English Version
This Site Is Available In English

انتخاب راه درست در کنگره همان خدمت کردن است

انتخاب راه درست در کنگره همان خدمت کردن است

جلسه دوم از دوره چهل و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی راهنمای محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر امیر، با دستور جلسه: «وادی هفتم و وتاثیر آن روی من» شنبه 21 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سعید هستم  یک مسافر

خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان قرار گرفتم.
دستور جلسه این هفته شامل دو بخش است:  بخش اول، وادی هفتم و بخش دوم ،تولد آقا مجید عزیز است.
عنوان وادی هفتم که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یک یافتن راه و دوم آنچه که برداشت می نماییم قبل از اینکه بخواهم در مورد وادی هفتم توضیح بدهم که بیشتر برای دوستانی که تازه وارد هستند کارایی دارد ما چهارده وادی داریم که یک سفر اولی باید آن راخوب درک کند و یاد بگیرد و به مرحله اجرا درآورد تا بتواند در نهایت وارد سفر دوم جهان بینی شود.
وادی اول تفکر است که هر وادی راکه مطالعه می‌کنیم در آن تفکر نهفته شده است چهار وادی اول در مورد تفکر است ولی در وادی پنجم باید از قوه به فعل درآوریم یعنی ما هرچه که در ذهنمان هست را به مرحله عمل درآوریم و اجرا کنیم و حال نوبت وادی ششم است که حکم عقل را در قالب یک فرمانروای بزرگ به اجرا درآوریم یعنی اگر شما می‌خواهید حرکت کنید باید دانسته‌هایت را در اختیار عقل قرار دهید و عقل آنها را آنالیز کند و دستور بدهد که حرکت کنید .
حال وارد وادی هفتم می‌شویم که قرار است نقشه راه را به ما نشان بدهد که من می‌خواهم حرکت کنم به کدام سمت حرکت کنم به کجا حرکت کنم ما همه که در کنگره جمع شده‌ایم دنبال یک حقیقت یک هدف یا یک آرزو هستیم تعریف حقیقت چیست ?آن چیزی است که دلالت بر راستی و درستی یک موضوع دارد حالا این حقیقت می‌تواند در جهت ارزش‌ها یا ضدرزش‌ها باشد حقیقت مصرف مواد هم اعتیاد است و منظور از حقیقت هدف است.


صرف اینکه من کنگره را بشناسم به درمان برسم اینگونه نیست خیلی‌ها درمان میشوند و خیلی‌ها هم به درمان نمی‌رسند و رمز درمان یک چیز است که آن رمز را راهنما به ما می‌گوید که به درمان برسیم.
ما در زندگیمان کارهای زیادی را دوست داشتیم که انجام بدهیم مثل ثروتمند شویم یا باسواد بشویم ولی هر وقت که ما بخواهیم کاری را شروع کنیم و راه درست راپیدا کنیم باید تحقیق کنیم ببینیم شخصی که قبل از ما آن کار را انجام داده است آیا موفق بوده یا نه.
مثلا برای درمان اعتیاد بعضی‌ها به ما می‌گویند که به کمپ برو یک هفته روی برنامه هستیم و دوباره برگشت می‌خوریم و یا راه سقوط آزاد و یا راه سم زدایی را امتحان می‌کنیم ولی باز هم نتیجه نمی‌گیریم و این‌ها همه راه‌های غلطی است که خیلی‌ها امتحان کردند.
ولی در کنگره همه چیز رایگان به ما ارائه می‌شود و کنگره راه درستی هست به خاطر اینکه ما نتیجه به دست آمده را می‌بینیم تعداد رهایی‌اش را می‌بینیم که چقدر حالشان خوب است بعد از اینکه به رهایی رسیدند .
ما با متد کنگره درمان می‌شویم و به حال خوش می‌رسیم گل رهایی تنهارسیدن به حال خوش نیست  و حال خوش یک رمزی دارد و این رمز را راهنمای من به من هدیه داد و من همیشه مدیون ایشان هستم این که نگذاشت من یک روز در کنگره بدون خدمت بمانم رمز را ایشان به من داد ولی راز آن چه بود؟آنکه من همه تجربیاتم را در اختیار رهجوهایم  قرار بدهم و به آنها انتقال دهم


و خدارو شکر می‌کنم که رهجویانم ماندگار شدند و خدمت می‌کنند و یکی از دوستانی که این رمز را دریافت کرده است و به راز آن هم پی برده است آقا مجید است در محلی که آقا مجید زندگی می‌کرده است در هر خانواده حداقل یک مصرف‌کننده وجود دارد تقصیری هم ندارد اگر من هم جای آقا مجید یا امثال او بودم و در شمال بودم مصرف می‌کردم .
مجید روزها بیدار بود و شب‌ها سر کار می‌رفت و برای یک سفر اولی شب بیداری بسیار سخت است و چون خواسته قوی داشت ادامه داد اوایل که به کنگره می آمد خیلی مرتب بود و رو به روی من هم می‌نشست و من دو ماه اول به او مشارکت نمی‌دادم و بعد به او گفتم صحبت‌های من را متوجه می‌شوید گفت من که چیزی نمی‌شنوم و گفتم سی‌دی بنویس بهانه می‌آورد که شنوایی من مشکل دارد و کمرم درد می‌کند و واقعاً هم کمرش مشکل داشت و من به او گفتم یک هنسفری بخر و راحت گوش بده و راه را ادامه داد تا سه ماه اول از سفرش سی دی ننوشت ولی در نه ماه از سفرش چهل سی دی را تمام کرد. وقتی که انسان خواسته قوی داشته باشد هیچ چیزی نمی تواند مانع خواسته او شود در شمال اکثراً مصرف می کنند و رهجوهای من اکثراً شمالی بودند دو تا از آنها فقط موفق نشدند و هنوز هم سفر می کنندولی بقیه آنها به رهایی رسیدندو حالشون خوب است.
وقتی که من از مجید می پرسم حالت چطور است می گوید خوبم، ولی خانواده ام خیلی از این بابت خوشحال هستند و این شاید بهترین پاداش برای یک راهنما باشد که یک خانواده به حال خوش برسند و از این بابت خدا را شکر می کنم و باید ممنون این سیستم باشیم وقتی که انسان حال خودش خوب باشد می تواند به دیگران خدمت کند و دیگران را به حال خوش برساندبه خانواده مجید و راهنمای همسفرش تبریک می‌گویم خیلی متشکرم که به صحبت‌های من گوش دادید.

سخنان مسافر مجید:

سلام دوستان مجید هستم یک مسافر، خوشحال هستم که با کنگره آشنا شدم و توانستم به درمان برسم در ابتدا از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که چنین ساختاری و بستری را فراهم کرده‌اند که ما بتوانیم به درمان و حال خوش برسیم در مورد دستور جلسه که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دوم آنچه که بر داشت می‌نماییم زمانی که من وارد کنگره شدم در سن شصت سالگی به خاطر نیاز مالی نبود و همسفرم هم مشکلی با این مسئله نداشت به خاطر سنم ،به یاد گذشته که می‌افتم و بیش از سی سال تخریبی که داشتم که از سال 67 با انواع مواد مخدر آشنا شدم و مصرف می‌کردم و پس از چند سال وارد به خرید و فروش مواد تریاک شدم و در این چند سال تخریب بالایی که داشتم دائم در حال مصرف مواد بودم و از خودم بیزار شده بودم و بسیاری از کارهای روزمره خودم را به زور انجام می دادم و با تخریب بالایی وارد کنگره شدم و پس از مشاوره با راهنمای تازه واردین آقا سعید را انتخاب کردم برای راهنمای سفرم و ایشان در طول سفر بسیار زحمت کشیده اند و من مجید هم در طول سفر گوش به فرمان راهنما بودم آموزش های زیادی دریافت کردم  و این آموزش ها و جهان بینی باعث شد که رزق و روزی بیشتری در زندگی من در جریان باشد خیلی تشکر می کنم از راهنمای عزیزم و همسفرم که من را تحمل کرد که من یک کارتن خواب در خانه خودم بودم و همچنین از راهنمای همسفرم خانم سمیه تشکر می کنم و از تمام خدمتگزاران شعبه و کنگره تشکر می کنم که همگی کمک می کنند برای یک رهایی و درمان ،امیدوارم قدر این جایگاه را بدانیم ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.

سخنان راهنمای همسفر:

سلام دوستان سمیه هستم راهنمای یک همسفر خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر به من فرصتی داده شد که در چنین جشنی شرکت کنم و این جشن را به تک تک اعضای نمایندگی تبریک می‌گویم و به راهنمای محترم مسافر آقا سعید تبریک می‌گویم من به مسافر محترم آقا مجید بسیار تبریک می‌گویم و آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک عرض می‌کنم به همسفرهای عزیز تبریک می‌گویم

همسفر زهرا ایمان زیادی به کنگره داشتند و خیلی خوشحال بود که مسافرش به کنگره آمده است و خیالش راحت که شد که مسافرش خواهان درمان است و آن ایمان و اعتمادی که به کنگره داشت باعث شد در سور پنهان همسفر خوبی باشد و به خاطر مشغله کاری ادامه سفر را انجام نداد ولی آموزش‌های اولیه را به خوبی دریافت کرد و حضور امروزشان نشان دهنده این است که حال مسافر خوب است که همسفر با شور و اشتیاق حضور پیدا می‌کند و این وادی مصداق بارز مسافر مجید است که به رمز و راز درمان رسید و دریافت کرد و خوب حرکت کرد و مسافر مجید انقدر که خانواده دوست هستند و خانواده را دعوت کردند که در کنارشان باشند و به راهنما آقا سعید تبریک می‌گویم مستدام باشند و شال راهنمایی را در گردن مسافر مجید ببینیم تشکر می کنیم برای وقت مشارکت که به من دادید.

سخنان همسفر :

تشکر می‌کنم از آقای دژاکام که چنین بستری را فراهم کردند که پدرم در اینجا به درمان برسند و تبریک خدمت راهنمای پدرم آقا سعید و تشکر می‌کنم بابت زحماتی که کشیده‌‌اند و همچنین راهنمای محترم خانم سمیه که با راهنمایی‌های خوبشان چراغ راه ما بودند ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.

تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک

تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...