English Version
This Site Is Available In English

فرمانده شدن در تمام سطوح مهم است

فرمانده شدن در تمام سطوح مهم است

جلسه سیزدهم از دوره چهلم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی، به استادی راهنما مسافر محسن، نگهبانی مسافر امید و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» چهارشنبه ۱8  شهریور  ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

از خداوند سپاسگزارم که بار دیگر اجازه خدمت در این جایگاه را به من داد. خدا را شکر می‌کنم که در کنگره ۶۰ هستیم و می‌توانیم این آموزش‌های الهی را توسط جناب مهندس و استاد امین دریافت نماییم، یک تشکر ویژه هم از راهنمای محترمم می‌کنم، در هر جایگاهی که خدمت می‌کنم و حضور پیدا کردم مدیون زحمت‌های ایشان هستم.

در مورد دستورجلسه: از فرمانبرداری تا فرماندهی.
روزهای اولی که وارد کنگره شدم اولین حرفی که می‌زدم این بود که من اصلا نمی‌خواهم فرمانده شوم. در ذهنم تصویر یک پادگان می‌آمد که یک فرمانده داریم و یک سری افرادی که باید حرف‌های فرمانده را گوش دهند و برای همین می‌گفتم که من اصلا احتیاجی به فرمانده شدن ندارم و نمی‌خواهم که فرمانده بشوم. جناب مهندس هیچ دستور جلسه‌ای را بی‌دلیل انتخاب نمی‌کنند و این دستورجلسه هم بسیار مهم است که هر سال تکرار می‌شود.
روز اولی که وارد کنگره ۶۰ شدم و هنوز راهنما‌ها را ندیده بودم و اصلا نمیدانستم که چی هست و چون تجربیات بسیار تلخی داشتم، کمپ‌های زیادی رفته بودم و دارودرمانی‌های مختلفی انجام داده بودم با خود یک عهدی بستم و گفتم هر چیزی که گفتند گوش می‌کنم.
روز اولی که سر لژیون نشستم تصمیم گرفتم که هر فرمانی صادر شد اجرا کنم بخاطر اینکه می‌دانستم و تجربه داشتم و راه درمان را پیدا نمی‌کردم، ترک می‌کردم ولی با حال بد مواجه می‌شدم و دوباره مصرف می‌کردم. با خود گفتم امتحان می‌کنم و هر چه گفتند گوش می‌کنم و از روز اول سعی کردم احترام زیادی برای راهنمایم قائل باشم. من جلسه قبل هم که استاد جلسه بودم گفتم که احترام یک نیرو دارد، یک توانی دارد و یک قدرتی دارد که شما می‌توانید از این قدرت در جهت انجام کارهای مثبت استفاده کنید. وقتی در کنگره ۶۰ برای راهنمای خود احترام قائل باشید این احترام به شما کمک می‌کند برای حرف گوش کردن؛ راهنما چه می‌گوید و از یک رهجو چه می‌خواهد؟ راهنما یک مسیری را رفته و یک چراغی را روشن کرده و می‌گوید مصرف کننده عزیز من این مسیر را رفتم و به درمان رسیده‌ام شما هم بیا و این مسیر را برو تا به درمان برسی و به حال خوب برسی، همین.
وقتی برای راهنما احترام زیادی قائلی زمانی که به شما می‌گوید دارو را سر وقت بخور شما تمام تلاش خود را می‌کنید که دارو را سر ساعت بخورید این می‌شود فرمانبرداری تمام و کمال. زمانی که راهنما می‌گوید سفر سیگارت را شروع کن چون به راهنما احترام می‌گذارید سفر سیگار را شروع می‌کنید و آنجاست که یک سری از نیروها به شما کمک می‌کنند که بتوانید راحت‌تر سفر کنید. زمانی که وسوسه سیگار می‌شوید و حال بدی دارید و اعصابتان بسیار خراب است در آن لحظه بخاطر احترامی که برای راهنما قائل هستید و به خاطر حرفی که به راهنما زدید از کشیدن سیگار خودداری می‌کنید، این توان احترام است که در فرمانبرداری به ما کمک می‌کند. زمانی به رهایی می‌رسید که فرمانبردار باشید. فرمانبردار که باشید به حال خوب می‌رسید که اینها را من تجربه کردم و طعم حال خوب را نیز چشیده‌ام و رهایی خوبی به دست آورده‌ام. در واقع من فقط فرمانبرداری کردم و اصلاً به فکر فرمانده شدن هم نبودم البته  این خود دارای یک صور پنهان نیز هست؛ من در زمان مصرف فرمانده‌ای داشتم به نام نفس اماره که به من می‌گفت فلان کار را بکن می‌گفتم چشم، می‌دانیم که نفس اماره ما را به سمت ضد ارزش‌ها سوق می‌دهد. فرمانده دیگری هم به او اضافه شده بود به اسم مواد مخدر. می‌گفت پولی را که می‌خواهی برای خانه خرید کنی نصفش را برای خرید مواد صرف کن، می‌گفتم چشم . می‌گفت از درآمد روزانه‌ات بیشترش را خرج خرید و مصرف مواد بکن، می‌گفتم چشم. می‌گفت صبح که از خواب بیدار شدی اول فکر مواد مصرفی باش بعد فکر کار کن، می‌گفتم چشم. کاملا درگیر نفس اماره و مواد مخدر بودم؛ چه چیزی به من کمک کرد؟ فرمانبرداری در کنگره ۶۰  .
وقتی که فرمانبردار می‌شوی از نفس اماره بیرون میایی و فرمانده جسم و روان خودت می‌شوی در واقع دیگر این تو هستی که به جسم خود فرمان می‌دهی، آن هم فرمان عقل. می‌گوید صبح ساعت شش بیدار شو، می‌گویی چشم. می‌گوید شب زود بخواب، می‌گویی چشم و در مسیر درست و مثبت به تو کمک می‌کند.
یک مثال از فوتبال در کنگره ۶۰ بزنم. روزهای اولی که وارد کنگره ۶۰ شده بودم در مسابقات فوتبال شرکت کردم. نافرمانی جسم به این صورت بود که حتی دروازه خالی را به بیرون میزدم و جسم فرمان نمی‌برد بنابراین با تمرین و تکرار می‌توان به این فرماندهی رسید. فرماندهی در تمام زمینه‌ها در زندگی وجود دارد و اگر در هر زمینه و مسئله‌ای فرمانده باشید در آن موضوع موفق خواهید بود. در مسئله کار، خانواده، در مسئله آمدن به کنگره ۶۰، موسیقی یاد گرفتن و یا درس خواندن فقط کافیست که فرمانده باشیدو این فرماندهی با آموزش و تکرار بدست می‌آید.
خداوند را شاکرم بابت سعادتی که نصیب من شد و از آموزش‌های جناب مهندس و استاد امین برخورداریم و


می‌توانیم به دانایی برسیم و اگر این دانایی را به دانایی موثر تبدیل کنیم فرمانده می‌شویم، فرماندهی بر جسم خودمان، بر رفتارمان و فرماندهی بر صفت‌های خودمان.
قبلا ما توانی داشتیم در مورد یک مسئله که آن هم پنهان کردن ضد ارزش‌ها بود مثلاً فردی می‌گوید من بیست سال مواد مصرف می‌کردم بدون اینکه خانواده‌ام بفهمند. در پنهان کردن خوب بودیم اما در عمل کردن به ارزش‌ها آیا می‌توانیم به آن توان برسیم؟ باید از فرمان‌برداری به آن توان رسید تا بتوانیم به سمت ارزش‌ها حرکت کنیم، باید به فرماندهی رسید تا بتوانیم از ضد ارزش‌ها دوری کنیم که فقط با یک چیز بدست می‌آید و آن هم آموزش است و زمانی که به دانایی رسیدیم آن را تبدیل به دانایی موثر کنیم. کنگره مسیر بسیار ساده‌ای را در اختیارمان قرار داده و گاهی اوقات از همین سادگی است که ما از مسیر خارج می‌شویم. به راحتی وارد کنگره ۶۰ می‌شویم و در اینجا فرمانی برای ما صادر می‌شود و اگر به آن عمل کنیم براحتی درمان می‌شویم. شاید در روش‌ها و یا جاهای دیگر اینگونه نباشد و چون من سابقه کمپ رفتن دارم این را می‌دانم که به زور شما را در آنجا نگه می‌دارند ولی اینجا اینگونه نیست و درب به روی همه باز است حتی برای رفتن، چرا ؟ چون جناب مهندس می‌خواهند هر کسی خودش فرماندهی را به دست بگیرد و هر شخص خودش بتواند با تفکر صحیح مسیرش را ادامه دهد؛  اگر اجبار در کار باشد بلافاصله بعد از برداشته شدن اجبار شخص به مصرف روی می‌آورد بنابراین بایستی از این فرصتی که در اختیارمان است استفاده کنیم و اگر بتوانیم فرمانبردار خوبی باشیم به فرماندهی جسم خود می‌رسیم، اگر فرمانبردار خوبی باشیم می‌توانیم به توان دوری از ضدارزش‌ها و رفتن به سمت ارزش‌ها دست پیدا کنیم.
جایی جناب مهندس در مورد خرد جهانی صحبت کردند که همان صور پنهان در جهت فرماندهی جسم خودمان است. کافیست به خرد جهانی عمل کنیم، کافیست از ضد ارزش‌ها دوری کنیم. خرد جهانی می‌گوید دزدی نکن، مواد مخدر مصرف نکن، مال یتیم را نخور، از ضد ارزش‌ها دوری کن و آنجاست که با عمل کردن به این قوانین می‌توانیم به فرماندهی برسیم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید بسیار سپاسگزارم.

تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک

تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...