یازدهمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ایذه، با استادی مسافر حجت، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر بهروز، با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من»، روز پنجشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد؛
از اینکه امروز در این جایگاه قرار گرفتهام و فرصت دارم در این جلسه آموزش بگیرم، خداوند را شاکر و سپاسگزارم. از آقای مهندس دژاکام و خانواده بزرگشان، دیدهبانان، راهنمایان و همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ تشکر میکنم و امیدوارم بتوانم در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز وادی هفتم است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم»
من مدت زیادی به دنبال راهی برای درمان میگشتم اما راهی پیدا نمیکردم. بارها و بارها روشهای مختلف را امتحان کردم، اما نتیجهای نگرفتم و مسیر درستی برای حل مشکلم پیدا نکردم. تا اینکه خداوند خواست و با کمک همسفرم و پیدا کردن راه درست، مسیر برای من باز شد.
آقای مهندس در مورد این موضوع مثالی دارند؛ یک گاوصندوق را در نظر بگیرید. اگر ندانید رمز آن چیست، ممکن است بخواهید آن را منفجر کنید، یا به روشهای مختلف به آن آسیب بزنید، اما اگر رمز را داشته باشید، بهراحتی آن را باز میکنید و به محتویات داخل آن دسترسی پیدا میکنید.
وادی هفتم برای من همین معنا را دارد. راه پیدا شده است و رمز هم در اختیار ما قرار گرفته است؛ حالا مسئله مهم این است که از این راه چه برداشتی داشته باشیم.
ممکن است داخل یک گاوصندوق پول، طلا، جواهرات و چیزهای باارزش وجود داشته باشد؛ اما سؤال این است که من از آن چه چیزی برمیدارم؟ در مسیر کنگره هم آموزشها و مطالب بسیار زیادی وجود دارد، ولی مهم این است که من چه چیزی از آنها برداشت میکنم و چقدر آن را در زندگی خودم به اجرا درمیآورم.
یکی از نکات مهمی که از کنگره یاد گرفتهام این است که قبل از صحبت کردن باید فکر کنم و قبل از انجام هر کاری باید نتیجه آن را در نظر بگیرم. باید بدانیم بسیاری از مشکلات کهانسان در زندگی با آنها روبهرو میشود، یکشبه به وجود نیامدهاند که بخواهیم یکشبه آنها را حل کنیم. ممکن است سالها برای خودمان مشکل ایجاد کرده باشیم و حالا انتظار داشته باشیم در مدت کوتاهی همه چیز برطرف شود. خیر اینطور نیست باید زمان را در نظر بگیرم و صبر داشته باشم.
به نظر من یکی از تفاوتهای مهم کنگره با بسیاری از روشهای دیگر همین است که اینجا به انسان راه داده میشود و از او خواسته میشود حرکت کند. صرفاً دانستن کافی نیست؛ باید آموزشها را به زندگی آورد و در عمل تجربه کرد. استاد امین در سیدی باتلاق راجع به مسئله حضور صحبت میفرمایند که بسیار تا بسیار مهم است. اگر من در کنگره حضور داشته باشم اما از آموزشها برداشت نکنم، چه چیزی نصیبم میشود؟ ممکن است سالها در جلسات شرکت کنم، اما اگر کتاب نخوانم، سیدی گوش ندهم، بهموقع در جلسات حاضر نشوم و آموزشها را اجرا نکنم، طبیعی است که نتیجهای که باید را دریافت نکنم.
ارزش مسیر و راه به چیزی است که از آن برداشت میکنیم. ممکن است دو نفر در یک جلسه بنشینند و یک آموزش را بشنوند، اما برداشت آنها کاملاً متفاوت باشد. یکی آموزش را میگیرد و در زندگیاش به کار میبندد و دیگری فقط شنونده باقی میماند.
وادی هفتم به من یاد میدهد که راه درست را پیدا کنم و بعد، از آن راه برداشت درست داشته باشم. اگر راه درست را داشته باشم اما حرکت نکنم، اتفاقی نمیافتد. اگر آموزش داشته باشم اما آن را اجرا نکنم، باز هم نتیجهای حاصل نمیشود.
برای رسیدن به حال خوش باید زحمت کشید. همانطور که برای زندگی بیرون از کنگره، برای کار، درآمد و پیشرفت تلاش میکنیم، در کنگره هم باید برای خودمان انرژی بگذاریم. نمیشود انتظار داشت بدون تلاش، بدون مطالعه و بدون حرکت، به حال خوش رسید.
به نظر من یکی از بزرگترین آموزشهای کنگره این است که انسان باید مسئول زندگی خودش باشد. اگر چیزی را درست نمیدانم، باید آموزش بگیرم؛ اگر راه را نمیشناسم، باید راهنما داشته باشم؛ و اگر راه را پیدا کردم، باید حرکت کنم.
در وادی هفتم راه درست به ما نشان داده شده است، اما حرکت کردن و برداشت کردن از این راه بر عهده خود ماست. اگر قدر این فرصت را بدانم، آموزشها را جدی بگیرم، تفکر کنم و آنها را در زندگی به اجرا دربیاورم، میتوانم به تدریج تغییر را در خودم ببینم.
از اینکه به مشارکت من گوش دادید از همهی شما سپاسگزارم.
سایت نمایندگی ایذه
ارسال؛ مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
75