جلسه یازدهم از دوره دوم جلسات آموزشی لژیون سردار همسفران نمایندگی آبیک به استادی ایجنت همسفر نازنین، نگهبانی راهنما همسفر فاطمه و دبیر موقتی راهنمای تازه واردین همسفر طاهره با دستور جلسه:«از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره 60 چگونه استفاده می کنیم؟» روز دوشنبه 30 شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر هستم که توفیق شد در کنگره 60 و لژیون سردار حضورداشته باشم. از همسفر فاطمه، نگهبان لژیون سردار سپاسگزارم برای اینکه اجازه دادند امروز در کنار شما آموزش بگیرم.
امروز دستور جلسه مصادف با هفته سایت شده است؛ در ابتدا هفته سایت به تکتک بچههای خدمتگزار سایت که عاشقانه در این قسمت فعالیت میکنند تبریک میگویم، علیالخصوص راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت که تمام زحمتهای سایت به عهده ایشان است، الحق که همه به بهترین شکل کار سایت را پیش میبرید و نکته جالب این است حتی کسانی که مطلب نوشتند به سایت ارائه دادند در این امر شریک بودند، زیرا ما با در کنار هم بودن معنا پیدا میکنیم.
سایت، یکی از منابع اصلی جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ است و معرف اطلاعات و علم در کنگره در فضای مجازی در سطح جهانی است. خود من از طریق سایت مجموعه کنگره ۶۰ را شناختم و وصل شدم. روزی که به من گفتند کنگره ۶۰ وجود دارد، من پنج یا شش ساعت زمان گذاشتم و کنگره را در سایت زیر رو کردم، برایم خیلی جالب بود افرادی که مصرفکننده بودند و وارد کنگره ۶۰ شدند پس از درمان تبدیل به یک انسان دیگری شدند و نظام و قانون و همینطور این تغییرات عظیم من را جذب کرد. امروز انتقال این پیام وظیفه تکبهتک ما است، همه ما شاید نتوانیم راهنما شویم؛ ولی همه میتوانیم دانش کنگره را به دیگران انتقال دهیم؛ حتی با یک دل نوشته و یک مشارکت ساده! ما نمیدانیم چه کسی قرار است آن دل نوشته را خوانده یا آن مطلب به دست چه کسانی می رسد، ولی قطعاً قرار است یک حلقه اتصال باشد برای ورود به کنگره 60 بخصوص که ما در ما امروزه در جهانی زندگی میکنیم که فضای مجازی نقش بسیار پررنگی دارد.
داشتم به این فکر میکردم که این دستور جلسه چه ربطی به لژیون سردار دارد که به این رسیدم که ما در لژیون سردار که یک ساختار است دو هدف را دنبال میکنیم، یکی اینکه به دنبال حفظ و بقا ساختار کنگره هستیم و دوم رشد و توسعه و حضور امروز ما در لژیون سردار که همان انتقال دانش است به این دو موضوع میپردازد؛ اینکه من حتی بتوانم دانش بخشیدن را انتقال دهم بسیار مهم است.
درواقع ما قبل از ورود به کنگره 60 میبخشیدیم به خاطر تربیت سنتی که در خانواده داشتیم و نوع تفکری که با آن بزرگشده بودیم و همیشه این تفکر را داشتیم که اگر نبخشیم آدم بدی هستیم. در حقیقت هر بار که موضوعی باعث رنجش ما میشد میگفتیم ما بخشیدیم و گذشتیم ولی شاید ساعتها به آن فکر میکردیم و انرژی زیادی را صرف میکردیم و درنهایت هم تنها در ظاهر میبخشیدم و در باطن با آن موضوع درگیر بودیم؛ اما در کنگره 60 به ما یاد دادند از روی آگاهی ببخشیم؛ یعنی بفهمیم ماهیت خشم و کینه چیست و بعد آن را در خودمان حل کنیم؛ درواقع کنگره به ما آموخت که از مسیر عقلانی عبور کنیم، بشناسیم و رها کنیم تا رشد پیدا کنیم و به آرامش برسیم.
یادم است من خودم در یک جمعی قرار گرفتم که به من یکحرفی زده شد که خیلی اذیت شدم، با خودم گفتم من آن شخص را میبخشم و با خود میگفتم حرف آن شخص از روی نادانیاش بوده؛ اما ظاهراً آن شخص را بخشیده بودم و یک پوشش یا حجابی روی افکار و تمام اتفاقات آن روز کشیده بودم، شب تا صبح فکر میکردم که چرا آن شخص این حرف را به من زده است؟! سالها درگیر آن بودم تا قسمت شد وارد لژیون سردار شدم؛ در جلسه اول که وارد جمع لژیون سردار شدم، مات و مبهوت فقط صحبت بچهها را گوش میدادم؛ همه از تجربیان بخشیدن، گذشتن خود گفتند، اصلاً برایم یکچیز عجیبی بود! یک تکانه شد برایم که چه اتفاقی در درون این افراد افتاده است که حاضر هستند با تمام مشکلاتی که دارند راحت ببخشند و بگذرند؟!
بنیان کنگره 60، مهندس حسین دژاکام طوری در درون من این اتفاق و بخشش و گذشت را به زیبایی رقمزده که حتی وقتی به گذشته فکر میکنم باورم نمیشود من همان شخص هستم و این همان علم ناب کنگره است که تغییراتی اینچنین عظیم را در درون ما ایجاد میکند که امروز دیگر نهتنها از مسافر خود و تلخیها گذشتیم، بلکه امروز میخواهیم برای دیگران یک دست باشیم که یاری میرساند.
اولین باری که همه ما تجربه شرکت در گلریزان را داشتیم با خودمان دودوتاچهارتا کردیم، گفتیم ببخشیم یا خیر؛ اما مهندس دژاکام و کنگره 60 به ما یاد داد که اگر ما مال خود را رویهم انباشت کنیم و خرج یا نبخشیم دیگر ما صاحب آن مال نیستیم و همانند آبی است که راکد مانده و درنهایت آلوده میشود و قابلاستفاده هم نیست. ما به خیلی از چیزها فکر نمیکنیم، شاید بیرون از کنگره با افراد صحبت کنیم در این وضعیت جامعه و اوضاع جنگی همه در مورد چیزهای منفی صحبت میکنند البته ما هم صحبت میکنیم؛ ولی بهاندازهای که دیگران درگیر هستند ما نمیشویم، تابهحال فکر کردید که اصلاً برای چه این اتفاق میافتد؟ برای اینکه ما داریم در وجود خودمان گره ایمان را حل میکنیم. ما میگوییم اگر ببخشیم، خیر بیشتری در زندگیمان جاری میشود و این را باور کردیم. رسیدن به این نقطه همان داستان نبرد عقل و نفس اماره است.
نیروی منفی در روز گلریزان به ما میگوید: خودت هزار مشکل مالی داری، اول مشکل خودت را حل کن؛ اما ما از در عقل وارد میشویم و میگوییم نه! کنگره به من چیزی داده است که اصلاً قابل قیاس نیست و من این را میبخشم که یک تسویهحساب برای خودم باشد. ما میگوییم در کنگره زکاتمان را به هر نحوی که شده باید بدهیم؛ حالا عرف این است که زکات رهایی را با راهنما شدن دهیم؛ ولی فرصت دادهشده به کسانی که سواد آنچنانی ندارند و نمیتوانند راهنما شوند ولی می توانند بخشش مالی داشته باشند، چهبسا که این فرصت هم نصیب هر شخصی نمیشود.
در زبان عربی، زکات به معنی رشد کردن یا پاکشدن است. مهندس حسین دژاکام چقدر قشنگ این فرصت را به ما داده است که ما بتوانیم قبل از اینکه کارمان به آن مرحله آخر که میخواهیم از این بعد زمینی خارج بشویم رسد، بتوانیم روح، روان و حتی مالمان را پاکسازی کنیم. با توجه به اینکه در دوران اعتیاد خواسته یا نخواسته یک ناخالصی در مال ما ادغامشده است و این شاید یک فرصت برای پاکسازی آنها باشد.
بارها بچهها در لژیون میگفتند: دزد به خانه ما زده است؛ من میگفتم اشکال ندارد، این جبران خسارت است؛ اما بچهها ناراحت بودند؛ گفتم شما نمیدانید چه آلودگی در زندگیتان بوده است که از طریق این موضوع دارد پاک میشود، خیلی سخت است که بخواهیم این را قبول کنیم، خیلی از اتفاقهای دیگر ممکن است بیفتد، مثل تصادف، مصرفکننده بودن فرزندمان یا خیلی مسائل دیگر... که آزمون ما است و باید از این فیلتر عبور کنیم؛ اگر به آن درجه از آگاهی رسیده و در مسیر رشد باشیم میدانیم که این اتفاقات فرصتهایی هستند برای اینکه ما خود و مسیر خود را بسازیم.
خیلی از آدمها هستند دلشان میخواهد ببخشند؛ اما نه راهش را میشناسند و نه علمشان را دارند. خدا را شکر و خوش به سعادت ما که معلم بزرگی چون مهندس دژاکام و کنگره 60 را داریم. خداوند این فرصت را در اختیار ما گذاشته است تا بتوانیم در این آزمون ایمان برنده شویم. هر بار، در هر گلریزان که قدمی برمیداریم گویی در نبرد نفس اماره در مقابل عقل پیروز شدهایم و این قسمت هرکسی نمیشود، سراغ همه ما میآید؛ اما هرکسی این جرأت را ندارد که از این پل عبور کند و بخواهد رشد کند و به دانایی و مرحلهای از بخشش رسند.
انشاءالله که همه ما بتوانیم قویتر عمل کنیم و به ندایی که از سوی جن درونمان میآید غلبه کنیم و با استواری کامل مقابل نفس اماره بایستیم. امیدوارم تکتک ما در گلریزانی که در پیش رو داریم به بهترین شکل در گلریزان ایفای نقش کنیم تا بتوانیم اول به خودمان و بعد به کسانی که بیرون از کنگره دنبال راهی برای درمان هستند کمک کنیم.

تایپیست: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر پروانه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر پروانه (لژیون دوم)
ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
325