وادی هفتم میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» من از این وادی اینطور برداشت کردم که در زندگی فقط خواستن کافی نیست؛ بلکه باید راه درست را هم پیدا کنیم. خیلی وقتها انسان برای رسیدن به هدفش تلاش میکند، زحمت میکشد و حتی اراده قوی هم دارد؛ اما چون مسیر را اشتباه انتخاب کرده به نتیجه نمیرسد. این وادی به من یادآوری کرد که پیدا کردن راه از خود حرکت کردن مهمتر است.
در وادیهای قبل یاد گرفتیم که تفکر کنیم و از عقل فرمان بگیریم؛ اما در این وادی یاد میگیریم که عقل باید به ما کمک کند تا مسیر درست را پیدا کنیم؛ چون اگر راه اشتباه باشد، ممکن است سالها تلاش کنیم؛ اما به مقصد نرسیم. آقای مهندس میگوید: «خیلی از انسانها قربانی شدند، فقط به این دلیل که راه را پیدا نکردند». وقتی به این قسمت از سیدی رسیدم به این فکر کردم که شاید خیلی از مشکلات زندگی ما هم به خاطر انتخاب مسیرهای نادرست باشد. گاهی انسان با نیت خوب وارد راهی میشود؛ اما چون شناخت کافی ندارد به جای رسیدن به آرامش، گرفتار مشکل میشود، درست مثل کسی که فکر میکند به سمت مرغزار میرود؛ اما سر از مسلخ درمیآورد.
این وادی به من آموخت که قبل از هر تصمیمی باید کمی صبر کنم و فکر کنم؛ نباید فقط به احساسات یا عجله تکیه کنم. برای باز کردن هر قفلی اول باید کلید آن را پیدا کرد. به نظر من این مثال خیلی زیباست؛ چون هر مشکلی یک راهحل دارد و ما باید کلید آن را پیدا کنیم. گاهی ما دنبال راههای میانبر هستیم و دوست داریم خیلی سریع به نتیجه برسیم؛ اما این وادی میگوید که حقیقت با تلاش و حرکت در مسیر درست به دست میآید.
یکی از قسمتهای مهم وادی صحبت درباره کمخردان و خردمندان است. کمخردان اول عمل میکنند و بعد فکر میکنند، اول حرف میزنند و بعد پشیمان میشوند. خیلی وقتها خودم را در این قسمت پیدا میکن، مواقعی بوده که بدون فکر حرفی زدهام و بعد مجبور شدهام توضیح بدهم یا عذرخواهی کنم؛ اما خردمندان اول فکر میکنند و بعد عمل میکنند. آنها همه جوانب کار را میسنجند و سپس تصمیم میگیرند. خردمند میداند که هر راهی ارزش رفتن ندارد و هر حرفی ارزش گفتن ندارد. او یاد گرفته است که با عقل و تفکر حرکت کند.
در بین صحبتها به دنبال گنج رفتن هم اشاره شده است. این قسمت به من فهماند که بزرگترین گنج، درون خود انسان است. اگر روی دانایی، آموزش و رشد خودمان کار کنیم، ارزشش بسیار بیشتر از پیدا کردن هر گنجی است. یکی دیگر از نکات مهم وادی این است که نباید فریب راههای آسان و عجیب را بخوریم، خیلی از افراد وعدههای بزرگ میدهند؛ اما خودشان به آنچه میگویند نرسیدهاند. این وادی به من یاد داد که قبل از پذیرفتن هر حرفی درباره آن تحقیق کنم و ببینم نتیجه آن برای دیگران چه بوده است. یکی از نشانههای راه درست این است که انسان را سالم به مقصد برساند. نه فقط رسیدن به مقصد مهم است، بلکه چگونگی رسیدن به آن هم اهمیت دارد.
گاهی ممکن است کسی به هدفی برسد، اما در این راه آرامش خانواده یا شخصیت خودش را از دست بدهد. این موفقیت واقعی نیست. صراط مستقیم همان راهی است که انسان را به آرامش، محبت، درستی و تعادل میرساند. تمام پیامبران و اندیشمندان نیز تلاش کردهاند این راه را به انسانها نشان دهند. من از این بخش یاد گرفتم که برای پیدا کردن راه درست باید از تجربه افراد موفق استفاده کنم. وقتی میبینم کسانی قبل از من در مسیری حرکت کردهاند و به نتیجه خوبی رسیدهاند، میتوانم با اطمینان بیشتری آن مسیر را انتخاب کنم.
در زندگی هر روز اتفاقات مختلفی برای ما پیش میآید و ما مجبوریم نسبت به آنها واکنش نشان دهیم. نوع واکنش ما در واقع همان راهی است که انتخاب کردهایم، اگر از روی خشم و عجله واکنش نشان دهیم، احتمالاً به مشکل میخوریم؛ اما اگر از روی عقل و تفکر عمل کنیم، نتیجه بهتری خواهیم گرفت. این وادی به من میآموزد که برای حل هر مسئلهای ابتدا راه را پیدا کنم و بعد حرکت کنم. همچنین یاد میگیرم که هر مشکلی با عجله حل نمیشود و نیاز به بررسی و شناخت دارد. گاهی بهترین کار این است که کمی صبر کنیم تا راه روشنتر شود.
من احساس میکنم این وادی در زندگی روزمره از جمله: در روابط خانوادگی، کار، تصمیمگیریها و حتی در صحبت کردن با دیگران بسیار کاربرد دارد. هر جا که بخواهم انتخابی انجام دهم؛ باید اول مسیر را بشناسم. حقیقت اتفاقی به دست نمیآید، برای رسیدن به حقیقت باید راه درست را پیدا کرد و در آن راه حرکت نمود. اگر فقط کلید را پیدا کنیم؛ اما قفل را باز نکنیم به نتیجه نمیرسیم و اگر بدون کلید بخواهیم قفل را باز کنیم، وقت و انرژی خود را هدر میدهیم. پس هم پیدا کردن راه و هم حرکت کردن در آن راه مهم است.
من از وادی هفتم یاد گرفتم که در زندگی کمتر عجله کنم و بیشتر فکر کنم. قبل از هر تصمیمی از خودم بپرسم که آیا این راه مرا به مقصد درست میرساند یا نه؟ آیا کسانی که قبل از من این مسیر را رفتهاند به نتیجه رسیدهاند یا خیر؟ آیا این راه باعث آرامش و رشد من میشود یا مرا از تعادل خارج میکند؟ به نظر من پیام اصلی وادی هفتم این است که هر انسانی برای رسیدن به حقیقت باید راه را پیدا کند. وقتی راه درست پیدا شد با صبر، آموزش و حرکت میتوان به مقصد رسید.
در نهایت این وادی به من یادآوری میکند که عقل، تفکر و تجربه چراغ راه انسان هستند. اگر از این سه نیرو کمک بگیریم، احتمال گم شدن در مسیر کمتر میشود. آنوقت میتوانیم با اطمینان بیشتری به سمت هدفهای خود حرکت کنیم. در پایان به این نتیجه میرسم که یافتن راه درست نیمی از رسیدن به مقصد است و نیم دیگر حرکت کردن در همان راه است.
رابط خبری: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
نویسنده: همسفر رضوانه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر بهاره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
89