مسافر علیرضا با آنتی ایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند. مدت ۹ ماه و ۱۵ روز به روش درمان DST با داروی اپیوم به راهنمایی مسافر محمد سفر کردند. هم اکنون به مدت ۲۰ سال است که آزاد و رها هستند؛ ایشان در ادامه سفر سیگار با راهنمایی مهندس حسین دژاکام داشتند که اکنون ۱۳ سال است که از دام نیکوتین آزاد و رها هستند. در رشته ورزشی دوچرخه سواری مشغول به فعالیت هستند. در ادامه گفتگوی کوتاه و صمیمی ما را با ایشان میخوانید.
چه چیزی باعث شد شما در کنگره۶۰ خدمتگزار بمانید و مسیر را ادامه دهید؟
وقتی در مورد مسیر کنگره۶۰ صحبت میکنیم متوجه میشویم که حرکت برای رسیدن به رهایی، قسمت ابتدای آن رسیدن به فرمان قطع موادمخدر است، انسان زمانیکه فرمان را میگیرد، مسیر جدید تازه شروع میشود. ما در کنگره۶۰ دنبال خودمان میگردیم؛ پس باید آنقدر ماندگار باشیم تا خودمان را پیدا کنیم.
از دیدگاه شما مهمترین تفاوت خدمت کردن با انجام یک وظیفه چیست؟
انسان در قبال انجام وظیفه یک پاداش یا مبلغ مادی دریافت میکند و زمانیکه کفه ترازوها با هم یکی شد و کار انجام شد، وظیفه هیچ مسئولیتی نسبت به آن اتفاق ندارد؛ اما در خدمتکردن، کسی که خدمت میکند اصولأ هیچ مبلغ مادی دریافت نمیکند و در صورآشکار و پنهان با آن خدمت عجین میشود، برای همین با همه توان و قوای جسمی سعی میکند که به بهترین شکل خدمت کند.
چه تجربهای در سالهای خدمتتان بیش از همه روی نگاه شما نسبت به انسان و زندگی تاثیر گذاشته است؟
مثل بازیهای کامپیوتری که شب یکدفعه روز میشود، فصلها یکدفعه عوض میشوند، پاییز، زمستان میشود. برای ما انسانها هم یک لحظاتی وجود دارد که یکمرتبه فصل عوض میشود، مثل روز رهایی که ثانیه به ثانیه آن متفاوت است که همه آن را تجربه کردهایم و برای من جالب بود. بعد از آن چیزی که من تجربه کردم و برایم خدمت مالی جالب بود که این مسیر و حال و هوای آن با خدمتهای دیگر بسیار متفاوت است.

یک دیدهبان برای انجام خدمت دیدهبانی باید چه ویژگی داشته باشد؟
یک دیدهبان باید یاد بگیرد که مسئول خودش باشد، اگر توانست مسئول خودش باشد و مسئولیت کارهای خودش را بپذیرد آن وقت میتواند به خوبی خدمت کند و اینجا مسئله بسیار متفاوت است.
همسفر در مسیر درمان و رهایی چه نقشی دارد؟
همسفر مکمل مسافر است و حضورش در مسیر درمان و در کنار مسافر بسیار ارزشمند است، آن چیزی که خیلی مهم است برای خود همسفر، وجود خود همسفر برای خودش است.
پیام شما به مسافری که در ابتدای سفر و مسیر درمان است چیست؟
یک زمانی آدم هیچکاری نیاز نیست انجام بدهد، زمانیکه وارد کنگره۶۰ میشوید، فقط براساس آنچه در دفتر برایت یادداشت میشود موادت را مصرف کن، ناخودآگاه در مسیر قرار میگیری و مسیر ما را به جلو هدایت میکند.
یک جمله به اعضاء کنگره۶۰ که آن را همیشه به یاد داشته باشند؟
وقتی گفته میشود اعضاء کنگره۶۰ خود من هم عضوی از کنگره۶۰ هستم، آقای مهندس حسین دژاکام میفرمایند: برای باورها ارزش چندانی قائل نیستیم، آن چیزی که مهم است فاصله بین حرف و عمل است. آن چیزی که تعیینکننده جایگاه شما و هستی است، رفتار، کردار و تفکر ما در بیرون از کنگره۶۰ است. ما در کنگره۶۰ قدرتی پیدا میکنیم که این قدرت به ما اراده میدهد که عمل سالم را در بیرون کنگره۶۰ بتوانیم انجام بدهیم. شاید من در مورد وادیها خیلی قشنگ بتوانم صحبت کنم؛ ولی چه قدر از روی وادیها میتوانم راه بروم، شاید سوال آیا دانایان با نادایان برابرند در این سوال وجود داشته باشد، خیلی مهم است که ما شرایطی را به وجود بیاوریم که توان و قدرت پیدا کنیم که عمل سالم را انجام بدهیم و بتوانیم خوبی را از آن خودمان کنیم. شما نمیتوانید کلید را داخل قفل بیندازید و به جای دو دور، یک و نیم دور بگردانید، گردش انجام میشود؛ ولی در باز نمیشود. ما نیاز داریم که قفل و در باز شود تا از در عبور کنیم. وقتی هم عبور کردیم بتوانیم از آن مواهب بهرهمند شویم. در مسیر سفر اول یا در امتداد سفر دوم چیزی که قفل در را باز میکند بخشش است. بخشش از مال، یک زمانی من فکر میکردم همین که من در کنگره حضور دارم نمره ۱۰۰ برای من است، زمانیکه با وادی بخشش آشنا شدم فهمیدم اینطور نیست و ماجرا با بیرون از کنگره متفاوت است.
مصاحبه کننده: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
87