English Version
This Site Is Available In English

سی دی توازن

سی دی توازن

تقدیر یعنی نامه پیشین. من همیشه گفته‌ام که منظورم از این صحبت‌ها، رشته خاصی مثل عرفان یا روان‌شناسی نیست؛ موضوع اصلی، شناخت انسان است. انسان موجودی است که هنوز خیلی از ابعادش برای ما ناشناخته است. تا انسان را نشناسیم، نمی‌توانیم به آرامش و درک درستی از زندگی برسیم.

بعضی‌ها می‌گویند زندگی جبر است و بعضی می‌گویند اختیار. در کنگره زندگی بر پایه سه ضلع است: خواست، تقدیر و فرمان الهی.

فعلاً با فرمان الهی کاری نداریم و درباره تقدیر صحبت می‌کنیم.

ما برای شناخت هر چیزی ابزار مناسب لازم داریم. همان‌طور که برای وزن کردن یک تریلی به باسکول احتیاج داریم، برای شناخت جهان آفرینش هم پنج حس ما کافی نیست. بخش بسیار بزرگی از جهان برای ما ناشناخته است و مطالب زیادی پشت پرده وجود دارد.

جهان آفرینش بر اساس حساب و کتاب و عمل و عکس‌العمل کار می‌کند. هر کاری که انجام می‌دهیم، نتیجه‌ای دارد. اگر گندم بکاریم، گندم برداشت می‌کنیم و اگر باد بکاریم، طوفان درو می‌کنیم.

تقدیر در واقع نتیجه اعمال و نامه پیشین ماست. مثلاً اگر امروز چکی برای شش ماه آینده صادر کنیم، شش ماه بعد که موعد آن برسد، نتیجه کاری که امروز کرده‌ایم به سراغمان می‌آید. نمی‌توانیم بگوییم این اتفاق بی‌دلیل افتاد.

ممکن است از دست مأمور فرار کنیم، اما از دست تقدیر نمی‌توانیم فرار کنیم.

تقدیر مانند تیری است که از چله کمان رها شده و به سمت هدف می‌رود؛ اما نکته مهم این است که وقتی با تقدیر روبه‌رو می‌شویم، چه واکنشی نشان می‌دهیم. اتفاق ممکن است در نامه پیشین ما باشد، ولی نحوه برخورد ما با آن، به خودمان مربوط است.

 

به همین دلیل بهشت و جهنم فقط مربوط به آینده نیست؛ در همین زندگی هم می‌توانیم در شرایط بهشتی یا جهنمی باشیم.

استاد می‌گوید شما در دو جهت مشغول به عمل شده‌اید: هم دانش و مطالب را پیدا می‌کنید و هم آن را به دیگران منتقل می‌کنید. این کار شاید سخت باشد، اما غیرممکن نیست.

کنگره هم با همین هدف شکل گرفت؛ برای کمک به انسان‌ها. انسان‌هایی که توانستند از اعتیاد خارج شوند و در زمینه‌های مختلف مثل سیگار و کاهش وزن هم مسیر درمان و آموزش را ادامه دادند.

«ما در انسان‌ها طبق فرمان، یک جرقه تولید می‌کنیم. این جرقه می‌تواند به یک ذخیره قابل مصرف تبدیل شود یا به شعله آتشی تبدیل شود که یک منطقه را بسوزاند.»

 

این نکته بسیار مهم است. هر چیزی که به انسان داده می‌شود، بستگی دارد چگونه از آن استفاده کند. پول، شغل، قدرت، جایگاه و هر امکان دیگری می‌تواند وسیله خدمت باشد یا وسیله تخریب.

از یک جایگاه می‌توان برای کمک به انسان‌ها استفاده کرد و از همان جایگاه می‌توان باعث نابودی دیگران شد. بنابراین خود انسان تعیین می‌کند که از آنچه در اختیارش قرار گرفته، چگونه استفاده کند.

در مسیر زندگی هم ممکن است انسان‌هایی باشند که بسیار مفید یا بسیار مخرب باشند. باید آنچه در مسیر حق و تعادل است، حفظ شود.

حس یکی از ویژگی‌های مهم انسان و بیشتر یک گیرنده است. ما با حواس پنج‌گانه، اطلاعات را دریافت می‌کنیم، اما درون انسان هم حس‌هایی وجود دارد؛ حس دوست داشتن، یادگیری، خدمت، ورزش، دشمنی، غیبت و بسیاری چیزهای دیگر.

بعضی انسان‌ها آن‌قدر به حس‌های منفی عادت کرده‌اند که دیگر حس خوب را تشخیص نمی‌دهند. بنابراین باید حس درست را در خودمان پرورش بدهیم.

«آب کم جو، تشنگی آور به دست.»

اگر تشنگی واقعی ایجاد شود، آب خودش می‌رسد. اگر حس درست در انسان شکل بگیرد، حرکت هم به وجود می‌آید.


«محبت از لابه‌لای حلقه‌ها، امواج را می‌شکافد و شما را می‌یابد.»

بعضی چیزها ما را انتخاب می‌کنند، نه اینکه ما آنها را انتخاب کنیم. محبت هم همین‌طور است. محبت واقعی انسان را پیدا می‌کند.

اگر ظرف وجود انسان پر از کینه، نفرت، حسادت و دشمنی باشد، دیگر جایی برای محبت باقی نمی‌ماند. اگر انسان صادق و صالح باشد، محبت می‌تواند او را پیدا کند.

محبت واقعی با زور و مصلحت به وجود نمی‌آید. اگر رابطه‌ای فقط بر اساس اجبار باشد، محبت واقعی نیست.

«محبت‌های راستین دوام دوره‌ای دارند.»

یعنی محبت واقعی می‌تواند در دوره‌های مختلف زندگی و حتی پس از مرگ ادامه داشته باشد. کسانی که واقعاً دوستشان داریم، در پیوند محبت با ما باقی می‌مانند.

اما کسی که محبت ندارد، مانند ظرفی است که پر از تهی است. ما نمی‌خواهیم ظرف وجودمان خالی باشد.

باید از خود بگذریم و به محبت واقعی برسیم.

«از خود نگذری، به خود نمی‌رسی.»

خدمت به دیگران یکی از شکل‌های همین محبت است. کنگره نمونه‌ای از این تفکر است؛ جایی که انسان‌ها برای کمک به انسان‌های دیگر خدمت می‌کنند.

البته محبت به این معنا نیست که بی‌نهایت انرژی خودمان را صرف کسی کنیم که نمی‌خواهد تغییر کند. یک بار، دو بار، سه بار کمک می‌کنیم؛ اگر کسی نخواست، باید انرژی خودمان را در مسیر دیگری قرار دهیم.

کاسه نباید از آش داغ‌تر باشد.

در مورد روزه هم همین‌طور است. اگر روزه می‌گیریم، نباید طلبکار دیگران باشیم یا باعث ناراحتی آنها شویم. روزه باید حال انسان را بهتر کند و اخلاق انسان را بهتر کند.

یکی دیگر از نکات مهم، صبر و زمان است.

«هرگاه موقع موضوعی فرا برسد، خودبه‌خود آغاز می‌شود.»

همان‌طور که فصل‌ها در زمان خودشان می‌آیند و شکوفه‌ها در بهار باز می‌شوند، بسیاری از مسائل زندگی هم زمان خودشان را دارند.

ما باید کار خودمان را انجام دهیم و صبر کنیم. کسانی که باید بیایند، وقتی زمانش برسد، خواهند آمد. بنابراین نباید در کارها عجله کنیم.

روح مانند دریایی بیکران و از یک واحد است و هر انسان مانند قطره‌ای از آن را با خود دارد؛ به همین دلیل از «روح» صحبت می‌شود، نه ارواح.

درباره حیوانات هم گفته می‌شود که میان انسان و حیوان تفاوت اساسی وجود دارد. وقتی انسان به مرحله انسانی می‌رسد، تکلیف برای او معنا پیدا می‌کند؛ باید و نباید دارد. انسان مسئول اعمال خودش است و در مسیر تکامل، پاسخگوی اعمالش خواهد بود.

پس اگر بخواهم تمام صحبت امروز را خلاصه کنم، اصل موضوع این است:

هر عملی که انجام می‌دهیم، پاسخی دارد و این پاسخ در قالب تقدیر به ما برمی‌گردد. ما بذر می‌کاریم و همان را برداشت می‌کنیم. بنابراین باید در اعمال و انتخاب‌های خودمان دقت کنیم.

موضوع دوم، مهر و محبت است. محبت واقعی باید بر پایه دانش و دانایی باشد. هرچه انسان به دانایی و درک بیشتری برسد، مفهوم محبت را بهتر می‌فهمد.

محبت فقط یک احساس نیست؛ محبت واقعی نتیجه شناخت، دانایی و درک انسان است.

تدوین:خدمتگزاران سایت نمایندگی کوروش آذرپور 

مرزبان خبری مسافر حسین

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...