English Version
This Site Is Available In English

باید به کسانی که در خواب غفلت فرو رفته‌اند کمک کنیم

باید به کسانی که در خواب غفلت فرو رفته‌اند کمک کنیم

زندگی در کنگره۶۰ مثل حرکت در مسیری است که به آرامش ختم می‌شود و در این راه، پیشگامانی هستند که پیچ‌وخم‌های جاده را زودتر از ما پیموده‌اند. گفتگویی صمیمانه ترتیب داده‌ایم با دیده‌بان محترم، آقای اصغر منصوری که از شنیدن تجربه‌‌ها و کلامشان بوی ایمان و عمل استشمام می‌شود و گوش فرادادن و مطالعه آن مثل ورق زدن کتابی است که هر صفحه‌اش درس تازه‌ای از زندگی و محبت دارد. امیدواریم این مصاحبه همان‌قدر که برای ما لذت‌بخش بود، برای شما یاران همراه نیز سرشار از انرژی و حال خوب باشد.

دیده‌بان محترم آقای اصغر منصوری با آنتی‌ایکس مصرفی تریاک و شیره، مسافر مسیر کنگره شدند، با راهنمایی آقای مهندس حسین دژاکام ، با متد DST و داروی OT، به مدت ۱۱ ماه سفر کردند و اکنون ۱۶ سال است که آزاد و رها هستند.

از دیدگاه جایگاه خدمتی شما در بازدید از شعب، وجود کدام اصل یا ویژگی در موفقیت یک شعبه مورد بررسی قرار می‌گیرد؟

یک بخش این است که ما در کنگره۶۰، یک مبدأ و یک مقصد داریم؛ و همه‌چیز خط‌کشی‌شده و مشخص است. همه چیز تابلو دارد، حرمت و قانون داریم؛ این موضوع در بازدید از شعب مورد بررسی قرار می‌گیرد، اگر اجرا شده باشد خوب است؛ و اما بخش مهم دیگر سلاح ماست. سلاح ما چیست؟ عشق و محبت است. در شعبه‌هایی که عشق و محبت جاری باشد، آن شعبه بهترین شعبه است. در شعبه‌هایی که بین ایجنت، راهنما و مرزبان هم‌حسی باشد، آن بهترین شعبه است. زیرا من همیشه  تأکید کرده‌ام شما در هر شعبه‌ یا نمایندگی باشید، مانند لایه اُزُن هستید؛ لایه ازن، تمثیلی از یک شعبه است. اگر خدای‌نکرده بین یک نفر از شما مشکلی باشد و هم‌حس نباشید، این موضوع در شعب باعث آسیب می‌شود. شعبه خمین، از این منظر، شعبه خوبی است و این خوب بودن به خاطر خوب بودن همه شما است.

لطفاً بفرمایید دیده‌بان روابط شعب چه وظایفی بر عهده دارد؟

وظیفه‌اش نظارت بر قانون است؛ قانونی که در شورای دیده‌بانان تصویب می‌شود و در ادامه توسط آقای مهندس در لایو روزهای چهارشنبه اعلام می‌شود؛ قوانین تصویب شده در کنگره به دو بخش تقسیم می‌‌شوند: اول قوانین اصلی و بخشنامه‌ای مثل وادی‌ها و حرمت‌ها هستند و در مرحله دوم، قوانین جاری و ساری که در جلسات شورای دیده‌بان‌ها تصویب و توسط آقای مهندس اعلام می‌شوند و از این پس باید قوانین جاری اعلام شده توسط آقای مهندس در لایو روزهای چهارشنبه در جلسات هر شعبه توسط دبیر جلسه اعلام شود. ما (دیده‌بان‌ها) هم می‌آییم و به آن شعب سرکشی می‌کنیم تا قوانین اجرا شود؛ ما کمک‌دهنده و یادآوری‌کننده هستیم، نه اینکه خدای‌نکرده بیاییم و مچ‌گیری کنیم. چون عاری از عیب بودن، فقط مختص خداوند است. از قدیم گفته‌اند: کاغذ ننوشته، همیشه ۲۰ است؛ کسی که حرفی نزده باشد همه می‌گویند بله! (ایرادی بر او نیست)؛ اما کسی که حرفی می‌زند، ممکن است در صحبت‌هایش اشتباه هم داشته باشد. یک ایجنت، مشاور یا راهنما در طول دوران خدمت خود ممکن است اشتباهاتی هم داشته باشد؛ ما فقط تذکر می‌دهیم و آینه یکدیگر هستیم.

چه معیاری نشان‌دهنده همسو بودن ساختار فعالیت یک شعبه با اهداف کنگره۶۰ است؟

معیار، خروجی و تولید آن شعبه است. ما کارخانه‌ایم؛ اگر تولید نداشته باشیم هیچ نشانه‌ای نداریم. اگر فقط همان‌جا جمع شویم و ثمره‌ای نداشته باشیم مثل این است که به قول قدیمی‌ها: (آفتابه و لگن، هفت دست ولی شام و ناهار هیچ!)؛ اصلِ کار، تولید ما است و اگر ما جلسه کمک‌راهنمایی برگزار می‌کنیم می‌خواهیم ببینیم چه کار کنیم که تولید ما بیشتر بشود. حالا این تولید بر حسب چیست؟ بر حسب ورودی است. خداوند وصل‌کننده است؛ وصل می‌کند و می‌فرستد. مهم است ما این هنر را داشته باشیم که بتوانیم کارخانه‌مان را حفظ کنیم و سرپا نگه داریم. برای مثال اگر راهنمای تازه‌وارد یا راهنما باشیم باید بتوانیم با تازه واردی که به لژیون تشریف می‌آورد چگونه برخورد کنیم که بهترین تولید را داشته باشیم. این بیشترین کاری است که باید انجام بدهیم و اگر تولید نداشته باشیم، گویی هیچ کاری انجام نداده‌ایم و فقط معرکه گرفته‌ایم.

به نظر شما راز صمیمیت و اتحاد بین مسئولین و خدمتگزاران یک شعبه در چیست؟

رازی نیست؛ یاد گرفتن و انجام دادن حرمت‌ها و قوانین است. اما یک چیزی بین ما وجود دارد؛ همانطور که قبلاً گفتم فقط خداوند، عاری از عیب است؛ پس ما این را می‌دانیم که ایجنت ممکن است در کارش اشتباه کند و یا دیده‌بان‌ها اشتباه کنند؛ اینجا من با آموزشی که دیده‌ام، گذشت می‌کنم. حالا من یک سؤال از شما بپرسم؟ گذشت بهتر است یا بخشش؟ بخشش با گذشت تفاوت دارد. کدامش مهم‌تر است؟ بله، گذشت داشتن مهم‌تر است؛ اگر از یک شیرینی بگذری، هنر است، اما اگر اضافه آن را ببخشی که هنر نیست. پس گذشت مهم‌تر است. کنگره، سفید مطلق نیست؛ کنگره یک مکان آموزشی است و ما در آموزش دیدن، اشتباه می‌کنیم. ولی اینکه به چه نیتی به کنگره آمده‌ایم، مهم است. آیا آمده‌ایم که عیبی ببینیم؟ خب من برای چه آمده‌ام؟ یک عمر گفتم خدایا می‌شود که همسرم دیگر اعتیاد نداشته باشد؟ می‌شود صبح بلند شوم و ببینم که مصرف نمی‌کند؟ حالا شد، آمده‌ام و باید مراقب باشم؛ چون کنگره همیشه حس مثبت نیست، بسیاری از افراد به اینجا می‌آیند که حس‌های منفی‌شان را بگذارند و حس مثبت بردارند. اگر نیت و خواسته من بد باشد هر چه که منفی است به سمت من می‌آید؛ مثلاً گاهی‌اوقات به خانه می‌رویم و می‌گوییم چرا حالم خراب است؟ نیتت مهم است؛ آیا با خواسته‌ای آمده‌ای که عیبی پیدا کنی یا با خواسته‌ای آمده‌ای که حالت خوب شود؟ و این خیلی مهم است که در خواسته‌ خود چه برداشتی داشته باشیم و سیستم هستی طوری خلق شده است که هرچه شما خواسته‌اید همان را به شما می‌دهد؛ خوب بخواهید خوب را می‌دهد و اگر بد هم بخواهید بد می‌شود.

به نظر شما تغییر سبک زندگی و تغذیه سالم در  اعضای یک شعبه چقدر در کیفیتِ خدمت کردن و انرژیِ آن شعبه مؤثر است؟

یکی از بیماری‌های بشر چاقی است. درباره خودم به شما می‌گویم؛ من پنجاه کیلو کاهش وزن داشته‌ام و حسی که در سفر تغذیه سالم تجربه کردم از حسی که در درمان اعتیاد داشتم راحت‌تر و بهتر بود. این موضوع در جامعه هم بسیار تأثیر مثبتی دارد زیرا  هشتاد درصد مردم دنیا دچار بیماری چاقی هستند که یکی از دلایل آن بلد نبودن تغذیه سالم است و اینکه نمی‌دانستیم به ساختمان جسم چه زمانی باید چه چیزی بدهیم. بسیاری از افراد از این موضوع آگاه نیستند؛ مثلاً ممکن است برخی اضافه وزن نداشته باشند اما تغذیه سالم را بلد نباشند. من فردی را می‌شناسم که مثلاً پنجاه کیلوگرم وزن دارد اما به دلیل چربی خون دچار سکته شده است. آن‌ها تغذیه صحیح را نمی‌دانند؛ حال این آموزش و این کتاب، می‌تواند کمک‌کننده باشد. روش تغذیه سالم، تأثیری بر من گذاشت که روش ترک اعتیاد، آن تأثیر را نداشت؛ چرا که هیچ‌کس اعتیاد من را نمی‌دید اما چاقی را همه می‌دیدند. اکنون وقتی در خیابان تردد می‌کنم مثلاً شهردار مرا می‌بیند و می‌پرسد: آقای منصوری، خودت هستی! ابتدا به آن‌ها می‌گفتم من معتادم و آن‌ها می‌گفتند: دروغ نگو! همان‌طور که در هفته دیده‌بان به شما گفتم؛ شخصی به من رسید و گفت: بقیه‌ات کو! من فکر کردم منظورش اقوام و نزدیکانم است اما گفت: نه، بقیه خودت کو!

این مسئله می‌تواند بسیار اثرگذار باشد و ما می‌توانیم کمک بسیاری کنیم. ما تذکردهنده هستیم و باید تذکردهندگان درستی باشیم؛ ما باید چیزی را از دیگران بخواهیم که خودمان نیز به آن عمل می‌کنیم. اینکه من خودم شعار بدهم و مثلاً سی‌دی‌هایم را گوش نکنم یا آموزش‌ها را اجرایی نکنم، در خانه اخلاقم بد باشد، یا دروغ بگویم و فقط در کنگره آدم خوبی باشم، فایده‌ای ندارد. اصلا ما کنگره می‌آییم که به قول دکتر امین زندگی کردن را بیاموزیم و زندگی کنیم. بنابراین من به عنوان یک تذکر دهنده وقتی از کنگره به خانه برمی‌گردم باید از خود بپرسم: من امروز با گفتار و کردار خود چه تأثیری بر دیگران گذاشته‌ام؟

چگونه می‌توانیم سایت را از یک منبع صرفاً اطلاع‌رسانی به یک مرجع جذاب برای مطالعه و معرفی کنگره ۶۰ تبدیل کنیم؟

سایت می‌تواند تذکر‌کننده و کمک‌کننده باشد و ما می‌توانیم بهره‌برداری بسیاری از آن داشته باشیم. باید به کسانی که در خواب غفلت‌ فرو رفته‌اند کمک کنیم؛ مثلاً در مورد روش لاغری و تغذیه سالم همانطور که می‌دانید نوعی آمپول وارد بازار شده با قیمت حدود چهارده میلیون تومان و این آمپول‌ها مخصوص بیماران قندی است؛ باید اطلاع‌رسانی کنید که این‌ها چه بلایی بر سر مردم می‌آورند. من تا به حال ۶۰ جلد کتاب هدیه داده‌ام؛ مثلاً وقتی در پارک قدم می‌زنم با هنری که دارم با شخصی ارتباط برقرار می‌کنم و عکس‌های قبلی‌ خودم را به او نشان می‌دهم، آن شخص عکس را می‌بیند و با تعجب می‌گوید: «این که شما نیستید!» آنگاه برایش توضیح می‌دهم و سپس این کتاب را به او هدیه می‌دهم. ما وظیفه داریم آنچه را که به دست آورده‌ایم به دیگران نیز ببخشیم. کار دیگری که می‌توانیم انجام دهیم این است که الگوی عملی باشیم. روشDST، روش تغذیه سالم، روش درمان سیگار و مبحث سرطان‌ها در کنگره۶۰ کشف شده است اما انسان‌ها باید عیناً چیزی را ببینند تا باور کنند. من زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم به این تابلوها و آموزش‌ها توجهی نداشتم و روش دژاکام را نمی‌شناختم اما وقتی یکی از اقوام را دیدم که به رهایی رسیده است شگفت‌زده شدم. این شخصی که در شعبه شما چهل کیلوگرم با روش دژاکام  کم کرده است اکنون در شعبه شما پیشگام است؛ کتاب را خوانده‌اید ولی این یعنی الگو. ما نیز می‌توانیم الگو باشیم و سایت را در میان اقوام و آشنایان تبلیغ کنیم.

چه عاملی باعث می‌شود خدمت کردن برای یک خدمتگزار، دریافت‌ها و تغییرات درونی را به ارمغان آورد؟

نخست اینکه من از شما سؤالی دارم: خدمت به چه معنا است؟ اگر خدمت به معنای این باشد که در قبال آن چیزی نگیریم، خب شما اینجا چیزی دریافت نکرده‌اید اما ببینید چقدر حالتان خوب است! پس این [خدمت خالصانه] نیست؛ بلکه سراسر آموزش و دریافت است. وقتی واژه خدمت مطرح می‌شود، دریافت نیز به دنبال آن می‌آید.
اکنون من اینجا حضور دارم و صحبت می‌کنم و حالم بهتر می‌شود. خداوند اجازه نمی‌دهد که ما بر سرش منت بگذاریم. این وعده خداوند در قرآن است که در ازای آنچه می‌بخشید، دویست برابر آن را دریافت می‌کنید؛ این وعده در درون انسان‌ها صادق است. خداوند سریع‌الحساب است و همان لحظه، دویست برابر عمل شما را چه خیر باشد و چه شر به خودتان بازمی‌گرداند.

یک همسفر، چه زمانی در مسیر کنگره ۶۰ به این برداشت می‌رسد که هدف از سفر، تغییر خودش است، نه دیگران؟ 

طبیعی است که همسفر در ابتدای ورود، پر توقع باشد؛ مثلاً بگوید: همسر من معتاد است، چرا من باید به کنگره بیایم؟ اما وقتی وارد می‌شود و آموزش می‌بیند، تغییر می‌کند. من همیشه گفته‌ام تا زمانی که در کنگره و صراط مستقیم لذت نبرید، ایمان نمی‌آورید.
چگونه ایمان بیاوریم؟ با صبر. باید دو ماه صبر پیشه کنند؛ اگر دو ماه از غذای کنگره تغذیه کنند، ایمانشان تقویت می‌شود. همسفری که به کنگره می‌آید و دو ماه از حضور او در کنگره می‌گذرد اگر  مسافرش به او بگوید به کنگره نرو، او پاسخ می‌دهد: نه، من می‌روم. چرا؟ چون لذت را چشیده است و این لذت، ایمان او را زیادتر می‌کند.

کلام آخر
خداوند را سپاسگزاریم؛ خدایی که اتصالات را برقرار می‌کند و ما را با کنگره۶۰ آشنا کرد و خدایی که این دانشمند بزرگ را سر راه ما قرار داد. به خودتان افتخار کنید که همگی خدمتگزار هستید و کار بزرگی انجام می‌دهید. کار خداوند، وصل کردن است و ما نیز در پی وصل کردن هستیم؛ چه با جابه‌جا کردن یک صندلی، چه با بخشیدن امید به یک ناامید. کار خداوند امید دادن است و این خدمت، دشوار است؛ چون گاهی شرایط سخت است و همین سختی، زیبایی کار است. اگر همه‌چیز مهیا باشد و من را با بهترین خودرو به اینجا بیاورند، این هنر نیست. اما گاهی از خواسته‌هایمان می‌گذریم و گذشت می‌کنیم؛ در آن صورت است که از بدی‌ها محروم شده و به بسیاری از نیکی‌ها محرم می‌شویم؛ محرمِ بهشت خداوند و محرمِ حال خوش. اکنون ببینید چقدر شاد شده‌اید؛ این‌ها همه لطف خداوند و ثمره روش آقای مهندس است. درود بر این مرد دانشمند که این راه را برای ما گشود تا بتوانیم از جایگاه آن استفاده کنیم. از همه شما و ایجنت محترم متشکرم.

از دیده‌بان محترم آقای منصوری بابت تمام زحماتشان و همچنین انجام این مصاحبه، صمیمانه سپاسگزاریم. امیدواریم این آموزه‌ها چراغ راه تمامی مسافران و همسفران در مسیر درمان و رهایی باشد.

جناب آقای منصوری، از اینکه با خوش‌رویی وقت ارزشمند خود را در اختیار ما قرار دادید و تجربیات گران‌بهایتان را در این گفتگو به اشتراک گذاشتید، صمیمانه سپاسگزاریم. امیدواریم این آموزه‌ها چراغ راه تمامی مسافران و همسفران در مسیر درمان و رهایی باشد.

مصاحبه‌کننده: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر زری(لژیون سوم)
طراح سؤالات: همسفر مهدیه و همسفر فهیمه رهجویان راهنما همسفر زری (لژیون سوم)
عکاس: مرزبان همسفر الهام
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهتاب نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خمین

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...