چند سال پیش در روز تولد حضرت محمد به طور اتفاقی سیدی محبت را انتخاب کردم. بعد از گوش دادن بسیار شگفتزده شدم؛ زیرا آقای مهندس هم در آن سیدی درباره پیامبر و روز مبعث صحبت کردند. در سوره علق خداوند با دستور بخوان! و با استفاده از ابزار قلم و علم، شروع به آموزش به انسان کردند. این یعنی مسیر رسیدن به خدا و تغییر کردن از طریق یادگیری، آگاهی و دانش میگذرد؛ پس دانستن و یادگرفتن کلید اصلیِ اتصال به خدا و رسیدن به یک زندگی متعالی و آگاهانه است. محبت اتفاقی و تقدیر نیست؛ بلکه محبت واقعی است. ما بر مبنای اتفاق به کسی محبت نمیکنیم، در حقیقت پشت پرده خبرهایی است؛ اگر رابطه بر مبنای محبت باشد حقیقت است و دیدنش چشم دل میخواهد.
محبت از لابهلای حلقهها امواج را میشکافد و شما را مییابد و در شادی شما شریک میشود. محبت سرچشمه، مبنا و یک منبع دارد. این ما نیستیم که محبت، دروغ، کژی، عشق، نفرت، پیمانشکنی، خیانت و سوءظن را انتخاب میکنیم، در حقیقت آنها هستند که ما را انتخاب میکنند. ما با رفتار، اعمال، کردار و اندیشهمان آنها را در خود لانهگذاری میکنیم. ما چه نوع زمینی هستیم؟ زمینی که آشغال در آن میریزند یا در آن گُل میکارند؟ آیا گلستانی را دیدهاید که در آن سطحهای زباله را خالی کنند؟ فقدان محبت، مسیر رشد فرد را به سمت رفتارهای خود تخریبگر (مازوخیز)، افسردگیهای مزمن (مالیخولیا) یا اختلالات شخصیتیِ شدید سوق میدهد.
به راستی اگر در حیات و هستی، عشق و محبت نباشد؛ پس دیگر چه میماند؟ پس تمام پیوندها و ذراتی که دور هم هستند از پیوند عشق و محبت است که اینها را فشرده و دور هم جمع کرده است و آنهایی که این ادراکات را ندارند، پوچ و تهی هستند. محبتهای راستین دوام دورهای دارند، کسانی که در این دوره از حیات به همدیگر محبت دارند؛ اگر از دنیا بروند در حیات بعدی هم باز میتوانند، همدیگر را ملاقات کنند. رسیدن به این عشق بلاعوض هزینه سنگینی دارد؛ باید از خود بگذری تا از خود نگذری به خدا نمیرسی. در اثر کسب دانش، آگاهی، معرفت، درک و علم راستین، آگاهیها تبلور پیدا میکند و به عشق میرسیم. گاهی ما انسانها از کینه، انتقاد، اهانت و موضوعهای کوچک دیگران نمیتوانیم، بگذریم؛ پس چهطور میخواهیم خدا از ما بگذرد؟
باید بفهمیم شخصی که به ما بدی میکند در حقیقت خودش را نابود میکند و مقدمه خودزنی خودش را فراهم میکند؛ وقتی این را متوجه شدیم، دیگر آرام میگیریم و نمیخواهیم با کینه و انتقام رفتار او را جبران کنیم و بالعکس کمکش میکنیم؛ زیرا عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حسابی دارد. کسی که مواد مخدر مصرف میکند، پیمان شکنی میکند، خیانت، غیبت، تجسس و کم فروشی میکند، یعنی کارهای ضدارزشی را انجام میدهد؛ اینها همه خودزنی هستند. عشق این است که راهنما رهایی و پاکی رهجویانش را میخواهد و اگر رهجویان پشت سرش بدگویی و غیبت کنند و ناسزا بگویند، اصلاً با آنها کاری ندارد و رسالت و مأموریت خود که کمک به دیگران است را انجام میدهد.
منبع: سیدی محبت
نویسنده: مسافر فاطمه رهجوی راهنما همسفر نازنین (لژیون تغذیه سالم) رابط خبری
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
127