English Version
This Site Is Available In English

رمز و راز کشف حقیقت

رمز و راز کشف حقیقت

به نام قدرت مطلق الله

جلسه هشتم از دوره ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بوئین زهرا، با استادی راهنمای محترم مسافر داوود،نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه "وادی هفتم و تاثیر آن روی من" در روز پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به‌ کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان داوود هستم یک مسافر.
از لژیون مرزبانی، ایجنت محترم و همچنین نگهبان و دبیر محترمشان سپاسگذارم که فرصت مشارکت و آموزش گرفتن را برای بنده مهیا کردند.

همانطور که مطلع هستید امروز دو دستور جلسه داریم. بخش اول دستور جلسه هفتگی، وادی هفتم و تاثیر آن روی من و بخش دوم دستور جلسه، مربوط به تولد یک سال رهایی مسافر جلال است. در این وادی گفته می‌شود که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است،یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.جناب مهندس در کتاب چهارده وادی،صحبت‌های زیادی درباره یافتن راه انجام داده اند.ایشان می‌فرمایند انسان‌های بسیاری بر اثر پیدا نکردن راه درست به نابودی کشیده شده‌ و از مسیر خود منحرف شده اند.در طی این ۲۸ سالی که کنگره تاسیس شده است، مسافران زیادی سفر کرده و به درمان قطعی اعتیاد دست یافته اند.در حال حاضر مسیر درمان اعتیاد مانند یک جاده دو بانده است که با علائم راهنمایی و نشانه‌های مختلف مسافران را به مسیر درست هدایت می‌کند.

در کنگره آموزش گرفته‌ایم که برای رسیدن به اهداف و خواسته‌ها،باید تلاش مستمر داشت و مسیر درستی را برای حرکت انتخاب کرد.اگر این دو مورد رعایت شوند قطعاً به نتیجه خواهید رسید. جناب مهندس مثال می‌زنند که اگر یک آهو از مسیر اصلی خود به طرف علف‌ها و گیاهان منحرف شود،طعمه و شکار حیوان‌های درنده خواهد شد.مخاطب سخنانم سفر اولی‌هایی هستند که در حال سفر می‌باشند،اما این موضوع در تمام مراحل زندگی و بیرون از کنگره نیز کاربرد دارد.اگر من سفر اولی از خود تلاشی بروز ندهم و از فرامین و دستورات راهنما پیروی نکنم،با اینکه مسیر درست است اما هرگز به مقصد و هدف نهایی نخواهم رسید.پس دانستیم که تلاش و پیدا کردن مسیر درست باعث رسیدن به اهداف می‌شود.گروه‌های دیگری نیز به گفته خودشان به درمان اعتیاد می‌پردازند،اما آیا مسیر و روش آنها درست است؟از مشکلاتی که در ادامه برای آنها به وجود می‌آید اطلاع دارند؟

قبل از حضور در کنگره مشکلات زیادی را برای خود به وجود آورده بودیم،اما حالا با تلاش و انتخاب‌های عقلانی در طول مسیر،تصمیمات درستی برای زندگی خود می گیریم.اما آیا برداشت هر کسی با دیگری یکسان است؟برداشت من به عنوان یک مسافر در مرحله اول،درمان اعتیاد به مواد مخدر به روش DST است.مرحله دوم درمان اعتیاد،درمان سیگار می‌باشد.فرد سفر اولی باید از خود بپرسد که آیا این سفر را برای خودش انجام می‌دهد و یا اطرافیان؟آیا آمده که یک سال سفر کند و بعد از کنگره دور شود و یا اینکه بماند و زکات رهایی اش را با خدمت کردن بپردازد؟

و اما مسئله مشترک بین مسافران و همسفران، کسب جهان بینی است.وقتی جهان‌بینی به مرور رشد کند برداشت‌ از موضوعات متفاوت خواهند بود.
بخش دوم دستور جلسه امروز مربوط به تولد یک سال رهایی مسافر جلال،اولین رهجوی لژیون دوم می‌باشد.
او در مسیر درستی قرار گرفت،چون خواسته درمان اعتیاد را در خود میدید.یک فرد سفر اولی از لحاظ جسمی و روانی مشکلات بسیار زیادی دارد که طبیعی نیز میباشد.او هم با وجود این مشکلات، به سفر خود ادامه داد و امروز اینجا هستیم تا بعد از یک سال رهایی او را جشن بگیریم.از او می‌خواهم که برای دریافت شال راهنمایی نیز تلاش کند و از خدمتگذاران خوب کنگره باقی بماند،چرا که این قابلیت را در او می بینم.امیدوارم در زندگی اش جزو افرادی باشد که کلید سازند نه قفل ساز.
از اینکه با سکوت زیبایتان به صحبت‌های من گوش کردید از همه شما سپاسگذارم.

در ادامه این جلسه:

برگذاری جشن تولد یکسال رهایی مسافر جلال از لژیون دوم

سخنان مسافر جلال:

سلام دوستان جلال هستم یک مسافر.روزهای اولی که وارد کنگره شدم و تابلوها را دیدم،با خودم گفتم:چند عکس عروسکی به دیوار زده‌اند؛مگر با این کارها می‌شود مواد مخدر را کنار گذاشت؟ ولی آمدم و توانستم اعتیادم را درمان کنم.بعضی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنم که من حتی نمی‌توانستم یک کلمه صحبت کنم و تنها کسی که به حرف‌هایم گوش می‌داد پیک‌نیک بود.من همیشه صندلی‌های کنگره را گلدان و مسافران را گل در نظر می‌گیرم.جایی که در آن هستم یک گلخانه است.این گلخانه بیشتر گل‌هایش سفید است و باغبانی دارد که همیشه حواسش به همه‌چیز هست.وقتی در مسیر می‌آمدم،به همسفرم گفتم:چه بگویم؟همسفرم گفت:هر چه می‌خواهی بگو،ولی باید روی همسفران تمرکز کنی و از اول تا آخر از آن‌ها تشکر کنی.در پایان برای همه آرزوی سلامتی می‌کنم و تشکر می‌کنم که به صحبت‌های بنده گوش دادید.

سخنان راهنمای همسفر:

من هم به نوبه‌ی خودم این جشن زیبا را ابتدا به معمار بزرگ کنگره ۶۰،آقای مهندس دژاکام،تبریک می‌گویم و همچنین به آقا داوود،راهنمای محترم.همان‌طور که همه می‌دانیم،همه‌ی تولدها شبیه هم هستند،ولی در جزئیات با یکدیگر تفاوت دارند.چرا شبیه هم هستند؟چون همه‌ی ما با یک درد مشترک وارد کنگره شده‌ایم.
تفاوتشان در این است که هر کدام از ما با چه فراز و نشیب‌ها و سختی‌هایی به رهایی می‌رسیم.برنده کسی است که وقتی وارد این اقیانوس بزرگ می‌شود،شنا کردن را یاد بگیرد و بعد موج‌سواری را.همسفر معصومه،با وجود اینکه شاغل بودند،همیشه فرمانبردار بوده و در جلسات و لژیون حاضر بودند و وظایف خود را به بهترین شکل انجام می‌دادند.
همسفر معصومه در ابتدا به خاطر مسافر خود وارد کنگره شده بود،ولی در گذر زمان متوجه شد که خودش بیشتر به آموزش‌های کنگره نیاز دارد.اگر اکنون آقا جلال اولین سال رهایی خود را جشن می‌گیرند،به این دلیل است که همراه و همسفری در کنار خود داشتند.باز هم به خانم معصومه‌ی عزیز تبریک می‌گویم.ان‌شاءالله جشن پنج سال رهایی مسافر خود را با هم برگزار کنند.ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.

سخنان همسفر:

من هم یک سال رهایی مسافرم را ابتدا به خودش،آقای مهندس و خانواده‌ی محترمشان تبریک می‌گویم.به آقا داوود هم تبریک می‌گویم و از ایشان تشکر می‌کنم.از راهنمای خودم سپاسگزارم. درست است که با خستگی وارد کنگره می‌شوم،ولی وقتی وارد می‌شوم به حال خوش می‌رسم و برای این حال خوش خدا را شکر می‌کنم.
مطلبی خواندم که نوشته بود:بعضی زخم‌ها آمده‌اند تا ما را با خدا آشنا کنند.اعتیاد مسافرم یک زخم بود؛او برای درمان راه‌های بسیاری را رفت،ولی نتوانست اعتیاد خودش را درمان کند.خدا را شکر که مسیر کنگره را پیدا کرد و به درمان رسید.قدردان کنگره و آقای مهندس هستم.ان‌شاءالله همیشه ادامه بدهم و خدمتگزار کنگره ۶۰ باشم.خیلی ممنون که به صحبت‌های بنده گوش دادید.

تایپ و تنظیم: مسافر محمد
عکاس: مسافر محمد
با تشکر سایت نمایندگی بوئین زهرا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...