میگویند: هر که با خدا سخن میگوید، آرام میگیرد و من در کنگره۶۰ آموختم که این سخن گفتن همیشه کلام نیست؛ گاهی خواندن، دیدن و آگاهی یافتن است. سایت کنگره۶۰ دقیقاً همین دیدن و آگاهی است. برای من که روزگاری در تاریکیِ بیخبری غوطهور بودم، سایت کنگره۶۰ نه یک رسانه که یک چراغ روشن در دل شبهای ناامیدی بود.
اولین بار که انگشتانم را روی کلیدهای کیبورد گذاشتم و نام کنگره۶۰ را جستوجو کردم، نمیدانستم که کلیدِ قفلِ بسته زندگیام را لمس میکنم. آن روز سایت فقط یک صفحه اینترنتی نبود؛ بلکه دستِ مهربانی بود که از پشتِ پرده بیتفاوتِ جهانِ مجازی به سمت من دراز شد تا مرا از عمقِ دردها بیرون بکشد.
سایت کنگره۶۰ ویترینِ بیدروغِ حقیقت است. اینجا جایی است که علم با چاشنیِ عشق پیوند خورده است. وقتی دلنوشتههای مسافران و همسفران را میخوانم، گویی آینهای مقابلِ روحم گرفته شده است. آنجا که از سختیهای سفر میگویند، دردهای مشترکم را میبینم و آنجا که از لحظه رهایی مینویسند، طعم شیرینِ امید در جانم میدود.
سایت کنگره۶۰ قلبِ تپنده کنگره است که پیامِ رهایی را از مرزهای جغرافیایی فراتر برده است و به گوشِ جانِ کسانی میرساند که در دوردستها در انزوایِ خویش به دنبال راه نجاتی میگردند. هر مقالهای که منتشر میشود، هر استادِ آموزشی که در قالب فایل صوتی یا متنی قرار میگیرد و هر گزارشِ خبری بذری است که در زمینِ تشنه یک ناامید کاشته میشود؛ بذری که میتواند روزی به درختِ تنومندِ یک زندگیِ دوباره تبدیل شود.
امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم من مدیونِ تکتکِ آن کسانی هستم که بیادعا پشتِ این صفحه نمایشها نشستند تا نورِ آموزشهای آقای مهندس دژاکام را به خانههای ما برسانند. آنها چراغدارانِ گمنامی هستند که با قلمزدن و منتشر کردن اجازه ندادند تاریکی بر ما پیروز شود.
سایت کنگره۶۰ برای من یعنی هرگز تنها نیستی. یعنی در هر ساعت از شبانهروز که بغض گلویم را فشرد، جایی است که میتوانم به آن پناه ببرم، سیدیِ آموزشی بشنوم و آرام بگیرم. این سایت دانشگاهِ بزرگِ بیداری است که در خانه هر یک از ما باز است.
خداوند را شاکرم که توفیقِ بودن در این مسیر و بهرهمندی از این دریایِ دانش را به من داد و سپاسگزارِ تمام عزیزانی هستم که با عشق این ویترینِ رهایی را زنده و پویا نگه میدارند تا همسفرانی مثل من در مسیرِ پرفراز و نشیبِ زندگی همیشه قطبنمایی برای پیدا کردنِ مسیرِ صراطمستقیم داشته باشند. سایت کنگره۶۰ دریچهای بود که خدا برای من باز کرد تا از محدودیتهای خودم پرواز کنم و به بیکرانِ آرامش برسم.
نویسنده: همسفر بهاره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) رابط خبری
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
65