جلسه یازدهم از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی ـ خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی رز تهران، با استادی راهنما مسافر الناز، نگهبانی مسافر رقیه و دبیری همسفر رویا، با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من»، روز یکشنبه مورخ ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، الناز هستم، یک مسافر.
دستور جلسه امروز، وادی هفتم است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.» در ادامه، تولد یک سال رهایی خانم لیلا را در کنار هم جشن میگیریم.
این وادی میتواند هم در پیچیدهترین مسائل و هم در سادهترین کارهای روزانه مطرح شود. در این وادی، عقل باید با نیروهای فرد، یعنی حس و دانایی، بعضی مجهولات را کشف نماید تا راه درست را به ما نشان دهد.
درست است که عقل فرمانروای مطلق است، ولی باید تعقل کند و تفکر مثبت انجام دهد تا راه درست را به ما نشان دهد. انسانهای زیادی بودند که به دلیل اینکه راه درست را پیدا نکردند، زندگیشان متلاشی شد و به سوی نابودی کشیده شدند.
پیدا کردن راه خیلی مهم است. یک راه ممکن است ما را به مسلخ ببرد و یک راه ما را به پیروزی برساند. ممکن است انسانهایی باشند که به دلیل درست انتخاب نکردن راه، جسم و روانشان از تعادل طبیعی خارج شده و دست به خودکشی زده باشند.
ما باید فکر کنیم که کدام راه ما را به نتیجه درست میرساند. ما هر لحظه در زندگی ممکن است سر دوراهی قرار بگیریم و هر بار اگر راه را غلط انتخاب کنیم، ممکن است تا نابودی پیش برویم. بنابراین، برای هر راهی بایستی تفکر، تعقل و بررسی را انجام دهیم.
اگر به انسانها نگاه کنیم، یکسری انسانها هستند که برای هر کاری این وادی را در نظر میگیرند؛ اول راه را پیدا میکنند و بعد راه میافتند و قبل از حرف زدن، اول فکر میکنند. این گروه، خردمندان هستند.
بعضی انسانها هم این وادی را در نظر نمیگیرند که کمخردان نام دارند. این افراد اول حرف میزنند، بعد فکر میکنند و یا کاری را انجام میدهند و بعد که به مشکل خوردند، به دنبال راهحل میگردند.
بعضی از کمخردان فکر میکنند که بهترین راه، کوتاهترین راه است. همیشه دنبال کسی میگردند که با قرص، دارو، طلسم، نقشه گنج و... مشکل آنها را که ممکن است بیماری، شکست عشقی و... باشد، حل کنند. چرا چنین است؟ چون وادی هفتم را بلد نیستند و قبل از اینکه فکر کنند، حرکت میکنند. امیدوارم همه ما راه درست را پیدا کنیم و به آن تعادل و آرامش در زندگی برسیم.
پیام تولد:
خانم لیلا، شما در یک عمل بسیار مهم وارد شدهاید که میدانید کلید حل مشکلات است. خوشحالیم که از پس امتحان سخت، سربلند بیرون آمدید.
صحبتهای استاد در مورد یک سال رهایی مسافر لیلا:
در رابطه با تولد خانم لیلا، ایشان در ابتدای سفر بسیار نگران و مضطرب بودند، اما در طول سفر بسیار فرمانبردار بودند و خواسته خیلی قوی داشتند. خدمت کردن را دوست داشتند و دبیر لژیون بودند. عضو لژیون سردار هستند، دبیر کارگاه و مسئول OT مرکز هستند و همچنین در رشته ورزشیشان که والیبال است، بسیار عملکرد موفقی دارند.
امیدوارم شال راهنمایی هم نصیبشان شود. در طول سفر، خواهر ایشان که راهنما هم هستند، نقش پررنگی در درمان ایشان داشتند و دارند و همینطور دخترانشان که امروز در کنار ایشان هستند. امیدوارم نور، عشق و آگاهی همیشه همراه ایشان باشد.
خواستههای مسافر لیلا در تولد یکسال رهایی:
خواسته اول: تمام سفر اولیها و تازهواردین این جایگاه را احساس کنند.
خواسته دوم: در دل بیان کردند.
اعلام سفر مسافر لیلا:
آنتیایکس مصرفی: شربت OT_ روش درمان: DST_ داروی درمان: OT_ راهنما: مسافر الناز_ مدت سفر: ۱۱ ماه_ ورزش در کنگره: والیبال
مدت رهایی: ۱ سال و ۷ ماه
صحبتهای مسافر لیلا در تولد یکسال رهایی:
سلام دوستان، لیلا هستم یک مسافر.
خیلی خوشحال هستم و صدایم میلرزد و از خانم مونا عزیز خیلی ممنونم که افتخار دادند و تشریف آوردند و خیلی تشکر میکنم از ایشان که حامی تمام خانمهای مسافر هستند. از راهنمای عزیزم خانم الناز، که ایجنت شعبه هم هستند و برای من باعث افتخار هستند، تشکر میکنم و قدردانشان هستم تا ابد. از مرزبانهای عزیز تشکر میکنم و از همسفرم خانم فرزانه که خواهرم هستند و قدرت را به من یاد دادند تشکر میکنم. زمانی که سفر میکردم، در خانواده گاهی اوقات که کار یا مشکلی پیش میآمد، ایشان میگفتند باید تمرکزش روی درمان و سفرش باشد. یکی از خواستههای من، خواسته ایشان هست که برآورده شود.
از هم لژیونیهای عزیزم تشکر میکنم و از همه عزیزانی که اینجا حضور دارند. من سطح انرژی بالایی دارم و صدام میلرزد. مرسی بابت تمام انرژی که به من دادید. دیروز خداوند هدیه من را به من داد و دخترم از خارج از کشور آمد و این هدیه من بود و دختر کوچکم که در طول سفر حامی من بود و هوای من را داشت. ازشان ممنون هستم.
مشارکت مسافر فرزانه، همسفر خانم لیلا :
سلام دوستان، فرزانه هستم، یک مسافر.
همه ما که در کنگره قرار داریم، در درونمان عشق و محبت وجود دارد و فقط باید این عشق و محبت را استخراج کنیم. من میدانستم لیلا یک روزی پایش به کنگره باز میشود، به خاطر آن عشق و محبتی که در درونش است و واقعاً مهربان است. کسی که عشق و محبت داشته باشد، خدمت در کنگره را میپذیرد و کسی که عشق نداشته باشد، نمیتواند به همنوع خودش کمک کند. از آقای مهندس تشکر میکنم و از خانم مونا قدردانی میکنم و از راهنمای عزیز خواهرم خیلی ممنونم و همینطور از مرزبان عزیز که زحمت زیادی میکشند، تشکر میکنم. زمانی که ما بچه بودیم و مدرسه میرفتیم، برف زیادی باریده بود و لیلا از من جلوتر میرفت و پاهایش را در برف میگذاشت تا راه درست کند و این از محبت و مهربانیاش بود. خیلی تبریک میگویم به ایشان و انشاءالله که به تمام آرزوهایش برسید.
مشارکت همسفر سپیده، دختر خانم لیلا:
سلام دوستان، سپیده هستم یک همسفر.
خیلی خوشحالم که اینجا هستم. از همه تشکر میکنم و از آقای مهندس عزیز ممنونم که زحمت کشیدند.
تایپ: مسافر فاطمه_ لژیون شانزدهم_ نمایندگی رز تهران
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
92