«به نام قدرت مطلق»
انسان برای بهتر شدن و رشد کردن، در وهله اول فقط نیاز دارد حضور داشته باشد. مهم نیست در ابتدا چگونه است؛ مهم این است که حضور داشته باشد، دریافت کند و آموزش بگیرد. گاهی انسان تصور میکند همهچیز باید کاملاً درست، مرتب و بینقص باشد، در حالی که همین تفکر میتواند به مانعی برای حرکت تبدیل شود. استاد امین این نوع تفکر را «حجاب» معرفی کردهاند.
نیروهای منفی ابزارهای گوناگونی دارند و متناسب با شرایط هر انسان از ابزار مخصوص به خودش استفاده میکنند. گاهی نیز با زیباترین و فریبندهترین شکل وارد میشوند. برای مثال، زمانی که تصمیم میگیریم نماز بخوانیم، ممکن است افکار نامناسبی به ذهنمان هجوم بیاورند و با خود بگوییم: «مگر کسی با این افکار میتواند به نماز بایستد؟» در اینجا همین افکار میتوانند مانعی برای حرکت و تغییر انسان باشند و او را از مسیر رهایی از تاریکیها دور کنند.
گاهی لازم است انسان بپذیرد که توان حل کردن همه مسائل را بهتنهایی ندارد و برای عبور از بعضی مشکلات، به کمک و آموزش دیگران نیازمند است. اگر انسانی در باتلاق گرفتار شود، هرچه بیشتر دستوپا بزند، انرژی بیشتری از دست میدهد و ممکن است بیشتر در باتلاق فرو برود. در چنین شرایطی به ابزار یا کمک دیگران نیاز دارد. در زندگی نیز غرور، تکبر و منیت گاهی اجازه نمیدهند انسان این کمک را بپذیرد.
انسان باید بیاموزد که به نقطهای برسد که سر فرود آورد، آموزش بگیرد و پذیرای آموختن باشد. ممکن است فردی در یک زمینه بسیار توانمند و در زمینهای دیگر ناتوان باشد. درست در همین نقطه است که آموزش ضرورت پیدا میکند. هرچه انسان از آموزش و مربی بیشتری بهرهمند شود، امکان رشد و ارتقای بیشتری خواهد داشت و این ارتقا حاصل فرمانپذیری و پذیرش آموزش است.
شناخت قوانین زندگی و چگونگی بهکارگیری آنها نیز به میزان آموزشپذیری انسان بستگی دارد. هیچ انسانی، با هر میزان قدرت و توانایی، نمیتواند در برابر هستی به مقابله برخیزد. باید در هستی به تعادل رسید، فراز و نشیبهای زندگی را شناخت و با آنها همراه شد؛ در غیر این صورت، انسان تحت فشار نیروهای مختلف آسیب خواهد دید.
انسانها به شیوههای گوناگون از انرژی و داشتههای خود استفاده میکنند. گروهی داشتههایشان را فقط برای لذت و مصرف خود میخواهند و از دیگران نیز با همین نگاه استفاده میکنند. در حالی که انسان نباید صرفاً مصرفکننده باشد، زیرا در این صورت انرژی خود را از دست میدهد. قانون هستی بر پایه داد و ستد است. البته این به معنای بد بودن تفریح و لذت بردن از زندگی نیست؛ بلکه انسان باید لذت واقعی زندگی را بشناسد و بتواند آن را با دیگران نیز به اشتراک بگذارد.
گروه دیگری انسانهای زحمتکش و پرتلاشی هستند که انرژی خود را در مسیر اهداف نامعقول صرف میکنند. این افراد نهتنها انرژی خود را کاهش میدهند، بلکه گاهی انرژی دیگران را نیز از بین میبرند؛ مانند سدی که مانع جریان آب میشود. انرژی نیز اگر در مسیر درست جریان نداشته باشد، مانند آب راکد میشود و به باتلاق تبدیل میگردد.
در مقابل، انسانهایی وجود دارند که برای هستی و دیگران بسیار مثمرثمر هستند. این افراد از انرژی فراوانی برخوردارند و میتوانند به دیگران نیز انرژی ببخشند. همین تبادل انرژی میان انسان، موجودات و هستی است که موجب ادامه حیات و حرکت میشود.
استاد امین در ادامه درباره «گذشت» و «انفاق» صحبت کردند. انفاق یعنی انسان از چیزی که به اندازه کافی در اختیار دارد، بخشی را به دیگری ببخشد. برای مثال، اگر فردی صد عدد نان داشته باشد و با پنج عدد سیر شود، میتواند بخشی از باقیمانده را به دیگران ببخشد.
اما گذشت زمانی معنا پیدا میکند که انسان از چیزی که خودش نیز به آن نیاز دارد، پس از برطرف شدن نیاز اصلی خود، در اختیار دیگری قرار دهد؛ بدون اینکه خود را دچار نیاز و آسیب کند.
خوشا به حال کسی که میبخشد و در اندیشه بازپسگیری نیست؛ چراکه خداوند میتواند به او جان و نیرویی دوباره و حتی چندباره عطا کند. این نعمت نصیب کسانی میشود که داشتههای خود را در مسیر خدمت، آبادانی هستی و کمک به موجودات به کار میگیرند و از بخشیدن دریغ نمیکنند.
این پاداش بر پایه قوانین و اصولی است که در هستی جاری است. همانگونه که نیروهای روشنایی و سپیدی برای نیروبخشی و حیات وجود دارند، قوانین نیروهای تاریکی و پلشتی نیز عمل میکنند و نتیجه آن میتواند تباهی و نابودی باشد.
بنابراین، انسان باید این قوانین را بیاموزد تا بتواند طرحی زیبا از وجود خویش در هستی ترسیم کند. حرکت در مسیر درست، رسیدن به تعادل و پذیرش آموزش، نیروی انسان را افزایش میدهد و توان او را برای انجام صحیح امور زندگی بیشتر میکند.
استاد امین همچنین به آزمونهای الهی در مسیر زندگی اشاره کردند. گاهی ممکن است انرژی و توان انسان کاهش پیدا کند تا فرصتی برای دیدن درون خود، شناخت مشکلات، تاریکیها و نقصها و برطرف کردن آنها فراهم شود. این وضعیت مانند استخری است که آب آن را خالی میکنند تا کف آن را تمیز و تعمیر کنند، نشتیها را برطرف سازند و سپس دوباره آن را از آب پر کنند.
بنابراین، کاهش انرژی در بعضی مقاطع زندگی لزوماً به معنای شکست نیست، بلکه میتواند فرصتی برای بازسازی و اصلاح درون باشد. انسان باید در این شرایط به جای ناامیدی، به درون خود نگاه کند و ببیند چه چیزی نیاز به اصلاح و بازسازی دارد.
در پایان، انسان باید به گونهای زندگی کند که حضورش برای دیگران نیز آرامش و رضایت به همراه داشته باشد. رسیدن به چنین جایگاهی بدون تعادل امکانپذیر نیست. آموزشپذیری، فرمانپذیری، شناخت قوانین هستی و حرکت در مسیر صحیح، باعث افزایش توان و انرژی انسان میشود و به او کمک میکند تا هم خودش رشد کند و هم برای دیگران و هستی مثمرثمر باشد.
برای مطالعه سیدی لامکان کلیک نمایید.
تهیه و تایپ: مسافراشکان
بارگزاری: مسافروحید
عکس: مسافرحمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
3488