جلسه دوازدهم از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی چرمهین با استادی مسافر روح الله، نگهبانی مسافر روحالله و دبیری مسافر جمال با دستور جلسه « وادی هفتم» پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، روحالله هستم یک مسافر. دستور جلسه امروز وادی هفتم است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» در شش وادی گذشته، بیشتر تمرکز بر روی تفکر بود. در کنگره ۶۰ ابتدا شخص به تفکر واداشته میشود تا بتواند با تفکر، خودش را پیدا کند. سپس با استفاده از عقل و برداشتهایی که از آموزشها به دست میآورد، بتواند تئوریها و نظریههای آموزشی جناب مهندس را که در کتابها مطرح شدهاند، به مرحله عمل درآورد.
از نظر من، حقیقت موضوعی که در کنگره ۶۰ یاد گرفتم این است که رسیدن به ارزشها، حرکت در صراط مستقیم و حرکت به سمت روشنایی، بدون استفاده از توانمندی بزرگی به نام عقل امکانپذیر نیست؛ عقلی که خداوند به انسان عطا فرموده است.
زمانی که در تاریکی و در مسیر ضد ارزشها قرار داشتم، آموزشهای کنگره به من کمک کرد تا حرکت کنم و مسیر خودم را پیدا کنم. آن زمان منتظر یک معجزه بودم تا از بند مواد مخدر رها شوم و این انتظار، بیشتر از جهل و ناآگاهی من نشأت میگرفت. آموزشهای کنگره به من یاد داد که باید قدمبهقدم و آرامآرام حرکت کنم.
برای مثال، اگر هنگام بالا رفتن از پلهها دقت نکنم و پایم گیر کند، ممکن است آسیب ببینم. در مسیر درمان و زندگی نیز اگر بدون شناخت و آگاهی حرکت کنم، ممکن است دچار آسیب شوم.
کتابی از جناب مهندس با عنوان «قفل و کلید» منتشر شد. من همیشه تلاش میکردم برای قفل ضد ارزشها، یک کلید پیدا کنم؛ یعنی میخواستم کوتاهترین و سریعترین راه را پیدا کنم. هر بار حرکتی برای باز کردن این قفل انجام میدادم، اما بهجای اینکه مشکلم حل شود، گره و قفل بیشتری ایجاد میکردم. این مسئله ناشی از جهل و ناآگاهی من بود و باعث شد مدت بیشتری در مسیر ضد ارزشها باقی بمانم.
جناب مهندس در تشبیهی درباره انسانهای خردمند و بیخرد فرمودند: انسان بیخرد اشتباهات خود را تکرار میکند، اما انسان خردمند از یک اشتباه تجربه کسب میکند و دوباره آن را تکرار نمیکند. تکرار یک اشتباه، در واقع حماقت است و میتواند آسیبهای بیشتری به انسان وارد کند.
تفکر و حرکت برای پیدا کردن خودم، برای من مانند گنجی بود که نمیتوانستم به آن دست پیدا کنم؛ شبیه سرابی که انسان در آن آب را میبیند، اما وقتی به آن میرسد، متوجه میشود آبی در کار نیست.
جملهای از یکی از رهبران سیاهپوستان آمریکا نقل شده است که میگوید: اگر نمیتوانید پرواز کنید، راه بروید؛ اگر نمیتوانید راه بروید، حرکت کنید و به مسیر ادامه دهید. برداشت من از این سخن این است که نباید متوقف شد؛ باید حرکت کرد و قدمبهقدم به مسیر ادامه داد.
یکی از اولین موضوعاتی که هنگام ورود به کنگره برای من بسیار جالب و تأثیرگذار بود، برخورد راهنمای تازهواردین با من بود. ایشان با انرژی مثبت بسیار زیادی با من برخورد کردند و حتی مرا در آغوش گرفتند. این رفتار برای من بسیار ارزشمند بود و باعث شد احساس کنم وارد محیطی شدهام که میتواند به من کمک کند.
در پایان از همه عزیزانی که در این مسیر به من آموزش دادند و کمک کردند، تشکر میکنم.

تایپ:مسافر حسین
ارسال : مسافر پوریا
- تعداد بازدید از این مطلب :
148