در زمانهای گذشته در زورخانهها اولین چیزی که باید یاد میگرفتند، احترام به دیگران و جهانبینی بود. یاد میگرفتند کسی که زورش زیاد است از آن به نفع انسانها استفاده کند نه اینکه از انسانها باجگیری کند و زورگویی کند. به انسانها آداب معاشرت، انسانیت و بعد ورزش یاد میدادند. در حقیقت جهانبینی آموزش میدادند.
جهانبینی یعنی طرز تفکر، یعنی دیدن جهان، یعنی چگونگی ارتباط با دیگران. در بعضی جوامع این آموزشها بسیار ضعیف است. این آموزشها زمانی مفید هستند که کاربردی شوند. اگر نتوانیم چیزهایی که یاد گرفتیم را کاربردی کنیم به درد نمیخورد. ما باید جهانبینی را یاد بگیریم تا بهتر زندگی کنیم؛ چون انسان در اجتماع زندگی میکند، باید یاد بگیرد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و کمترین درگیری را با دیگران داشته باشد.
در اولِ جلساتِ کنگره همیشه میگوییم: ما را از نیرومندترین دشمن خودمان که جهل و نادانی خودمان است، نجات بده. انسان بر مبنای دانش و آگاهی که دارد میتواند در اجتماع خوب زندگی کند. فرق انسانها در تفکر و اندیشهٔ آنها است. بعضی از انسانها فکر میکنند که هر عملی انجام بدهند نباید پاسخگو باشد؛ ولی بعضیها بر این باورند که هر عملی انجام میدهند باید روزی پاسخگو باشند. این دو گروه یکجور زندگی نمیکنند به عبارتی طریقهٔ زندگیشان با هم فرق دارد. اگر انسان اعتقاد به جهان آخرت داشته باشد سعی میکند که از خط خارج نشود؛ زیرا میداند که هر کاری انجام بدهد به خودش برمیگردد. درک و فهم انسانها برای این است که قدرتهای الهی را بشناسیم و به هدف برسیم. قدرتهای الهی این هستند که بدانیم هر عملی انجام بدهیم عکسالعملش به ما برمیگردد. قدرت الهی یعنی اینکه بدانیم حیات ادامهدار است.
انسان در هر شرایطی میتواند وارد صراط مستقیم شود و صراط مستقیم همیشه هست. باید وارد صراط مستقیم شویم و طی طریق کنیم و با توان شخصی هر مشکلی که به نظر لاینحل میآید، حل کنیم. برای حل مشکلمان باید روی آن متمرکز شویم، در این صورت خداوند هم به ما کمک میکند و الهام و القا شروع میشود. ما در حیات خودمان یک سری تواناییها را کسب میکنیم؛ این تواناییها به ما دو بال میدهند که بهوسیله آنها میتوانیم نیرومند شویم و به مطالب دیگر دست پیدا کنیم.
همه چیز برای ما دو چهره دارد یک صور آشکار و یک صور پنهان، انسان هم یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد. بیشترین مشکلات روانی که ما نمیتوانیم حل کنیم به این دلیل است که قسمتِ پنهانِ انسان را در نظر نمیگیریم. الهام و القا هم صور پنهان انجام میشود.
نور، صوت و حس سه پارامتر هستند که کل ارتباط ما بر مبنای آنهاست. جایگاه نور چشم است، جایگاه صوت گوش است و جایگاه حس قلب است. نور، صوت، حس، هم در صور آشکار و هم در صور پنهان هستند. گاهی الهام و القا همان صوتی هست که در صور پنهان هست. وحی هم در صور پنهانِ صوت انجام میشود و حس هم در صور پنهان انجام میگیرد. پس با شناخت صور پنهان میتوانیم به بسیاری از مطالب پی ببریم.
نگارش و تایپ: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون یکم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
122