English Version
This Site Is Available In English

شروع مسیر تازه

شروع مسیر تازه

وقتی به دستور جلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره‌۶۰ چگونه استفاده می‌کنم؟» فکر می‌کنم، ذهنم بی‌اختیار به هشت سال پیش برمی‌گردد؛ به صبحی که شاید در ظاهر یک روز معمولی بود، اما برای من قرار بود مسیر زندگی‌ام را عوض کند.

دو سال بود که برای نجات زندگی‌ام تلاش کرده بودم و نتیجه‌ای نگرفته بودم. خسته و ناامید بودم و دیگر توان ادامه دادن نداشتم. تصمیم گرفته بودم از مسافرم جدا شوم. آن روز ساعت ۱۱ با وکیلم قرار داشتم و از همان صبح با ذهنی آشفته، خودم را برای شروع یک روز پر از کار و جلسه آماده می‌کردم. حدود ساعت ۷ صبح بود. پدر همسرم پشت سیستم نشسته بود. از ظاهرش می‌شد فهمید شب را تا صبح بیدار بوده؛ در سایت‌های مختلف جست‌وجو می‌کرد و دنبال راهی می‌گشت. صدایم کرد و گفت: انگار یک دارویی هست! کنارش رفتم. نگاهی به صفحه انداختم و خیلی زود متوجه شدم که با یک تبلیغ تجاری روبه‌رو هستیم. گفتم: پدرجان این فقط تبلیغ یک داروی تجاری است؛ اما درست همان‌جا میان آن همه نوشته و تبلیغ چشمم به کامنت کوتاهی افتاد. نوشته بود: من محمد هستم، یک مسافر. من هم یک روزی درگیر اعتیاد بودم. با کنگره۶۰ آشنا شدم و به درمان قطعی رسیدم. با این راه‌ها فقط پولتان را از دست می‌دهید. همان چند جمله مرا متوقف کرد. آن زمان نمی‌دانستم مسافر یعنی چه؟ با خودم گفتم: چرا خودش را مسافر معرفی کرده؟ مسافر چه چیزی؟ اما بیش از همه یک کلمه در ذهنم ماند، درمان.

رفتم صبحانه بخورم؛ اما ذهنم دوباره سراغ همان کامنت رفت. تا آن روز هرچه درباره اعتیاد شنیده بودم بیشتر صحبت از ترک بود. با خودم گفتم: نکند راه دیگری وجود داشته باشد که من از آن بی‌خبرم؟ چرا نوشته درمان؟ نکند تا امروز اشتباه جست‌وجو کرده‌ام؟ اصلاً این کنگره چیست؟ دیگر نتوانستم از کنارش بگذرم. برگشتم دوباره کامنت را خواندم و لینکی را که زیر آن گذاشته بود، دیدم و روی آن کلیک کردم. آن‌قدر کنجکاو شده بودم که کارها و قرارهایم را کنسل کردم و شروع کردم به خواندن.

در وبلاگ مسیر زندگی خودش، چگونگی آشنایی‌اش با کنگره۶۰ و روش درمان D.S.T را توضیح داده بود. هرچه بیشتر می‌خواندم بیشتر می‌فهمیدم با چیزی روبه‌رو شده‌ام که با آنچه تا آن روز درباره اعتیاد می‌دانستم، فرق دارد. آن صبح من فقط به دنبال یک پاسخ بودم؛ اما چیزی که پیدا کردم شروع مسیری تازه بود. مسیری که در نهایت به درمان و رهایی مسافرم و تغییر مسیر زندگی ما انجامید. شاید اگر آن کامنت را نمی‌دیدم و آن کلمه ذهنم را درگیر نمی‌کرد، هیچ‌وقت با کنگره۶۰ آشنا نمی‌شدم. برای همین وقتی امروز از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره۶۰ صحبت می‌کنم برای من فقط یک دستور جلسه نیست؛ بخشی از زندگی خودم است. امروز هر جا در فضای مجازی مطلبی درباره اعتیاد می‌بینم، اگر امکانش باشد من هم کامنتی کوتاه می‌گذارم و لینک سایت کنگره۶۰ را قرار می‌دهم. حالا که هوش مصنوعی هم به یکی از راه‌های جست‌وجوی انسان‌ها و کسب اطلاعات معتبرتر تبدیل شده است، فکر می‌کنم نقش من این است که در کنار معرفی کنگره۶۰ به دیده‌شدن و انتشار اطلاعات درست و منابع معتبر درباره روش D.S.T کمک کنم. هوش مصنوعی می‌تواند پاسخ‌های خود را بر اساس اطلاعات و منابعی که در دسترسش قرار دارد شکل دهد؛ بنابراین هرچه منابع معتبرتر و اطلاعات درست‌تر در فضای عمومی وجود داشته باشد امکان دسترسی انسان‌ها به آن‌ها نیز بیشتر می‌شود.

شاید انسانی که امروز برای پیدا کردن راهی برای درمان به سراغ هوش مصنوعی می‌رود از همین طریق با کنگره۶۰ آشنا شود. من آن روز با یک کلمه برگشتم، درمان. همان یک کلمه مرا به یک وبلاگ رساند و آن وبلاگ مرا با کنگره۶۰ آشنا کرد. این آشنایی مسیر زندگی من و مسافرم را تغییر داد. حالا شاید نوبت من باشد که همان نوری را که روزی از میان یک صفحه به زندگی من رسید، به دست انسانی دیگر برسانم؛ شاید برای او هم یک کلمه، یک لینک و یک لحظه کنجکاوی آغاز رهایی باشد.

نویسنده: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ستارخان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...