در خدمت یکی از همسفران، در مورد دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.) و تأثیر آن روی من» سوالاتی مطرح کردیم و مصاحبهای انجام دادیم.
۱. رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: «یافتن راه و آنچه برداشت مینماییم». چه مفهومی دارد؟
با وارد شدن به وادی هفتم و به کمک عقل، میتوانیم راه درست را پیدا کنیم. این پیدا کردن راه و مسیر، همان رمز و راز است. مسیری که انتخاب میکنیم بسیار مهم است؛ باید مسیر حرکت ما درست باشد تا در حل مشکل یا مسئله نقش مؤثری داشته باشد. در واقع، راز مسئله به این برمیگردد که ما چه برداشتی کردهایم و چه مسیری را انتخاب کردهایم. مثل باز کردن قفل هر در یا صندوقی؛ اول باید کلید آن را پیدا کرد و بعد با کلید اقدام به باز کردن قفل نمود. برای باز کردن قفل راههایی وجود دارد؛ اما اینکه آن قفل را چگونه باز کنیم، راز مسئله ماست. آیا با صبر و حوصله و با کلید بازش کنیم یا دنبال یک راه کوتاه بگردیم و با روشهای دیگر بازش کنیم؟ اینجاست که تخریبها و آسیبهای زیادی وارد میکنیم. چه انسانهایی که به خیال خودشان راه درست بود و آنها را به مرغزار برد؛ اما سر از مسلخ درآوردند و نابود شدند.
۲. با توجه به وادی هفتم، انسان برای شناخت خداوند نیازمند چه چیزی میباشد؟
برای شناخت هر مسئلهای؛ باید درباره آن تفکر کرد. برای شناخت خداوند هم کافی است اول خودمان را بشناسیم؛ چون انسان ذرهای از وجود خداوند است. قدرت و عظمت خداوند آنقدر زیاد است که در فهم ما نمیگنجد و هر چه شناخت من نسبت به جسم و تواناییهایم زیاد شود، بیشتر به وجود خداوند پی میبرم و میتوانم خدا و گنج درون خودم را بشناسم. خداوند قدرت مطلق است و من انسان هم، اشرف مخلوقاتی هستم که خداوند خلق کرده است. خداوند به من انسان، بها و قدرت داده تا بتوانم در مسیرهای دشوار زندگی صیقل داده شوم و گوهر وجودی خودم را پیدا کنم. زمانی که خود واقعیام را پیدا کردم، قطعاً به خدای خودم نزدیک و نزدیکتر میشوم و شناخت بیشتری پیدا خواهم کرد. همانطور که در پیام آب که من این پیام را خیلی دوست دارم و برای من پر از امید، انگیزه و نور است، میگوید: «من آب میآورم، تو آنقدر بنوش که سیراب شوی نه زیر آب و یا آنقدر میرویانم که همه جا را ظلمت و سیاهی فرا گیرد، تو از میان سبزهها نور را بیاب»؛ پس من باید با تزکیه خودم، مثل سبزه که به سمت نور کشیده میشود و نور را دنبال میکند، نور را پیدا کنم و به سمت نور حرکت کنم. آنجاست که میتوانم خدای خودم را بشناسم و حضورش را احساس کنم و شکوه و عظمت پروردگارم را ببینم.
.jpg)
۳. در وادی هفتم، عبارت «قفلسازان بسیار و کلیدسازان اندک هستند» را توضیح دهید.
قفل را میتوانیم همان مسائل و مشکلات بدانیم. اینکه ما بدون تفکر و نسنجیده حرکت میکنیم و اول بدون بررسی کاری را انجام میدهیم و وقتی به مشکل برخورد میکنیم، دنبال راه حل یا در واقع کلید میگردیم. کسانی که مشکلات را به وجود میآورند یا همان قفلسازان، بسیار هستند. به نظر من همه مسیرهای غلط و اشتباه قفل هستند و قفلسازان کسانی هستند که فکر میکنند بهترین راه، کوتاهترین راه است و با این تفکر غلط و دادن آدرس غلط، انسانهای زیادی را به بیراهه و مسیرهای اشتباه میبرند. کلید در واقع مسیر درست، راه درست و صراطمستقیم میشود. از نشانههای صراطمستقیم این است که ببینیم افرادی که قبل از ما این راه را رفتهاند، چگونه به مقصد رسیدهاند. آیا سالم به مقصد رسیدهاند یا از ناکجاآباد سر درآوردهاند و یا چند درصد سالم به مقصد رسیدهاند.
۴. به عنوان یک همسفر در کنگره۶۰، وادی هفتم چه تأثیری در زندگی شما داشته است؟
من هم به عنوان کسی که سالها در گمراهی بودم، هیچ حرکتی نمیکردم و همیشه منتظر معجزه در زندگی بودم. همیشه در زندگی همه را به جز خودم مقصر میدانستم. من تفکر میکردم؛ ولی تفکرم درست نبود؛ چون فاقد عقل و ایمان بود. همیشه فکر میکردم که چرا من؟ و دنبال مقصر میگشتم. غافل از اینکه مقصر اصلی خودم هستم که با این قضاوتها و سرزنشها، این حصار تاریک را دور تا دور خودم کشیدم. خدا را شکر، زمانی که به درون خودم رفتم و از عمق وجودم از خدای خودم خواستم راه را به من نشان دهد، خداوند مسیر درست و صراطمستقیم را سر راه من گذاشت تا امروز بتوانم به شکرانه نعمت الهی در کنگره آموزش بگیرم و خود واقعیام را پیدا کنم، از آقای مهندس دژاکام سپاسگزارم.
۵. از نظر شما انسان خردمند چه کسی است؟
انسان خردمند کسی است که اول فکر میکند و بعد سخن میگوید؛ چون میداند که سخن گفتن خودش یک نوع تعیین مسیر است. یا برای انجام کاری، اول با تفکر کردن تمام جوانب و اوضاع و شرایط را بررسی میکند و سود و زیان آن را مورد ارزیابی قرار میدهد و سپس اقدام به انجام آن عمل میکند تا برای خود و دیگران مشکل ایجاد نکند و یا از بیراههها سر درنیاورد.
همان ضربالمثل معروف که میگوید: «گز نکرده پاره کردن». فرد خردمند میداند که بهترین و ماندگارترین گنج، گنج درون خودش است که باید با حرکت کردن در مسیر درست و تزکیه و پالایش، آن گنج گرانبها و آن گوهر درونی را کشف نماید. پس فرد خردمند برای یافتن راه، اول تفکر و بررسی میکند تا صراطمستقیم یا راه راستین را پیدا کند و بعد در آن راه یا مسیر قدم میگذارد و حرکت میکند.
مصاحبهکننده: همسفر صغری رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
طراح سؤالات: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
عکاس: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
78