرژی خاصی را در کنگره تجربه کردم و همین موضوع باعث شد مسیرم را ادامه بدهم. کمکم چشم و گوشم بازتر شد، حالم تغییر کرد و همسفرم هم وارد این مسیر شد.
از آقای درودگر که در ابتدای مسیر خیلی به ما کمک کردند، تشکر میکنم و یک تشکر ویژه از آقا رضا دارم.
آقا رضا برای من فقط یک راهنما نبود؛ رفتار و نگاه ایشان خودش یک آموزش بزرگ بود. حس بسیار قویای دارند و همیشه متوجه حال و شرایط من بودند. تقریباً غیرممکن بود حال من بالا و پایین شود و ایشان متوجه نشوند یا احوالم را نپرسند. این توجه و حس قوی ایشان به من یاد داد که من هم نسبت به خودم و اطرافیانم آگاهتر باشم.
یکی از بزرگترین چیزهایی که از آقا رضا یاد گرفتم، همین توجه به «حس» بود. رفتار ایشان باعث شد چشمم بیشتر باز شود، اطرافم را بهتر ببینم و بفهمم حال آدمها فقط با حرف زدن مشخص نمیشود.
کنگره و آموزشهای آقا رضا باعث شد با خودم آشتی کنم. قبلاً حتی خودم را نمیدیدم، چه برسد به دیگران؛ اما امروز خودم را بیشتر شناختهام. هنوز خیلی کار دارم و باید روی خودم کار کنم، ولی رابطهام با خودم، همسفرم و خانوادهام خیلی بهتر شده است.
از آقا رحیم هم تشکر میکنم که مسیر کنگره را به من نشان دادند و راهنمای لژیون جونز من هستند. خدمت در این مسیر برای من تجربه بسیار ارزشمندی بوده و احساس میکنم هر قدمی که برمیدارم، به تعادل و حال خوب بیشتری میرسم.
از جسمم هم تشکر میکنم که با وجود تمام تخریبهایی که به آن وارد کردم، باز هم من را همراهی کرد. روزهایی بود که شرایط جسمی بسیار بدی داشتم و حتی نمیدانستم صبح روز بعد چه خواهد شد. امروز خدا را شکر میکنم که از آن روزها فاصله گرفتهام.
از همسفرم تشکر ویژه میکنم که در تمام روزهای سخت و تاریک کنارم بود و هیچوقت مقابلم قرار نگرفت. امروز هم در مسیر درست، همراه و حامی من است.
ازهمسفرهای کوچکم یسنا خانم و آقا ایلیا و همه کسانی که در این مسیر کنار من و خانوادهام بودند هم تشکر میکنم.
در پایان، دوباره از آقا رضا تشکر میکنم؛ برای صبرشان، محبتشان، حسی که نسبت به ما داشتند و آموزشهایی که با رفتارشان به من دادند. خیلی از تغییراتی که امروز در خودم میبینم، نتیجه همین آموزشها و همراهیهاست.
از همه شما و تمام کسانی که در کنگره خدمت کردند و باعث شدند ما این مسیر را پیدا کنیم، صمیمانه ممنونم.
خدا را هزاران هزار بار شکر میکنم.
متشکرم.
سخنان راهنمای محترم همسفر مریم:
سلام دوستان مریم هستم یه همسفر.
خوشا به حال کسانی که میبخشند و به دنبال جبران نیستند.
این تولد را به زهرای عزیز و مسافرش، آقای رحمان، تبریک میگویم و همچنین به همه اعضای کنگره ۶۰ هم تبریک عرض میکنم. واقعاً این تولدها انرژی و حال تازهای به شعبه میدهند. از همه عزیزانی که در این جشن حضور داشتند، تشکر میکنم.
استاد امین میفرمایند یکی از ویژگیهای انسانهای خوب، «حضور» است. حضور در جشن، مهمانی و هر جمعی باعث میشود ما در کنار یکدیگر باشیم و حس خوبی داشته باشیم. در کنگره هم همینطور است؛ از همان روز اول که وارد میشویم، با حضور در جایگاههای مختلف و گرفتن آموزشها، کمکم حسها و جایگاههای ما تغییر میکند.
انسانی که با ناامیدی و مشکلات وارد کنگره میشود، بهتدریج آموزش میگیرد، خدمت میکند و جایگاهش تغییر میکند. همین حضور و خدمت است که باعث میشود انسان در جایگاههای بالاتر قرار بگیرد.
زهرای عزیز نمونه خوبی از این موضوع است. حتی در روزی که پدر و مادرش تصادف کرده بودند، با وجود نگرانی، در شعبه حضور پیدا کرد و همان روز در انتخابات شرکت کرد و با رأی اعضا بهعنوان مرزبان انتخاب شد.
رحمان عزیز هم با حضور و خدمتی که در سایت داشته، نتیجه تلاشش را گرفته است. اینجا آدم انتخاب میشود، اما مهمتر از انتخاب شدن این است که خودش را نشان بدهد.
در کنگره، هر چیزی که به ما داده میشود، فقط برای خودمان نیست؛ باید آن را به دیگران منتقل کنیم و کمک کنیم افراد بیشتری به آرامش و حال خوب برسند.
انشاءالله این تولد برای رحمان عزیز و همسفرش مبارک باشد و سالهای سال در کنگره حضور داشته باشند و خدمت کنند.
از حضور همه شما ممنونم.
متشکرم.

مشارکت همسفر زهرا:
سلام دوستان، زهرا هستم، یک همسفر.
قبل از ورود به کنگره، من امکانات، آسایش و رفاه داشتم، اما عشق، محبت و همدلی بین ما نبود و حال ما با هم خوب نبود. به عبارتی، بیرون زندگیمان مردم را کشته بود و داخل زندگیمان، خودمان را کشته بودیم.
هم مسافرم و هم من در دنیای تاریک اعتیاد و ضدارزشها بودیم و دو نفری که در تاریکی هستند، نمیتوانند زندگی روشنی داشته باشند.
خدا را شکر مسیر کنگره برای ما باز شد. به کنگره آمدیم، کنار هم آموزش گرفتیم و آموزشها را کاربردی کردیم. کمکم از یک جایی نقش آموزشهای کنگره در زندگی ما پررنگ شد و بهتدریج همدلی، همزبانی و پیوند محبت بین ما شکل گرفت.
آموزشهای کنگره هر یک سال، اندازه بیست سال به تجربه زندگی انسان اضافه میکند و او را پخته و صیقلداده میکند. حالا خدا را شکر، از زندگی خیلی راضی هستم و حال ما در کنار همدیگر خیلی خوب است.
از آقای مهندس و خانواده محترمشان خیلی خیلی ممنونم که هر آنچه در چنته داشتند، خرج کردند تا انسانهای زیادی از تاریکی خارج شوند.
از راهنماهای مسافرم، آقای حسین و آقای رضا، بسیار ممنون و سپاسگزارم.
به اعتقاد من، هر مسافری که به کنگره میآید و همسفرش را با خود همراه میکند، آموزش میبیند و آن آموزشها را کاربردی میکند، در این زندگی برنده است؛ چون هم خودش، هم همسفرش و هم اعضای خانواده را آباد و آگاه میکند.
از راهنمای خوب خودم، خانم مریم، راهنمای ویلیامم، خانم زهرا، و راهنمای تازهواردینم، خانم الهه، بسیار ممنون و سپاسگزارم.
مشارکت همسفر کوچک:
سلام دوستان، یسنا هستم، همسفر رحمان.
توی زندگی اتفاقهایی میافتد که خیلی قشنگ و باارزش هستند؛ مثل آمدن مامان و بابام به کنگره. از وقتی با کنگره آشنا شدند و در جلسات حضور پیدا کردند، تغییرات خیلی زیادی کردند.
این روزها خانواده من خیلی قشنگتر شده. الان بیشتر کنار هم هستیم، با هم میخندیم و قدر یکدیگر را بیشتر میدانیم. به خاطر همه این روزهای خوب، از آقای مهندس دژاکام عزیز و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این مسیر زیبا را برای خانوادههایی که نیاز دارند، به وجود آوردند.
از آقای حسین درودگر و آقای رضا متقی هم تشکر میکنم که با صبر و محبت، همراه بابام بودند. از عمو رحیم، راهنمای DST، هم تشکر میکنم که بابام را با کنگره آشنا کردند.
همچنین از خانم مریم عزیز، خانم الهه، راهنمای تازهواردین مامانم، و زنعموم، خانم زهرا، راهنمای ویلیام مامانم، ممنونم که با مهربانی در کنار مامانم بودند.
شاید من نتوانم زحمتهایی را که شما عزیزان برای خانواده من کشیدید، در چند جمله بیان کنم؛ اما این را بدانید که ما هیچوقت محبتها و زحمتهای شما را فراموش نمیکنیم.
امیدوارم محبتهایی که به ما کردید، در زندگی آدمهای زیادی جاری شود و خوبیهایی که برای ما به جا گذاشتید، چند برابرش به زندگی خودتان برگردد.
در نهایت، از همه اعضای کنگره ۶۰ ممنونم که هر کدام به نوعی در شکل گرفتن این اتفاقهای قشنگ سهمی دارید.
ممنونم از همه شما.
مشارکت همسفر کوچک:
سلام دوستان، ایلیا هستم، همسفر رحمان.
از آقای مهندس دژاکام خیلی ممنونم که اینجا را برای مامان و بابام درست کردند.
از راهنماهای بابام، آقای حسین درودگر و آقای رضا متقی، و راهنمای DST، آقا رحیم، بسیار ممنونم که به بابام کمک کردند تا به رهایی برسند.
از راهنماهای مامانم، خانم مریم و خانم زهرا، و راهنمای ویلیام مامانم هم خیلی ممنونم که به مامانم کمک کردند تا به رهایی برسند.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، ممنونم.

گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان کشیک: مسافر حسین
لژیون خدمتگزار: لژیون سوم
راهنمای محترم: مسافر رضا
مرزبان خبری: مسافر جعفر
تایپ و ویراستار: مسافر احسان لژیون چهارم،مسافر رحمان لژیون سوم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر جلال لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
118