هفتمین جلسه از دوره اول لژیون سردار نمایندگی اندیشه با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر ابراهیم، دبیری مسافر حبیب و خزانه داری مسافر علی با دستور جلسه:("وادی هفتم و تاثیرآن روی من") در روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۳۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر، خداوند را شاکرم که مسیر را به من نشان داد تا وارد کنگره60 بشوم. از ایجنت محترم، نگهبان لژیون سردار و راهنمای عزیزم ممنونم که اجازه خدمتگزاری به من دادند تا در لژیون سردار قرار بگیرم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه وادی هفتم است؛ وادی هفتم می گوید: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می نماییم.
تجربه من این است که در هر مسئله ای ابتدا باید سوال را دانست و بعد برویم دنبال راه حلش بگردیم. بزرگ ترین کار آقای مهندس هم این بود که صورت مسئله اعتیاد را پیدا کردند. اصلا چرا انسان نسبت به هر ماده مخدری اعتیاد پیدا می کند و سپس راه حل درمان را پیدا کردند و در اختیار ما گذاشتند.
اگر بخواهم راه را توضیح بدهم وادی هفتم می گوید: انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند، یکی کم خردان و دیگری خردمندان. کم خردان کسانی هستند که اول یک کاری را انجام می دهند و بعد روش تفکر می کنند؛ ولی آقای مهندس در پنج وادی تفکر را برای توضیح داده اند و چگونه تفکر کردن و اینکه اصلا باید به چه مسائلی تفکر کنیم.
در ادامه در وادی پنجم گفته اند فکر کردن خالی هم کافی نیست، باید به مرحله انجام برسانیم و باید به آن تفکر عمل کنیم. وادی ششم می گوید باید به حرف عقل مان گوش کنیم چوت هیچ گاه اشتباه نمی کند مگر داده های اشتباهی به آن داده شود. در کنگره به ما یاد می دهند که چگونه از عقل مان استفاده کنیم.
در وادی هفتم هم گفته می شود راهی که انتخاب می کنیم هم خیلی مهم است؛ من قبل از اینکه مصرف کننده بشوم خودم را خردمند می دانستم و همین فکر کردن به اینکه خیلی می دانم باعث شد از مسیر خارج شوم و بروم سراغ مصرف مواد مخدر و اولین قدم هم با مصرف سیگار آغاز بود.
بزرگ ترین چیزی که در کنگره دریافت کردم این بود که کنگره راه درست درمان را به من نشان داد. درمان جز راه کنگره، راه دیگری ندارد. هیچ وقت نمی شود طول ده ماه درمان را در نه ماه تمام کرد و فقط باید مو به مو طبق دستورات آقای مهندس مسیر را طی کرد تا به درمان رسید. همه این ها تجربیات و آگاهی هایی بوده که در طی سالیان کسب شده و الان در اختیار ما قرار داده شده است.
لژیون سردار، بخخش را به ما آموزش می دهد. در مورد بخشش من زمانی فکر می کردم که مثلا اگر خواسته ای از خدا دارم، میگفتم خدایا این خواسته من را به من بده تا بروم یک بخششی انجام بدهم و کمکی به کسی کنم. البته این تفکر بسیار غلطی بود که آن زمان داشتم.
زمانی که وارد لژیون سردار شدم، بخشش مفهوم دیگری برایم پیدا کرد. اصلا درکی از این موضوع نداشتم که هستی خیلی چیز هارا رایگان در اختیار من قرار داده در حالی که من چه کاری برای هستی کرده ام.
قبل لژیون سردار همیشه از دیگران توقع داشتم که اگر کاری برای آنها انجام می دهم، حتما در قبالش چیزی از آنها دریافت کنم ولی بعد که با دعوت راهنمایم عضو لژیون سردار شدم هیچ توقعی ندارم، چرا؟ چون قبل از این کار در کنگره خیلی دریافت کردم و حالم خوب شده است. به راحتی در کنار خانواده ام هستم، با بچه ام به خوبی ارتباط می گیرم و امنیت شغلی دارم.
الان که اینجا نشسته ام اگر قرار باشد چیزی ببخشم باید بدانم که قبل از اینکه من چیزی ببخشم، کنگره خیلی به من بخشیده است و هر جور حساب کنم بدهکار کنگره هستم.
من بخشش را اینجا می بینم که هر کسی که وارد لژیون سردار می شود از ته دلش می بخشد. الانه من یاد گرفته در بیرون از کنگره هم اگر می بخشم، توقعی از دیگران ندارم و این آگاهی بود که لژیون سردار به من داد.
زمانی که می خواستم برای جایگاه دنوری شرکت کنم، خیلی شوق و ذوق داشتم و واقعا از ته قلب مبلغ را پرداخت کردم، چون فهمیده ام که خداوند این لطف را به من داشته و کنگره را در مسیر من قرار داده و کنگره به من همه چیز بخشیده است. الان به جایگاه پهلوانی فکر می کنم و باید بدانم که اگر من قدردان امکاناتی که برای من فراهم شده است تا راحت سفر کنم، نباشم از من گرفته خواهد شد. ممنون از اینکه به صحبت های من کردید، ممنونم.

عکس: مسافر فرهاد
تایپ و بارگذاری: همسفر مرتضی
- تعداد بازدید از این مطلب :
82