یازدهمین جلسه از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی دورود، با استادی راهنما مسافر محمد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر حمیدرضا با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» پنجشنبه 26 شهریور 1405 ساعت 17 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر.
خداوند را بسیار شاکرم که اجازه داد در یکی دیگر از جلسات کنگره60 حاضر باشم، آموزش بگیرم، چهرههای جدید را ببینم و از حس و حالی که دارند استفاده کنم. در کنگره اگر منِ محمد فکر کنم که بودن دیگران به من وصل است، در اوج نادانی هستم. ما در کنگره همگی مانند دانههای یک زنجیر به یکدیگر متصلیم.
من همیشه به خدمتگزاران عزیزمان میگویم: زمانی که اختلافی میان دو خدمتگزار به وجود میآید، آنها را دور هم جمع میکنم و یادآور میشوم که طرف مقابل و دشمن ما، تاریکی است؛ پس چرا یار خودت را هدف قرار میدهی؟! در واقع داری حلقههای این زنجیر را از هم باز میکنی. چکار میکنی؟
قبل از ورود به بحث دستور جلسه، لازم میدانم خداقوت بگویم به ایجنت محترم، راهنمایان و خدمتگزاران عزیز بخش مسافران و همسفران که این مسیر طولانی را از دیگر شهرها طی میکنند و به اینجا میآیند بگویم. روزبهروز شاهد گسترش این روشنایی هستیم و امیدوارم خداوند توفیق دهد تا همگی از این انرژی بهره ببریم.
جناب مهندس روز چهارشنبه در باب دستور جلسه «رمز و راز کشف حقیقت» فرمودند؛ رمز آن چیزی است که باید گشوده شود و راز نیز چیزی است که با گشودن آن قفل و کلید، به آن دست پیدا میکنیم. اما آن چیزی که من میخواهم برسم چیست؟ برداشتی که من با توجه به تجربیاتم در کنگره داشتهام این است که رمز و راز گشودن این گاوصندوق من را به دو مثلث میرساند، ابتدا «عشق، عقل و ایمان» است؛ و از این مثلث من برسم به مثلث «عدالت، معرفت و عمل سالم» باشد.
کشف حقیقت برای هر فرد در هر جایگاهی متفاوت است. برای یک مسافر سفر اولی، «یافتن راه» یعنی همین که من محمد پای در کنگره گذاشته، روی این صندلی نشسته، وارد لژیون شده و پیمان اولیه را بستهام. اما قدم دوم چیست؟ اینکه «برداشت» من از این مسیر چیست؟
یک همسفر وقتی به کنگره میآید، چه برداشتی باید داشته باشد؟ آیا آمده تا به مسافرش طعنه بزند و بگوید «خدا از تو نگذرد که این همه سال ما را سوزاندی»؟! خیر؛ همسفر میآید و میگوید «خدایا شکرت که این مسیر باز شد تا به واسطه علم کنگره و جهانبینی، کانون خانوادهام را حفظ کنم». همانطور که دکتر امین میگوید: تمام این ساختار و تلاشها برای حفظ و احیای خانواده است.
یک مسافر نیز وقتی این مسیر را پیدا کرد، برداشت او باید منتهی به «درمان قطعی» شود؛ درمانی که به تعادل ختم گردد، نه صرفاً قطع مصرف. زیرا فتح قله چندان اهمیتی ندارد، بلکه اثری که از خود بر جای میگذاریم مهم است. در نمایندگی دورود، تکتک مسافران سفر اولی در واقع حکم اعضای هیئت مؤسس را دارند؛ فرصتی بینظیر که خداوند به شما داده تا از پیشگامان و اولینها در این شهر باشید. در همین شهر خودمان چه بسیارند مصرفکنندگانی که در تاریکی دستوپا میزنند، اما قرعه و لطف خداوند شامل حال ما شده تا دری برای رهاییمان باز شود. وقتی این در باز شد، باید چهارچنگولی به آن چنگ بزنیم و برداشت لازم را انجام دهیم.
برداشت درست در سفر اول یعنی چه؟ یعنی تمرکز کامل روی سه ضلع «دارو، آموزش و خدمت». مسائل کاری و دغدغههای گذشته را باید تا جای ممکن کم کرد؛ هر اندازه از پیش داشتهایم قناعت کنیم و روی درمان متمرکز شویم تا این چند ماه بهسلامت سپری شود. پس از گذشت سه الی چهار ماه از سفر، جنس تفکر و نوع برداشتهای مسافر سفر اول شروع میشود به متفاوت شدن.
در بخش پایانی سخنانم میخواهم به یک نکته کلیدی اشاره کنم: ما باید ترفندهای نیروی منفی را بشناسیم تا اصطلاحاً «بدل» نخوریم. همانطور که در ورزش کشتی اجرای شگرد بدل سرنوشتساز است، نیروهای منفی نیز دقیقاً با تکنیک «بدلکاری» وارد میدان میشوند. به عنوان مثال، فرد در حال اقامه نماز است، اما وسط نماز در ذهنش میگذرد: «بهبه! من چقدر از فلانی انسان بهتر و مومنتری هستم!» این همان بدل نیروی منفی است.
بدل «کشف حقیقت» چیست؟ نقطه مقابل کشف حقیقت، «جهل و تاریکی» است. شالها و جایگاههای کنگره از دیدهبانی و ایجنتی تا راهنمایی همگی ابزار آموزش هستند و به خودی خود هدف نیستند؛ مهم خروجی این شال است. آیا زمانی که دوره شال من تمام شد، واقعاً منِ محمد در درونم به مفهوم واقعی راهنما شدهام؟! بدل نیروی منفی این است که تاریک میکند تا رهاشدگان یا خدمتگزاران در سفر دوم فکر کنند همهچیز تمام شده و دیگر نیازی به ادامه مسیر و آموزش ندارند. تاریکی زمانی اتفاق میافتد که علمآموزی و دریافت آموزش در سفر دوم متوقف شود.
غرض از این این صحبتها استادی نبود، بلکه باز کردن باب گفتوگو بود تا از تجربیات و مشارکتهای شما عزیزان آموزش بگیرم. به همه شما خداقوت میگویم و از توجهتان متشکرم.
عکس: مسافر امین (لژیون اول)
تنظیم و ارسال: مسافر حسین (مرزبان خبری)
- تعداد بازدید از این مطلب :
100