جلسه ششم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ روزهای پنجشنبه نمایندگی بجنورد به استادی راهنما مسافر علی ، نگهبانی مسافر صادق و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه "وادی هفتم و تاثیر آن روی من" در تاریخ بیست و ششم شهریور 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم مسافر .ابتدا از ایجنت محترم لژیون مرزبانی ونگهبان جلسه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قراردادند تا بتوانم از شما عزیزان آموزش بگیرم. امروز قانون چهارم یا وادی هفتم پیش از این، ما شش وادی را پشت سر گذاشته بودیم که هر یک نام و مفهوم خاص خود را دارند. وادی اول، "وادی تفکر" است که میگوید با تفکر ساختارها آغاز میشوند. وادی دوم، "وادی ناامیدی" است؛ جایی که انسان با نگاه مشاورهای به خود میگوید "من هیچ نیستم". وادی سوم، "وادی خودشناسی و خویشتنپذیری" است؛ که به من میآموزد هر چه هستم، خودم باید مسئولیتم را بپذیرم. اگر جایی تنها ماندم و کسی نبود کمک کند، باید خودم دست روی زانو بگذارم و بلند شوم. وادی چهارم به من "اختیار" را داد. من همیشه عادت داشتم مسئولیت اشتباهاتم را به گردن جامعه، خانواده، دوستان یا حتی تقدیر بیندازم. یا با ناتوانی، کارها را به خدا میسپردم تا مشکلاتم را حل کند، اما وادی چهارم به من یاد داد که اختیار دارم و باید مسئولیتپذیر باشم. در وادی پنجم که "وادی عمل" است، میآموزیم که باید آن ساختارهای فکریِ چهار وادی قبل را به عمل تبدیل کنیم. در وادی ششم، عقل را به عنوان فرمانده پذیرفتیم و در وادی هفتم، با استفاده از همین عقل، مجهولات زندگی خود را به معلومات تبدیل میکنیم. وادی هفتم میگوید: "رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. اینجا ما با سه تا مساله برخورد میکنیم یکی رازاست،یکی رمزاست ودیگری کشف حقیقت ، ما باید تفاوت "واقعیت" و "حقیقت" را درک کنیم. واقعیت چیزی است که با آن سروکار داریم، اما حقیقت چیزی است که در درون ماست یا حقیقتی ثابت که همیشه بوده و خواهد بود.

. بسیاری از قوانینی که ثابت هستند مثل قانون جاذبه این یک حقیقت است هزاران سال وجود داشته و همچنین خواهد داشت .حقیقت پنهان است و ما برای رسیدن به آن نیاز به "رمز" داریم. آقای مهندس راه را پیدا کرده است. بسیاری از روشهای قبلی که ما امتحان کردیم (مانند مراجعه به پزشک، استفاده از ناتروکسون یا تعویض خون)، بسیاری از ما این راهها را رفتیم ، امتحان کردیم ولی شکست خوردیم و به درمان نرسیدیم، چرا که همگی واقعیت بودند اما حقیقت نداشتند؛ به همین دلیل بعد از مدتی بدون نتیجه مجبور بودیم راه دیگری را امتحان کنیم ، چون راه واقعی را نمیدانستیم. آقای مهندس راه را به ما نشان داده است، اما "راز" آن مسیری است که خودمان باید طی کنیم. داروی درمان در اختیار ماست، اما اینکه چگونه از آن استفاده کنیم، به عهده خود ماست. اگر راه را درست انتخاب نکنیم، ممکن است مثل آهویی است که به دنبال علف در مسیر بیراهه میرود، پس از سالها دوباره به نقطه اول (مصرف مواد) بازگردیم. مسئله اصلی، همین جهانبینی کاربردی است. اگر از این روش که آقای مهندس به ما آموخته استفاده نکنیم، نتیجهای نخواهیم گرفت. این روش در مورد درمان اعتیاد، کاهش وزن و اصلاح سبک زندگی، بینظیر است؛ چرا که زبان بدن را به ما میآموزد. بسیاری از روشهای غیرعلمی دیگر، نه تنها مفید نیستند بلکه آسیبزا هستند. سپاسگزارم که با سکوت خود به صحبتهای من گوش کردید
مرزبان خبری: مسافر محمد
تایپ: مسافر موسی الرضا
ویرایش و ارسال: مسافر جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
23