English Version
This Site Is Available In English

بخشش،انفاق و خدمت به مسیر زندگی ما شکل بهتری می بخشد.

بخشش،انفاق و خدمت به مسیر زندگی ما شکل بهتری می بخشد.

اولین جلسه از دوره سوم لژیون محترم سردار، کنگره۶۰ نمایندگی صفادشت،با استادی ایجنت محترم مسافر جلال، نگهبانی  مسافر بهمن، دبیری مسافر علیرضا و خزانه داری مسافر علی با دستور جلسه: از فضای مجازی، سایت واینستاگرام  در کنگره چگونه استفاده می کنم » دوشنبه ۳۰ شهریورماه سال ۱۴۰۵ ساعت ۱۵/۳۰آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

بسیار خوشحالم که امروز در کنار شما عزیزان هستم. در ابتدا، اولین جلسه و شروع دوره جدید لژیون سردار را به  نگهبان ، دبیر و خزانه دار لژیون سردار، آقا بهمن، آقا علیرضا و علی‌آقا  تبریک می‌گویم. امیدوارم این  چهارده جلسه پربرکت و تحول‌آفرین برای شما باشد.
یکی از ویژگی‌های متمایز لژیون سردار، رویکرد متفاوت آن نسبت به سایر لژیون‌هاست. در کنگره، ما معتقدیم هر فرد بر اساس حس و نیاز درونی خود باید راهنمای خود را انتخاب کند. من بارها شاهد بوده‌ام که افراد با سفارش‌های مختلف، راهنمای سفر اول خود را انتخاب می کنند، اما نکته شگفت‌انگیز اینجاست: هیچ‌کس تا به حال احساس نکرده که از «سفره‌ی سردار» محروم است و همه بدون استثنا، از برکات این لژیون به یک اندازه  بهره‌مند هستند. این وحدت و برابری، یکی از بزرگترین سرمایه‌های ما در کنگره ۶۰ است و امیدوارم این برکت هم برای شما، هم برای عضو لژیون سردار و هم برای کل کنگره پایدار بماند.

در دنیای امروز که بحث هوش مصنوعی  تمام جهان را فرا گرفته، صحبت از تکنولوژی و آینده‌ای که پیش رو داریم، اجتناب‌ناپذیر است. اخیراً در صحبت‌های جناب آقای مهندس ، به تاریخچه سایت کنگره اشاره شد؛ زمانی که بیست و دو سال پیش، در حالی که اکثر سازمان‌ها حتی سایتی نداشتند، سایت کنگره راه اندازی شد.

اغلب ما 2در مورد خودِ هوش مصنوعی هم، در حال یادگیری هستیم. وقتی با هوش مصنوعی گفتگو می‌کنید، شما در واقع در حال به چالش کشیدن حافظه و منطق آن هستید. این ابزار، اطلاعات را از داده های عظیم جهانی استخراج می‌کند و به شما پاسخ می‌دهد. اما سوال اصلی این نیست که هوش مصنوعی چه می‌کند، بلکه سوال اینجاست: «نقش من در این حرکت عظیم چیست؟»
وقتی با پیشرفت تکنولوژی روبرو می‌شویم، ناخودآگاه ترس‌هایی در دل ایجاد می‌شود؛ مثلاً ترس از اینکه «آیا هوش مصنوعی جایگزین من خواهد شد؟». اما من این سوال را به لایه‌های عمیق‌ترِ مسیر خودمان برمی‌گردانم.

ما در مسیر درمان با «مثلث درمان» (جسم، روان و جهان‌بینی) روبرو هستیم. در سفر اول، شاید تمرکز بر سلامت جسم و روان باشد، اما آیا «جهان‌بینی» را واقعاً فرا گرفته‌ایم؟ آیا توانسته‌ایم مفاهیمی مثل «بخشش» را در دنیای واقعی، در شغلی که داریم و در مواجهه با چالش‌های اقتصادی امروز خودمان، عملیاتی کنیم؟

در دنیایی که هر کس در شغل خود «کاسبی گری» و سودجویی بیشتری کند، موفق‌تر به نظر می‌رسد، چالش واقعی اینجاست که آیا من توانسته‌ام جهان‌بینی کنگره را در عمل پیاده کنم؟
آیا من در این حرکت  (چه حرکت تکنولوژیک و چه حرکت معنوی)، صرفاً یک تماشاگر هستم یا نقشی فعال و مفید دارم؟

بیایید به جای ترس از جایگزین شدن توسط ابزارها، به دنبال یافتن جایگاه معنایی خودمان در این مسیر باشیم.گاهی در خلوت خود می‌نشینم و با تعجب به گذشته‌ام خیره می‌شوم؛ به آن روزهایی که در خانه‌ای چهل متری مستأجر بودم و گویی تمام جهان در دایره‌ی مشکلات و محدودیت‌ها، برای من خلاصه شده بود. اما امروز، پس از گذشت چند سال، وقتی به دگرگونی‌های زندگی‌ام می‌نگرم،  در پیشگاه قدرت الهی سر به سجده می‌گذارم. چگونه ممکن است در این مدت کوتاه، چنین دگرگونی عمیقی رخ دهد؟

پاسخ در یک کلمه نهفته است: «عبور»، عبور از شرک، خواسته های دنیوی و مادی.

بسیاری از ما تصور می‌کنیم شرک فقط یک مفهوم مذهبی است، اما در مسیر بهبود، شرک یعنی «سپردن قدرت به غیر خدا». ما تمام قدرت و امیدمان را به برادر، همسر، والدین یا حتی توانمندی‌های خودمان می‌سپاریم. اما حقیقت این است که وقتی قدرت را از خدا می‌گیریم و به بندگان واگذار می‌کنیم، بزرگترین ضربه‌ها را از همان آدم‌ها دریافت می‌کنیم.در مقابل، وقتی تمام قدرت را به خداوند می‌سپاریم و او را در مرکز توجه و وجود خود قرار می‌دهیم، زندگی معنا پیدا می‌کند. خداوند باریتعالی به وعده‌اش عمل می‌کند؛ شاید زمان‌بندی‌اش با ما متفاوت باشد، اما هرگز دیر نمی‌کند همچنین، یاد گرفته‌ام که نعمت‌ها مانند رودخانه‌ها هستند؛ اگر بخواهیم آن‌ها را فقط برای خود نگه داریم، جریانشان متوقف می‌شود. اما وقتی از آن «انفاق» می‌کنیم و در مسیر خدمت قرار می‌گیریم، مسیر زندگی ما تغییر می‌کند. خدمت مالی و اجتماعی، ابزاری است که باعث می‌شود انسان به خودش بیاید و از خودخواهی عبور کند. حتی خشم و نیروهای منفی درونی، اگر از دریچه‌ی آموزش و خدمت به آن‌ها نگاه کنیم، می‌توانند به ابزاری برای رشد تبدیل شوند. من آموختم که تنها کاری که از دست من برمی‌آید، این است که «درون خود را برای دریافت رحمت او آماده کنم.»

عکس، تایپ، ویراستاری و ارسال: مرزبان خبری مسافر علی
مسافران نمایندگی صفادشت

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...