ما همیشه خود را در جایگاه شاگرد قرار میدهیم تا آموزش بگیریم. محبت درسی است برای زندگی بهتر که ابتدا و انتهایی ندارد و از ازل تا ابد ادامه دارد. برای برخورداری از آرامش و آسایش در زندگی باید محبت را بیاموزیم. گاهی عشق و محبت غریزی است مانند محبت حیوانات به فرزندانشان؛ اما در انسانها هر چه معرفت و آگاهی بالاتر باشد، محبت عمیقتر است. محبت زمانی بین دو نفر یا افراد برقرار میشود که تمایزی میان آنها نباشد؛ همچون اعضای کنگره۶۰ که همه در راستای یک هدف کنار یکدیگر قرار دارند.
این محبت میتواند در جهت خیر یا شر محض باشد. از محبت در جهت خیر، عشق پدیدار میشود. عشق بین زن و مرد در ابتدا غریزی است؛ اما اگر بهخاطر پول، مقام یا کار باشد زود از بین میرود؛ وقتی محبت واقعی در میان باشد مستحکمتر میشود.
قدرت بخشش و محبت بالاتر از هر جواهر و گوهری است. عشق و محبت باید بلاعوض باشد، نه برای معامله؛ در غیر این صورت نتیجه عکس خواهد داد. «عاشق را حساب با عشق است، با معشوق چه حساب دارد»؟ محبت اگر واقعی باشد، خود را نشان میدهد؛ باید تلاش و کوشش کنیم تا راه صراط مستقیم را پیدا کرده و با هدف یکی شویم.
ما همیشه برای دو موضوع تلاش میکنیم؛ یکی هدف و دیگری چگونگی رسیدن به هدف. برای رسیدن به هدف باید از مربی و استادی که در صراط مستقیم است بهره بگیریم، فرایض الهی و فرامین را رعایت کنیم، با تزکیه و پالایش از ضدارزشها بیرون بیاییم و خداوند را عبادت کنیم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
75