ما انسانها در زندگی نیاز داریم که تفکر و اندیشه کنیم و برای موضوعات پیشآمده، ابتدا خوب فکر کنیم، به عمق قضیه برویم و بدانیم این مسئله چطور به وجود آمده و من باید چگونه آن را حل کنم. وقتی عجولانه کاری انجام میدهیم، نباید انتظار اتفاقات خوب داشته باشیم. اگر بدون فکر حرفی بزنیم یا کاری انجام دهیم، در نهایت خودمان بیشتر از همه آسیب میبینیم.
اول از همه باید یاد بگیریم و بدانیم که هستی بر مبنای اضداد شکل گرفته است و همهچیز طبق برنامه پیش میرود. هیچ چیزی در هستی وجود ندارد که بدون برنامهریزی اتفاق بیفتد. هر چیزی سر جای خودش قرار دارد؛ نه یک لحظه دیرتر و نه یک لحظه زودتر. اگر سختی را لمس نکنیم، نمیتوانیم طعم خوشی را بچشیم و اگر مشکلی پیش نیاید، نمیتوانیم طعم راحتی و آرامش را حس کنیم.
در مسیر راستی باید تلاش کنیم، از ضدارزشها دوری کنیم و طبق فرمان پیش برویم. برای بهتر شناختن خودمان و انجام تزکیه و پالایش، باید به نیروی درونی خودمان ایمان داشته باشیم. هر چیزی را فقط با نگاهکردن به آن قضاوت نکنیم؛ بلکه به عمق آن فکر کنیم و از نیروی عقل کمک بگیریم تا ببینیم آیا این مسئلهای که وجود دارد، خوب بوده یا نه.
قبل از هر چیزی، ما به آگاهی نیاز داریم تا خودمان را خوب بشناسیم و بدانیم کجا قرار داریم و چه کسی هستیم. وقتی نسبت به خود و هستی آگاهی کسب کردیم، میتوانیم درست فکر کنیم و در کنار مشکلات و سختیها، زندگی خوبی را تجربه کنیم.
اگر حس ما سالم باشد، هرگز نقاط منفی کسی را نمیبینیم؛ چراکه ابتدا به نقاط مثبت او توجه میکنیم. وقتی افکار ما سالم باشد، دیگر با کنایه و بدبینی حرف نمیزنیم و حد و حدود خودمان را حفظ میکنیم تا بدون فکر سخنی نگوییم؛ حتی برای گفتن حقیقت نیز نیازمند تفکر سالم هستیم تا بدانیم چگونه آن را بیان کنیم که آسیبی به خود و کسی نرسانیم.
وقتی درباره موضوعی صحبت میکنیم، باید در آن مسئله تجربه کافی داشته باشیم تا بتوانیم آن را بهدرستی به دیگران انتقال دهیم و توصیه کنیم. همانطور که استاد فرمودند، باید جسم و روان با هم هماهنگ باشند تا بتوانند بهخوبی آموزش بگیرند و آن را به انجام عمل برسانند. اگر این هماهنگی وجود نداشته باشد، نمیتوانیم پیشرفتی در مسیر خود داشته باشیم و تزکیه و پالایش درستی انجام دهیم. در کنار این هماهنگی با خود، با دیگران نیز باید سازگار باشیم و بدون فکر کاری انجام ندهیم.
در بیشتر مواقع پیش میآید که ما بدون تفکر و فقط با دیدن یک موضوع، درباره آن فکر میکنیم و تصمیم میگیریم که چه کاری انجام دهیم. بهخاطر اینکه فقط با فکرکردن با چشم آن عمل را انجام دادهایم، نتیجهای که به دست میآید این است که وقتی همهچیز نابود شد با خود میگوییم: چرا بدون فکر یا مشورت با کسی و فقط از روی ظاهر تصمیم گرفتم و کار را به جایی رساندم که دیگر کاری از دستم برنمیآید.
انسان خردمند هیچوقت از روی ظاهر تصمیم نمیگیرد و برای انجام عمل سالم تلاش میکند تا راهی که انتخاب کرده، صراطمستقیم باشد. هر سختی هم که در مسیر به وجود بیاید، آن را جزئی از تجربه و آموزشهای زندگی تلقی میکند و به آن با دید بلای آسمانی نگاه نمیکند.
نویسنده: همسفر مشکناز رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
128