یازدهمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی رفسنجان با استاد ایجنت محترم مسافر محسن ،نگهبانی موقت مسافر حمید و دبیری موقت مسافر علی اصغر، با دستور جلسه « وادی هفتم و تاثیر آن روی من و جشن تولد یکسال رهایی مسافر احسان » پنجشنبه ۲۶شهریور ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
تشکر از اقای مهندس وتمامی خدمتگزاران وتشکر از راهنمایان بزرگوارم .
خوب امروز دو تا دستور جلسه داریم ،دستور جلسه اول دستور جلسه هفتگی وادی هفتم هست. دستور جلسه دوم یک سال رهایی مسافر احسان می باشد،در مورد دستور جلسه هفتگی وقتی سرفصل دستور جلسه را باز میکنیم وادی هفتم رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت میکنیم. خوب من اول باید بدانم حقیقت چیست و تفاوت حقیقت و واقعیت را بدانم حقیقت به قول جناب آقای مهندس چیزی است که بوده هست و خواهد بود ولی واقعیت چیزیست که الان هست نه در گذشته بوده و در آینده هم نخواهد بود مثلاً این میز یا میکروفون میتواند باشد و برای رسیدن به حقیقت باید راه را پیدا کنیم جناب مهندس راه درمان اعتیاد را پیدا کردن روش DST یک حقیقت است حقیقتی که امروز داریم میبینیم که اگر هزار سال پیش با این روش و متد برای درمان اعتیاد اجراش میکردند جواب می گرفتند و ۱۰ هزار سال دیگه هم اجرا بکنند نتیجه میگیرند الان هم اجرا بکنیم نتیجه میگیریم داریم میبینیم نزدیک به ۳۰ سال گذشته آقای مهندس با این روش درمان شده اند و هرچی جلوتر میرود روش تغییر نکرده درمان همان درمان است دارو همان داروی OT هست پلهها شده ۲۱ روز پس حقیقت, بوده,هست و خواهد بود اما راه کنگره برای همه ما هموار شده است,و هر کسی در کنگره به اندازه ظرفش برداشت میکند این موضوع برمی گردد به دستور جلسه دو هفته گذشته دانایی یا همان ظرفیت و دستور جلسه هفته گذشته فرمانبرداری, وادیها, قوانین هستی می باشند قوانینی هستند که اگر من محسن در زندگی ام نه تنها در بحث درمان اعتیاد در تمام زندگی ام تا الان اشتباه حرکت میکردم کاری را اشتباه انجام میدادم وقتی وادیها را در زندگی ام اجرایی بکنم میتوانم اشتباهاتم را جبران بکنم چه برسد به درمان اعتیاد, جناب آقای مهندس میگویند برای درمان اعتیاد همان وادی اول کافی هست همان وادی تفکر پس بقیه وادیها برای چیست؟ برای پرورش استاد , برای پرورش انسان هستند،یعنی کسانی که از خود میگذرند تا دیگران به خود برسند در وادی هفتم اینقدر برداشتشان زیاد هست که مرز جغرافیایی برای آنها معنی و مفهومی ندارد دین,عقیده, فرهنگ,هیچ کدام مانع نمی شوند فقط نجات انسان براشون مهم است و دیگر هیچ. یک نفر که به کنگره می آید و برداشتش این هست که بیاید و درمان بشود و برود دیگر هیچ, ولی یک نفر هم حاضر هست کیلومترها حرکت کند از سرمایهاش بگذرد چرا؟ چون یک صندلی یک مکان آماده باشد تا فرمانی صادر بشود یک نفر به درمان برسد این همان دلیلی هست که من مسافر و همسفر بخاطر آن به کنگره آمده ایم ولی به یک اندازه برداشت نمیکنیم یک نفر به اندازه یک استکان و یک نفر نا محدود برداشت می کند روز اولی که به کنگره آمدم برای درمان آمدم مادرم همیشه این سوال را ازمن میپرسند و میگویند این برنامه شما کی تموم میشود. در شعبه کریمان هفته گذشته گفتم برای ما تازه شروع شده ما حالا فهمیدیم دنیا چی هست زندگی چی هست محبت چی هست انشاالله به این درک برسیم چون ما همه تحت آموزش جناب مهندس هستیم الان هم فرامین آقای مهندس صادر میشود و فرامین جز فرمان الهی نیستند و این فرامین هستند که من محسن را از قعر تاریکی از گذرگاه سخت اعتیاد که یکی از گذرگاههای سخت هست بتوانم بیام و به درمان برسم و به راحتی از این گذرگاه عبور کنم اگر این وادی ها و این آموزشها نبودن هرگز این اتفاقات زیبا رخ نمیداد که یکی از این اتفاقات تولد یک سال رهایی احسان عزیزهست.در راس به آقای مهندس و خانواده محترمشان و خدمتگزاران و به راهنمای خودم آقا مجید که کیلومترها با من محسن فاصله داشتند و دستم را گرفتندتبریک می گویم. این اتفاقات زیبا دلیل از خود گذشتگی آقای مهندس است نتیجه از خود گذشتگی خدمتگزاران کنگره هست.من به احسان تبریک میگویم و همسفرشان تبریک می گویم به راهنمایان همسفرشان تبریک میگویم خانم نجمه و خانم الهه که امروز تشریف آوردند قدم رنجه فرمودند و در این جشن شرکت کردند آقای حسین راهنمای محترم شعبه کریمان مسافر خانم الهه خوش آمد میگویم. احسان با مصرف متادون به کنگره آمد و مصرف بالای سیگار هم داشت. همراه من از کرمان به رفسنجان آمد و دنور شد و در شعبه رفسنجان به رهایی رسید مدت یک سال هست که درقسمت OT رفسنجان مشغول به کار شده است و همچنین مسئول پورتال رفسنجان نیز می باشد و وقتی یک نفر کیلومترها طی میکند از وقتش از زندگیش از سرمایه اش از خانوادهاش میگذرد تا یک نفر دیگه به حال خوب برسد این نشانه برداشت شخص هست.به خودش و همسفر محترمشان با داشتن یک فرزند کوچک تبریک می گویم.وجود احسان در خانه میتوانست خیلی کمک کند ولی با از خود گذشتگی همسفرش احسان توانست راحت بیاید رفسنجان خدمت بکند.در کنگره هیچ وقت جایگاه بالاتر نداریم و من هیچ وقت نمی گویم انشالله جایگاه بالاتر.من همیشه می گویم هرچی صلاح و مصلحت آن شخص باشد خداوند برایش رقم بزند و جایگاه بالاتر را خداوند برایش تقدیر نماید.
سخنان مسافر احسان:
اول از جناب آقای مهندس تشکر میکنم از خودگذشتگی جناب آقای مهندس باعث شده که این همه دوست خوب این همه عشق و محبت توی تک تک شعبهها مخصوصاً شعبه رفسنجان جاری باشد.از آقا محسن عزیزم که حکم پدری گردن ما دارند تشکر می کنم. واقعاً راهنما برای رهجو حکم پدر را دارد از خانم نجمه تشکر میکنم از خانم الهه بابت حضورشان تشکر میکنم ،از آقا حسین راهنمای بزرگوار بابت حضورشان در شعبه رفسنجان تشکر میکنم قدم به روی چشمهای من گذاشتند و از تک تک دوستانم. هم لژیونیهای سابقم و هم لژیونیهای الانم و تمام مسافران و همسفرهای عزیز تشکر می کنم. این حس الانم.حال الانم مدیون حضور شما عزیزان هستم. این حس را توی ۴۳ سال زندگی ام هیچ وقت تجربه نکرده بودم،فکر کنم همه تجربه کردن که حضور توی کنگره واقعا تجربه اش هیچ جا نیست این مدت یک سال و ۹ ماه که من در کنگره هستم از بهترین سالهای زندگیم است شاید خیلی از حرفهایی که الان در کنگره زده میشود من درکی ازشون نداشتم اصلا متوجه نمیشدم و نمیتونستم توی زندگی ام اجراییشون کنم وقتی که ذره ذره به مرور زمان وارد کنگره شدم دیدم که بهشتی که آقای مهندس ازش صحبت میکنند بهشت تمثیلی که در قرآن ازش صحبت میشود همین صراط مستقیم هست که انتهایش بهشت است. من از همسفرم تشکر میکنم همسفری که هفت سال من برای رسیدن به اوانتظار کشیدم وهمیشه میگفتم خوشبختش میکنم اما تا قبل از کنگره نتوانستم اما الان فکر میکنم باحضورمان درکنگره خوشخبت هستیم از خداوند میخواهم که بتوانم برای همسرم حس خوب را در زندگی انتقال بدم دور شدن از کنگره یعنی دور شدن از حسهای خوب من هر وقت که کنگره می آیم و دوستان و راهنمایم را میبینم تمام اتفاقات بد و مشکلاتم را فراموش میکنم و حس و حالم خیلی بهتر می شود. زبانم در تشکر از شما آقا محسن راهنمای خوبم قاصر هست. از خداوندمتعال میخواهم هرچی صلاح هست برای شما رقم بخورد و در مسیر کنگره پا به پای شما باشم.
سخنان راهنما همسفر الهه:

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور. سلام دوستان الهه هستم همسفر خداوند را شاکرم که این توفیق نصیب من شد در جمع شما دوستان باشم این جشن تولد را به آقا احسان و خانواده محترمشان خانم سحر تبریک میگویم و همچنین به آقا محسن تبریک و خدا قوت میگویم با پرورش رهجوهایی که رهایی یشان را گرفتند و دارند خدمت میکنند،به خانم نجمه راهنمای سحر تبریک وخداقوت میگویم وایشان قرار بود امروز اینجا باشند ولی به دلیل حضورشان درشعبه زرند این توفیق نصیب من شد ،سحر عزیز چند ماهی بیش نیست که در لژیون ما حضور دارد ومن از خانم نجمه سوال کردم که سحر در سفر اولش چگونه بود گفتند خیلی سوال میپرسیدند که من چرا باید بیایم کنگره ومن گفتم صبور باشه قضاوت نکن بعداز یک مدت بیایید متوجه میشوید چرا باید کنگره بیایید ودر خصوص دستور جلسه وادی هفتم میخواهم بگویم که چطوری سحر واقا احسان راه رو پیدا کردند آمدند و با فرمانبرداری و آموزشهایی که گرفتند برداشتهای خوبی داشتند. انشالله هر دو در کنگره ثابت قدم باشید و همینطور که آقا محسن گفتند بهترین هدیه یک رهجو به راهنمای خودش این است که خدمتگزار واقعی باشند و انشاالله شال خوشرنگ نارنجی راهنمایی را گردن هر دو ببینم متشکرم از شما.
سخنان همسفر سحر:
سلام دوستان سحر هستم همسفر احسان،خدا را شاکر هستم که توانستم امروز اینجا با وجود کوچولوی عزیزی که دارم حضور داشته باشم اول از همه تشکر میکنم از جناب آقای مهندس به خاطر بستری که برای من سحر و خانوادهام فراهم نمودند که بتوانیم به آرامش برسیم و از خانواده محترمشان تشکر میکنم از جناب آقای محسن عزیز که برای مسافرم راهنمای بسیار خوبی بودند تشکر میکنم از خانم نجمه که خیلی دوست داشتم اینجا باشند ولی شرایط ایجاب کرد که در جای دیگری باشند و من این موضوع را درک میکنم. از خانم الهه عزیز که من رو تنها نگذاشتند تشکر می کنم. از مرزبانان عزیز که بدون مزد و منت در شعب حضور دارند و آرامش ما را حفظ میکنند تشکر می کنم. اوایل خانم نجمه به من میگفتند که سحر در مقابل کنگره جبهه نگیر و اینجا رو قضاوت نکن من اوایل فکر میکردم که خیلی چیزها را میدانم و خیلی چیزها را بلد هستم و پیش خودم می گفتم این حرفها برای من تکراری است و بخاطر مسافرم ادامه میدادم و من نمیخواستم تنهایش بگذارم،زمانی که مسافرم مصرف کننده بود من اصلاً متوجه نمیشدم. این خیلی فشاری روی من ایجاد نکرده بود به خاطر همین نمیتوانستم کنگره رو درک کنم رفته رفته که کنگره میآمدم و مشارکتها را گوش میکردم همه میگفتند از بساطی که در خانه هایمان بوده رها شدیم و من اینا رو تجربه نداشتم. احسان نگذاشته بود من این چیزها رو تجربه بکنم و بابت این موضوع از احسان تشکر میکنم. من خودم رو در کنگره پیدا کردم.من قبل از کنگره سحر دیگری بودم و با آموزشهایی که داخل کنگره گرفتم یک سحر جدید در وجود خودم پیدا کردم از این به بعد تلاش بیشتری میکنم که بتوانم این سحر رو نگهش دارم و دوباره از دستش ندهم در آخر از احسان مسافرم تشکر می کنم که به خاطر اعتیادش توانستم در کنگره حضور داشته باشم ممنون از همه شما که به صحبتهای من گوش کردید۰

عکس :مسافر راهنما محمد
تایپ: مسافر امیر لژیون یکم
بارگذاری:مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
229