سیزدهمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی صالحی تهرانپارس به استادی مسافر رضاونگهبانی مسافرجواد و دبیری مسافر مهیار با دستور جلسه {از سایت و فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره ۶۰ چگونه استفاده کنیم}،در روز چهارشنبه 1 مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت 17 آغاز بکار کرد .
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر. آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است. اگر بخواهم صحبتهایم را در چند جمله کوتاه بیان کنم، باید بگویم وقتی آدم برای اولین بار پشت این صندلی مینشیند، استرس زیادی میگیرد. با اینکه مطالب زیادی خوانده و شنیده بودم، همه از یادم رفته و چیزی در خاطرم نمانده بود. در رابطه با دستور جلسه «سایت کنگره ۶۰ و هوش مصنوعی»، میدانیم که سایت کنگره ۶۰ در واقع پنجرهای برای ورود به اطلاعات و فعالیتهای کنگره است. تمام فعالیتهای کنگره، از درمان و آموزش گرفته تا اطلاعات شعب، سخنان جناب مهندس، نحوه برگزاری جلسات و کارگاههای آموزشی، در سایت منعکس میشود. سایت همچنین ویترینی برای کسانی است که به دنبال درمان هستند و میخواهند با نحوه درمان و تجربیات دیگران آشنا شوند؛ کسانی که به دنبال مکانی مناسب برای درمان اعتیاد خود هستند. در کنگره فعالیتهای ورزشی، کارگاههای آموزشی، تحقیقات مربوط به درمان بیماریها و آموزشهای هفتگی داریم و سایت، گنجینهای از این اطلاعات است. در گذشته چنین امکاناتی وجود نداشت. کتابخانه بود و اگر اطلاعاتی میخواستیم، باید به کتابخانه میرفتیم و کتابی را مطالعه میکردیم. اما امروز علم پیشرفت کرده است. در قرن بیستویکم، سرعت پیشرفت علم بسیار زیاد است. جناب آقای مهندس در سال ۱۳۷۸، همزمان با تشکیل کنگره ۶۰، این سایت را نیز راهاندازی کردند و امروز یکی از بهترین منابع اطلاعاتی کنگره ۶۰ است. عزیزانی که در این سایت خدمت میکنند، از جمله آقا مهیار و آقا جواد، واقعاً کار سختی انجام میدهند. من خودم در بخش صدور کارت خدمت میکنم و از نزدیک شاهد زحمات این عزیزان هستم. برنامهها، سیدیها، سخنرانیها، صحبتهای آقای مهندس و مطالب لژیونها را دریافت میکنند، ویرایش میکنند و پس از آمادهسازی در سایت قرار میدهند. واقعاً کار سختی است؛ بعضی از این عزیزان حتی در خانه هم به این کار ادامه میدهند. از همینجا دست همه آنها را میبوسم و از زحماتشان تشکر میکنم. همچنین از جناب آقای مهندس تشکر میکنم که این مسیر را برای ما فراهم کردند تا من، مسافر رضا، بتوانم در اینجا آموزش بگیرم و خدمت کنم. جناب آقای مهندس دژاکام بنیانی را در کنگره ۶۰ بنا نهادهاند که واقعاً بینظیر است. همانطور که در شعر میگوید: «بنیان نهادهای تو این کاخ عاشقی را بخشیدهای تو بر من دوباره زندگی را تو هدیه کردی بر من هر هفته کلی اوتی چه مرد نازنینی، چه مرد لارج و لوتی» و در ادامه میگوید: «ده ماه بخور تواوتی، بعدش بیا رها شو نگی سی دیم کامل نیست، میگم برو فلان شو! شوخی باهات ندارم، حرف حساب همینه کجا دیدی یه ساقی با شال بیاد بشینه؟ کجا دیدی یه ساقی پیرهن سفید بپوشه؟ کت و شلوار و لباسش هنوز بخواد بپوشه، دیگه خودت میدونی من حرف آخرم رو اول زدم، پسرجون، دیگه خودت میدونی این گوی و این میدان، تازه کجاش رو دیدی؟ سقوط آزاد باحاله، یکی رو دستوپا کن، شانه هات رو بماله "

اگر بخواهم از خودم بگویم، قبل از آمدن به کنگره ۶۰، حال بسیار خرابی داشتم: «رنگ زرد و چهره زرد و نامه از عصیان سیاه» همهجوره حالم خراب بود و چهرهام زرد شده بود. مصرفم شیره بود و یک روز خوش در زندگی با زن و بچهام نداشتم. همیشه درگیر کار و تلاش بودم و فکر میکردم همهچیز درست پیش میرود. من هم از طریق همین فضای مجازی با کنگره ۶۰ آشنا شدم و خداوند را شکر میکنم که این مسیر را جلوی پایم قرار داد تا بتوانم در اینجا آموزش بگیرم و خدمت کنم. از راهنمای عزیزم، آقا بهروز حقی، که برای رهایی من بسیار زحمت کشیدند و نقش پررنگی در این مسیر داشتند، صمیمانه تشکر میکنم. راهنما بدون هیچ چشمداشتی تلاش میکند تا یک نفر را به رهایی برساند. واقعاً چه عبادتی بالاتر از این؟ دست راهنمای عزیزم را میبوسم و از او تشکر میکنم. همچنین از شما ممنونم که به صحبتهایم گوش دادید.
تایپ و ویرایش: مسافر مهرداد لژیون چهارم
عکس : مسافر مهرداد لژیون چهارم
بارگزاری خبر: مسافر مهرداد لژیون چهارم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر وحید
مهر ماه ۱۴۰۵
شعبه صالحی (تهرانپارس)
- تعداد بازدید از این مطلب :
112