هفتمین جلسه از دور شانزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر حمیدرضا و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه « وادی هفتم و تاثیر آن روی من » در روز پنج شنبه 26 شهریورماه 1405 ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر به من اجازه داده شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و به شما دوستان عزیز خدمت کنم. امروز کارگاه آموزشی ما شامل دو دستور جلسه است؛ دستور جلسه اول، دستور جلسه هفتگی یعنی «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» است و دستور جلسه دوم، «جشن تولد مسافر عزیز، محمد به همراه همسفران گرامیشان» است که امیدوارم در کنار هم جشن پرشوری را برگزار کنیم.
وادی هفتم مطرح میکند: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.»
به نظر من، وادی هفتم یکی از مهمترین و کلیدیترین وادیهای کنگره ۶۰ و کلید درست زندگی کردن است. این وادی میخواهد هنر «کلیدسازی» را به ما بیاموزد. تفاوتی که بین ما و کلیدسازها وجود دارد این است که ما پشت درهای بسته میمانیم چون کلید آن را نداریم؛ اما کلیدساز چون این هنر را بلد است، با تفکر و تلاش هر قفلی را باز میکند. این وادی به ما یاد میدهد که وقتی در زندگی با مشکلات روبهرو میشویم، بتوانیم کلید حل آن را با تفکر پیدا کنیم.
اصلاً چرا مشکلات در زندگی سر راه ما قرار میگیرند؟ مشکلات، لعنت خداوند نیستند؛ بلکه رحمت و بستری برای آموزش ما هستند. دردها میآیند تا وقتی از نعمتهای پروردگار غافل میشویم، زنگ هشداری برای یادآوری آن نعمتها باشند. مشکلات برای ارتقا و رشد ما هستند تا راه حلها را پیدا کنیم.
همانطور که جناب مهندس میفرمایند: «چه بسیار انسانهایی بودند که اراده و خواست قوی داشتند، اما چون راه درست را پیدا نکردند، متأسفانه نتوانستند بر مشکلات فائق آیند و روزگار ناخوشی را سپری کردند.» برادر خود من ۱۰ الی ۱۲ سال زودتر از من برای ترک اقدام کرد؛ تأکید میکنم «ترک»، چون واقعاً ترک بود نه درمان! سالهاست مصرف نمیکند، اما وقتی کیفیت زندگی و آرامش او را با ۴ سال حضور خودم در کنگره مقایسه میکنم، میبینم من با وجود زمان کمتر، به آرامش و لذت بسیار بیشتری از زندگی رسیدهام؛ چراکه من راه درست درمان را پیدا کردم.

ما در مقوله اعتیاد، راه را پیدا کردیم؛ راهی که همان متد DST و داروی OT است که جناب مهندس دژاکام پیش روی ما قرار دادند. اما بخش دوم وادی میگوید: «آنچه برداشت مینماییم». آیا برداشت تمام مسافران سفر اول و دوم یکسان است؟ خیر. همانطور که در دستور جلسه «آیا در کنگره ۶۰ همه با هم برابرند؟» مطرح میشود، رهجویی که به موقع، راس ساعت در کارگاه آموزشی حاضر میشود با رهجویی که بینظم است، برداشت یکسانی نخواهند داشت.
حرکت در مسیر، مثل سفر به یک مقصد است؛ یک راننده بدون توجه به قوانین، تابلوها و سرعت مجاز حرکت میکند و مشخص نیست با چه وضعیتی به مقصد برسد، اما راننده دیگر تمام قوانین را رعایت کرده، در طول مسیر استراحت میکند، از مسیر لذت میبرد و سوغاتی هم تهیه میکند. هر دو به مقصد میرسند، اما با دو کیفیت و برداشت کاملاً متفاوت!
و اما بخش دوم کارگاه که جشن تولد مسافر محمد می باشد. مسافر محمد در لژیون من سفر نکرده است؛ ایشان در لژیون ششم به راهنمایی راهنمای محترم، آقا سعید عزیز سفر کردند که امروز جایشان بسیار خالی است و به دلیل مشغله کاری نتوانستند حضور داشته باشند. اما من و محمد هملژیونی قدیمی بودیم. وقتی به ویژگیهای محمد فکر میکردم، دیدم تمام خدمتگزارانی که در کنگره ماندگار میشوند و جشن تولدشان برگزار میشود، در دو ویژگی مشترک هستند: ۱. فرمانبرداری محض ۲. حرکت درست در مسیر و برداشت مناسب از آموزشها
تمام خدمتگزاران کنگره افرادی بودهاند که فرمانبردار بودند، راه را درست رفتند و برداشتهای خوبی داشتند تا به این جایگاه رسیدند. این همان تفاوتی است که بین یک سفر دومی خدمتگزار و یک سفر دومی که بعد از اتمام سفر از کنگره میرود، وجود دارد.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید، بی نهایت سپاسگزارم.
در ادامه جشن تولد یکسال رهایی مسافر محمد رهجوی راهنمای محترم، مسافر حسین برگزار گردید؛


سخنان راهنمای مسافر محمد:
عقابی که با نیروی ایمان در پرواز باشد، بر فراز طوفان و ابر و باد است و آن نیروی ایزدیست که فایق بر همه آنهاست. با حرکت و شروع از یک نقطه سیاه تا رنگین کمان ، می شود انتقالاتی انجام داد که هرگز به مغز خود اجازه اندیشیدن به آن نمی دادید. یعنی از هیچ به دریای بیکران رسیدن ، شما در انوار الهی تولد یافتید و از کوچکترین شهر به آفاق قدم نهادید.
تولد محمد عزیز، همسفر محترمش و فرزندانشان، امیرعباس و فاطمهزهرا را تبریک میگویم و از خداوند سپاسگزارم که چنین تولدهایی در کنگره برگزار میشود.
تولدها یادآورند که هر پایان، آغاز مسیر دیگری است. صحبتهای امروز درباره گذشته محمد نشان داد که فرمانبرداری با نقطه تحمل ارتباط دارد. انسان ممکن است ابتدا فرمانبردار باشد، اما برای اجرای کامل فرامین به تمرین و تکرار نیاز دارد. محمد نیز با آموزش و تلاش، نقطه تحمل خود را بالا برده و امروز به جایگاه خدمتگزاری رسیده است.
خدمت محمد با همراهی خانوادهاش انجام شد. در روزهای سرد، او و خانوادهاش از صبح زود در پارک حاضر میشدند و با آمادهسازی چای و امکانات، به دیگران خدمت میکردند. از همه آنها تشکر میکنم. امیرعباس نیز در لژیون بسیار فعال بود، در چالش آب شرکت میکرد، سیدیها را گوش میداد و مشارکتهای خوبی داشت.
دستور جلسه امروز، وادی هفتم و تأثیر آن بر من است؛ یعنی آنچه برداشت میکنیم. محمد از این مسیر آرامش، آسایش و بودن در کنار خانواده را برداشت کرده است. مشکلات سفر اول او با تمرین، تکرار، فرمانبرداری و ادامه مسیر برطرف شده است. این روز را به محمد و همسفرانش تبریک میگویم و برایشان آرزوی موفقیت دارم.

سخنان مسافر محمد:
آرزو میکنم همه کسانی که به اینجا آمدهاند و در جشن ما شرکت کردهاند، در زندگی خود به آرامش و آسایش کامل برسند.
خداوند را بسیارشکر میکنم که در این جایگاه قرار دارم. در کنگره یاد گرفتم چگونه شکرگزار باشم و از آقای مهندس دژاکام برای فراهم کردن این بستر تشکر میکنم. از آقای سعید، راهنمای سفر اولم، و آقای حسین عزیز، راهنمای سفر دومم، تشکر میکنم که مطالب بسیاری به من آموختند. از راهنمای همسفرم نیز سپاسگزارم که به ایشان کمک کردند تا در کنار من این مسیر را ادامه دهد.
باور نمیکردم روزی بتوانم یک سال و چهار ماه مواد مصرف نکنم و هیچ حسی نسبت به آن نداشته باشم. در گذشته بارها ترک کرده بودم، اما با دیدن دوستان یا محل مصرف دوباره برمیگشتم. امروز در همان مکانها و کنار همان افراد حضور دارم، اما هیچ تمایلی به مصرف ندارم. این تغییر، نتیجه فرمانبرداری، آموزش و عزتنفسی است که کنگره به من داده است.
در گذشته در خانواده، فامیل و محل کار جایگاهی نداشتم و دیگران مرا فقط یک مصرفکننده میدیدند. امروز شاید شغل من تغییر نکرده باشد، اما رفتار، گفتار، نگاه و جایگاهم تغییر کرده است. از همسفرانم تشکر میکنم؛ اگر همراهی آنها نبود، شاید این مسیر را به پایان نمیرساندم. از همه عزیزانی که در این جشن حضور دارند نیز سپاسگزارم.

سخنان همسفر امیرعباس:
از خداوند بزرگ، آقای مهندس دژاکام، راهنمایان پدرم و راهنمای مادرم تشکر میکنم. از پدرم نیز سپاسگزارم که این مسیر را با پایداری ادامه داد و امروز یک سال و چهار ماه از رهاییاش گذشته است. خوشحالم که در اولین سال رهایی پدرم در کنار او هستم. امروز دانهای که در زیر خاک کاشته شده بود، جوانه زده و ریشههایش عمیقتر شده است. امیدوارم دانایی پدرم به عمل، محبتش گستردهتر و خدمتش بیصدا و بیادعا باشد و ردی از تو در مسیر دیگران باقی بماند.

سخنان راهنمای همسفرِ مسافر محمد:
اولین سال رهایی محمد، همسفر و فرزندانشان را تبریک میگویم و از آقای مهندس دژاکام و راهنمایان محمد تشکر میکنم. در روزهای نخست، همسفرِمحمد تخریب روحی زیادی داشت و مسیر این خانواده را سخت میدیدم؛ اما او با تلاش فراوان توانست حال خود و زندگیاش را بهتر کند. امروز آرامش و سرزندگی را در این خانواده میبینم و نتیجه تلاش مسافر، همسفر و فرزندان را مشاهده میکنم.
ایشان در لژیون همیشه از مسافرش دفاع میکرد و امیرعباس و فاطمهزهرا نیز همراه پدر و مادر بودند. امیرعباس در بخش صوت خدمت میکرد و فاطمهزهرا نیز در کارها کمکرسان بود. وقتی خانوادهای اینگونه کنار هم حرکت کند، سختیها برایش معنا ندارد. امیدوارم این خانواده در ادامه نیز همراه و خدمتگزار نمایندگی باشند.

سخنان همسفرِ مسافر محمد:
خدا را شکر میکنم که امروز در کنار خانواده و دوستان کنگره هستیم و آرامش داریم. از آقای مهندس دژاکام، راهنمایان محمد، خانوادهها و همه کسانی که در این مسیر همراه ما بودند، تشکر میکنم. از محمد به خاطر صبوری و آرامشی که به ما میدهد و از امیرعباس و فاطمهزهرا که همیشه بال پرواز من برای آمدن به کنگره بودند، سپاسگزارم.
با تخریبهای زیادی وارد این مسیر شدم؛ اما با ادامه راه و کمک راهنمای خوبم توانستم آسیبهای گذشته را التیام ببخشم. از همه راهنمایان و عزیزانی که در این مسیر زحمت کشیدند و از حضور شما در جشن ما تشکر میکنم.

سخنان همسفر فاطمهزهرا:
خدا را شکر میکنم که در جشن تولد پدرم در کنار خانواده و دوستان کنگره هستم. از آقای مهندس دژاکام، راهنمایان پدرم، راهنمای مادرم و برادرم امیرعباس تشکر میکنم. از همه شما که در این جشن در کنار ما حضور دارید سپاسگزارم. این روز را به پدرم و خانوادهام تبریک میگویم و امیدوارم همگی در ادامه مسیر، در کنار یکدیگر به حرکت و خدمت ادامه دهیم.



مرزبان خبری: مسافر جلیل
ضبط و تایپ: مسافران مسلم لژیون اول و جواد لژیون دوم
صوت: مسافر جمال لژیون ششم
عکاس: مسافران مجتبی لژیون دوم و محسن لژیون سوم
ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
67