عنوان این بحث فهم در کلام است. ما برای فهماندن به آنانی که نمیخواهند بفهمند و بدانند هیچ کاری نداریم. برای فهم کلام ابتدا باید آن را به صورت تصویری در ذهن خود شکل دهیم و سپس آن تصویر را به مرحله عمل برسانیم. انسان میتواند افکار و تصاویر دورنی خود را به وسیله صوت و کلام به دیگری منتقل کند. ما هم باید این هنر را داشته باشیم که مطالب را به صورت درستی انتقال دهیم. که هیچ انسانی دچار سوتفاهم نگردد. طرف مقابل ما آن را درک کند. بعضی از کلمات یا مفاهیمی که میخواهیم انتقال بدهیم محسوس و حس کردنی میباشد. گاهی شنونده کلام ما را به اشتباه میشنود یا بخش منفی آن را دریافت میکند. افکار ما در هنگام سخن گفتن بسیار تاثیر گذار هستند. اگر فردی منفی گرا باشد کلام ما نیز رنگ منفی به خود میگیرد. مثبت گرایی، ترس، اضطراب و بیخیالی نیز همگی در کلام ما نقش دارند. گاهی لحن و نیت کلام ما در تعارفات روز مره پنهان است. یک نمونه تعارف شاه عبدالعظیمی است، در گذشته مسافران با ماشین دودی که با زغال سنگ کار میکرد به زیارت میرفتند. آنها بلیط دو سره رفت و برگشت تهیه میکردند و مجبور به بازگشت بودند. میزبان با علم به اینکه مهمان بلیط برگشت دارد اصرار به ماندن او میکرد این تعارف ریشه در ضرب المثلهای ما دارد نشان از نیت غیر واقعی کلام دارد.
کلام ما گاهی مستقیم است مانند اینکه مستقیم ابراز علاقه یا نفرت کنیم گاهی کلام ما کاملا دروغین است و با نیت حلیهگری بیان میشود. در تمامی این حالتها زبان بدن نقش بسیار زیادی دارد. حالت چشمها و صورت در گفتگوها رخ در رخ حقیقت را فاش میکند. انسان دروغگو معمولا از نگاه مستقیم پرهیز میکند و سرش را پایین میاندازد. برخی از مفاهیم و حسها هرگز با کلام قابل انتقال نیستند، ما نمیتوانیم بوی تریاک یا حشیش را با کلمات به دیگران بفهمانیم. تعریف خوشبختی از همین مقوله حسکردنی و محسوس است. یکی از مسافران خوشبختی را داشتن آسایش و آرامش توصیف کرد و کسی دیگر خوشبختی را به حس لذت بخش موج سواری تشبیه نمود. مسافر دیگری حضور در جلسه و دیدن استاد را اوج خوشبختی نامید یا نفر بعدی بدبختی را غرق بودن در سیاهی و تاریکی دوران اعتیاد دانست. خوشبختی و بدبختی مفاهیم کاملا نسبی میباشند. این مفاهیم به میزان ادراک هر انسان از جهان هستی بستگی دارند. آرامش روح و روان و پناه بردن به خدا در سختی ها تعریف دیگری بود. هیچ کس نتوانست مفهوم دقیق خوشبختی را بدون استفاده از مثال بیان کند.
کلام خداوند در کتاب آسمانی نیز سرشار از مثال و تمثیل است. بهشت تمثیلی از آرامش و آسایش و پاکی از سخنان است؛ جهنم نیز تمثیلی از بدبختی عذاب و دوری از صلح و صفا است. بهشت و جهنم هم در این جهان مادی و هم در آخرت جاری میباشند. موضوع مهم دیگری که در گفتگوها اهمیت دارد تقطیع کلام است. تقطیع کلام یعنی بخش مهمی از یک جلمه را حذف کنیم و معنا را تغییر دهیم، ما برای تشخیص کلام راستین از کلام دروغین به دانایی و تفکر نیاز داریم. اگر کسی نزد ما غیبت میکند باید بدانیم او غیبت ما را نیز خواهد کرد. ما با حرکت در صراطمستقیم میتوانیم به جایگاه اصلی خود برسیم. صراطمستقیم یعنی کوتاهترین راه برای رسیدن به هدف و مقصد هرچیزی که در این جهان بکاریم همان را برداشت خواهیم کرد. در مسیر مستقیم ممکن است با وسوسههای شیطانی برخورد نمائیم. صوت زیبا مقدمه است، اما هدف نهایی فهمیدن و عمل کردن به قوانین است. خواندن نسخه پزشک با خط زیبا و صوت رسا بیمار را درمان نمی کند. فهم کلام و عمل به آن کلید ورود به روشنایی، آرامش و خوشبختی است. این موضوع در تمامی سطوح زندگی ما با اعضای خانواده با دوستان نقش دارد. امیدوارم این مفاهیم را در زندگی روز مره و روابط خود به کار ببریم.
نویسنده و رابط خبری: همسفر عصمت رهجوی راهنما همسفر نسیم (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون چهارم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
96