English Version
This Site Is Available In English

نقش سایت در کنگره۶۰

نقش سایت در کنگره۶۰

اولین جلسه از دور نود و سوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی آکادمی با استادی دیده‌بان محترم مسافر رضا، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه " از سایت، فضای مجازی و هوش‌مصنوعی در کنگره ۶۰ چگونه استفاده می‌کنم؟ " در ادامه تولد بیستمین سال رهایی راهنمای محترم مسافر فرشید بیست و هشتم شهریورماه  ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر. خدای را شاکرم که یک بار دیگر قسمت شد تا در این جایگاه خدمت کنم. از جناب مهندس، راهنمایم تشکر می‌کنم که نعمت درمان از طریق ایشان شامل حال من شد. از همه خدمتگزاران، ایجنت محترم و مرزبان‌ها کمال تشکر را دارم و از تمامی خدمتگزاران گروه همسفران خانم و همسفران آقا تشکر میکنم و سپاسگزارم که این بستر امن را برای آموزش گرفتن مسافران و همسفران آماده میکنند. دستور جلسه امروز دو بخش می‌باشد؛ تولد راهنمای محترم فرشید عزیز و دستور جلسه هفتگی. وقتی به چهره مسافران نگاه می‌اندازم، غیرقابل‌باور است که این عزیزان روزی مصرف‌کننده مواد مخدر بوده‌اند.

این امر میسر نمی‌شود مگر با تغییر در تفکرات و نگرش درونی انسان که با بیرون خودش کاری ندارد و با ساختاری که درونش اتفاق میافتد، این امر حاصل میشود. وقتی در این مسیر قرار میگیرد باید بداند که سیستم کنگره چگونه کار میکند؟ مرزبان‌ها چرا کار می‌کنند؟ راهنماها چگونه کار می‌کنند؟ دیده‌بانان چگونه افرادی هستند؟ همسفران چگونه افرادی هستند؟ کسانی که خدمتگزاران کنگره هستند مثل یک ماشین، باید تا حدودی شناخته بشود که چگونه اجزای آن کار میکند و این اتفاقات بیرونی درونش هم رخ میدهد تا اینکه ۱۰ تا ۱۱ ماه بعد به رهایی و حال خوب می‌رسد.

امروز یکی از آن الگوها و دستور جلسات که نقش این سیستم را به خوبی ایفا میکند، سایت کنگره ۶۰ می‌باشد. عزیزان خدمتگزار سایت زیاد دیده نمی‌شوند ولی پشتیبانی ۲۴ ساعت این عزیزان الزامی است. در قسمت مسافران یا همسفران، ارائه گزارشات به مقام بالاتر فرستاده میشود تا این عزیزان مطالب را ویرایش و بارگذاری کنند. کسانی که از نمایندگی‌ها دور هستند، توسط سایت متوجه اخبار کنگره می‌شوند و به توسط سایت آموزش‌ها را دنبال می‌کنند. سایت کنگره ابتدا در اختیار یک شرکت بود تا مطالب و خبرها بارگذاری بشوند که در ادامه مشکلاتی بوجود آمد؛ جناب مهندس فرمودند از این به بعد تمام کارهای سایت صفر تا صد باید توسط اعضای کنگره انجام بشود. همین امر باعث شد که امروز ما سایت قوی داشته باشیم. الان ارائه مقالات چه درون‌مرزی و چه برون‌مرزی، در قسمت فارسی و انگلیسی توسط یک تیم قوی انجام می‌شود. در مورد خدمت در کنگره باید عرض کنم، حال خوب به دست نمی‌آید مگر اینکه حال خوب بدهید تا دریافت بکنید یا خدمت کنید تا به شما خدمت بشود.

در مورد قسمت دوم دستور جلسه که تولد بیست سال رهایی فرشید عزیز می‌باشد، به این عزیز تبریک می‌گویم، امیدوارم که حال دلت همیشه خوب باشد و در کنار همدیگر برای کنگره خدمت‌گزار خوبی باشیم. فرشید در سفر اول با تفکرات خاصی که داشت وارد کنگره شد و زمانی که تکلیفش را با خودش روشن کرد به رهایی و حال خوب رسید. این مهم است که ما با بیرون کاری نداشته باشیم و با بزرگترین دشمن خودمان که خودمان هستیم روبرو بشویم و بتوانیم کلاه سر خودمان نگذاریم و با خودمان صادق باشیم و در مسیر درست و به سمت ارزش‌ها تغییر کنیم.

فرشید عزیز هم همه این کارها را انجام داد و به سفر دوم رسید. در سفر دوم انسان در قبال مطالبی که فرا گرفته است احساس مسئولیت می‌کند و این احساس مسئولیت باعث یک‌سری عملکردهایی می‌شود که خیر و برکت افراد را برای خودش زیاد میکند. وقتی وادی اول را می‌خواند که با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد، تفکر چه می‌باشد؟ ساختار چی است؟ بفهمد هیچ مخلوقی جهت بیهودگی نیست یعنی چه؟ بفهمه به خداوند مسئولیت دادن یعنی چه؟ بفهمد رمز و راز کشف حقیقت و چه برداشت می‌کنیم یعنی چه؟ راجع به اینها مسئولیت پیدا می‌کند.

در سفر دوم متوجه شد که نباید فقط گیرنده باشد و این آموزش‌هایی که گرفته است و حقیقتی اگر وجود دارد، باید به دیگران انتقال بدهد. باعث شد در جایگاه‌های مختلف خدمت انجام بدهد. مثل مرزبانی، راهنمایی و ایجنتی را تجربه کند و در استان خوزستان با مسافت بسیار زیادی که است، بارها و بارها رفت و آمد کرد و حاصل این زحمات این‌گونه شد که تا به امروز هفت شعبه در خوزستان راه‌اندازی شده است. با آموزش‌هایی که دید و این احساس مسئولیتی که کرد و حقیقتی که در این آموزش‌های کنگره وجود دارد، به موفقیت رسید و انسان را به این موفقیت می‌رساند.

فرشید عزیز افراد زیادی را به عنوان راهنما وارد کنگره کرده است و این افراد کسانی هستند که نام فرشید به عنوان راهنما برای آنها حک شده است، ولی هیچ‌کدام از این افراد را برای خودش پرورش نداده است. به خاطر آموزش‌هایی هست که در کنگره فرا گرفته است و این عمل سالم باعث شد که این افراد احساس مسئولیت بکنند برای خدمت کردن و در کنگره ۶۰ بمانند. برای فرشید عزیز، پدر گرامیشان، مادر عزیزشان و خواهر محترمشان بهترین‌ها را از قدرت مطلق خواستارم. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

اعلام سفر راهنمای محترم مسافر فرشید:

سلام دوستان فرشید هستم یک مسافر، آخرین آنتی‌ایکس مصرفی شیشه و‌‌ حشیش، 9 ماه و 9 روز سفر کردم به روش DST داروی درمان اوپیوم، به راهنمایی راهنمای محترم آقا رضا ترابخابی رشته ورزشی تیروکمان، رهایی 20 سال و چند ماه، سفر نیکوتین کردم به راهنمایی آقای مهندس 11 ماه و 26 روز، روش DST با آدامس نیکوتین رهایی 14 سال و چند روز.

سخنان راهنمای محترم مسافر فرشید و خواسته ایشان:

سلام دوستان، فرشید هستم، مسافر. طبق رسم کنگره ۶۰، خواسته‌ای که می‌توانم بازگو کنم این است: موقعی که دانشگاه کنگره۶۰ به ثبت جهانی می‌رسد و فعالیت خودش را در سطح جهانی آغاز می‌کند، همه ما در مسیر باشیم و بتوانیم به خدمت ادامه بدهیم. خدا را شکر می‌کنم بابت لطفی که خداوند به من و خانواده‌ام داشته و بیش از بیست سال است که با کنگره آشنا شده‌ام. از هشت‌سالگی زندگی برایم بی‌معنی شد و دیگر اصلاً حسِ محبت را از زندگی نمی‌گرفتم؛ همه‌چیز برایم تکراری و یکنواخت بود. دائما از خودم می‌پرسیدم: بابت همه‌چیز، آخرش چه؟ و اصلاً آمدنم روی زمین برای چه بوده است؟ این‌طور، نوعی پوچی و بیهودگی و همین‌طور حالِ بدی را کاملاً تجربه می‌کردم. در چهارده‌سالگی با یکسری آنتی‌ایکس شروع به آرام کردن خودم کردم؛ با سیگار و مشروب و حشیش، و در نهایت با شیشه بود که سیاه‌ترین و تلخ‌ترین دوران را تجربه کردم.

علاوه بر آن، احساس پوچی، افسردگی شدید و غم شدیدتری را هم در خودم ایجاد کردم. امروز، بعد از درمان و گذر زمان، می‌توانم بگوم که تمام آن تاریکی‌ها به من کمک کردند تا در مسیر روشنایی قرار بگیرم. به‌طوریکه افسردگی و ناامیدی سکوی پرتابی بودند تا بیدار شوم و به خودم بیایم؛ و در واقع این حس‌ها مسیری را به من می‌دادند که گم‌کردگی و گم‌شدگی را همراه داشت. من همیشه به خودم و کسانی که واقعاً دوستشان دارم می‌گویم که تلخ‌ترین چیزی که یک انسان می‌تواند تجربه کند گم‌کردگیِ راه است؛ اینکه نتواند مسیر خودش را پیدا کند. اگر در این مقطع عقل یاری نکند، دست به کارهایی خواهد زد که راه برگشتی هم نخواهد داشت و ممکن است خانواده، عزیزان و خودش را به نابودی بکشاند. برای من، نقطه امید از ورودم به کنگره ۶۰ آغاز شد.

در کنار اینکه مشکلات خانوادگی داشتم و دارو تأثیر آن‌چنانی در اوایل روی من نداشت، تنها دلخوشیم حضور در لژیون و شنیدن صحبت‌های آقای ترابخانی و همنشینی با هم‌لژیونی‌هایم بود. همین لحظه‌ها با تکرار و تکرار کم‌کم جایگزین تلخی‌ها شد. حضور در کنگره و لژیون باعث شده بود تا به گرما و روشنایی برسم، که بعد از چهار سال این گرما و روشنایی به خانواده هم منتقل شد. هیچ وقت فراموش نمی‌کنم که با چه حال و احوالی وارد لژیون آقای تراب‌خانی شدم و اینکه چه کمک‌هایی به من شد؛ از طرف کنگره، از طرف راهنما و از طرف بزرگوارانی همچون آقای سلامی و آقای خدامی دریافت کردم. واقعا سپاسگزارشان هستم. واقعا چه گره‌هایی که شاید هزاران سال باید زندگی می‌کردم تا باز بشوند، اما به کمک و یاری این بزرگواران باز شدند.

در کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» در یک جایی اشاره می‌شود به عشقِ سردار به مهندس؛ شما را از این گذرگاه و سفر عبور داد و امیدوارم همیشه این عشق و اندیشه حفظ شود و من همیشه سپاسگزار این عشق و محبت راهنمای عزیزم هستم. در ادامه از خانواده بزرگوارم کمال تشکر را دارم؛ از پدرم، مادرم و همین‌طور از مهشید عزیز که با وجود ناسپاس بودن من، نهایت محبت و تلاش را برای من به انجام رسانده‌اند. از خدا می‌خواهم این سپاسگزاری را همیشه بر لب من جاری کند و بر شدت آن بیفزاید. از تمام نفس‌هایی که به کنگره ۶۰ می‌آیند و به رهایی می‌رسند، در هر جای ایران، سپاسگزارم؛ چون همه این افراد آمده‌اند تا یک چیزی را به من آموزش بدهند. از هم‌لژیونی‌های محترم تشکر می‌کنم چون الگوهای تأثیرگذاری برایم بوده و هستند؛ چون امانت‌دار و خدمتگزاران کنگره ۶۰ بوده و هستند. از اعضای لژیون تشکر می‌کنم چون موهبتی بودند که تصویر دیگری از محبت و عشق را به من بخشیدند. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همگی شما سپاسگزارم.

سخنان اسیستانت محترم همسفر مهشید:

سلام دوستان مهشید هستم یک همسفر. خدارا شکر می‌کنم که در کنگره هستیم، از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم، همچنین از آقا رضا  کمال تشکر را دارم. سیستم کنگره۶۰ بسیار هوشمند و خود ترمیم‌ شونده است. درست مثل بدن که هر کجا زخم بشود و باعث آسیب به سیستم بشود، حتماً خودش را اصلاح می‌کند. این تولدها هم دو وجهی هستند، اول اینکه اگر افرادی به کنگره 60 می‌آیند و ناامید در جلسه نشسته‌اند و احساس می‌کنند که همه چیز تمام شده، یک دریچه‌‌ای از روشنایی برایشان باز می‌شود. وجه دوم قضیه هم این است فردی که تولدش است، برمی‌گردد به قبل و می‌بیند که کجا بوده و از نقطه سیاه تا رنگین‌کمان را مرور می‌کند و یک جورایی تلنگری به خودِ فرد است. فرشید من را با چند ماه تأخیر به کنگره60 آورد و یادم هست آن‌قدر حال فرشید بد بود که پیاده از پیروزی تا نمایندگی انقلاب را می‌آمدیم.

حال و احوال فرشید هم در اوایل به گونه‌ای بود که راهنمایش هم باید به شکل دیگری با آن رفتار می‌کرد و باید محکم و استوار با فرشید کار می‌کرد و واقعاً هم همینطور بود. من از آقا رضا کمال تشکر را دارم. فرقی نمی‌کند مسافر باشیم یا همسفر، وجود راهنماست که باعث جذب ما به کنگره 60 می‌شود. اینکه الان هنوز در کنگره 60 هستیم به‌خاطر پیوند بسیار عمیق بین اعضای خانواده کنگره۶۰ و محبت‌ها، نوشتارها و استادهای این ساختار می‌باشد. امیدوارم این پیوند هیچ وقت گسسته نشود، حتی اگر روزی خسته شدیم یا ناامید شدیم یک سی‌دی از مهندس را گوش بدهیم و دوباره ادامه بدهیم. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید از همگی شما سپاسگزارم.

تایپ: مسافر حمید لژیون دوم، مسافر جلال لژیون هجدهم

عکس و تنظیم خبر: مسافر محمدحسین 

گروه سایت نمایندگی آکادمی 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...