English Version
This Site Is Available In English

خلاصه سی دی هفتگی ( باتلاق ) از استاد امین

خلاصه سی دی هفتگی ( باتلاق ) از استاد امین

حضور انسان‌ها در مکان‌ها، خودش والاترین نعمت است. برخی می‌پرسیدند: «ما چه کار کنیم تا حالمان خوب شود؟» من می‌گفتم: «چیز خاصی نیاز نیست؛ فقط کافی است که "باشی".» وقتی به مراسمی می‌روید، مهم نیست چه لباسی بر تن دارید یا چه کسی هستید؛ در هر صورت از شما پذیرایی خواهد شد. کسانی که این حقیقت را درک می‌کنند، دیگر حاضر نیستند صندلی خود را از دست بدهند. در گذشته، تفکرات من متفاوت بود؛ فکر می‌کردم حتماً باید در بهترین حالت باشم و همه چیز بی‌نقص باشد تا بخواهم در جایی حضور یابم یا کاری را انجام دهم. این در واقع یک نوع "حجاب" و مانع است. نیروهای منفی ابزارهای مختلفی دارند و به زیباترین شکل وارد می‌شوند؛ به انسان می‌گویند: «وقتی همه چیزت بی‌نقص شد، آن وقت برو.» این یک نوع گره است، در حالی که قضیه کاملاً معکوس است؛ شما وقتی مشکل دارید، باید بیایید و آن وقت است که شرایط تغییر می‌کند. گاهی اوقات توان انسان برای بیرون آمدن از برخی تاریکی‌ها نمی‌رسد و این را باید فهمید. اگر انسان این حقیقت را درک کند، دست خود را برای یاری گرفتن به سمت دیگران دراز می‌کند. اگر خودتان در باتلاق گرفتار شده باشید، حتی اگر قوی‌ترین آدم روی زمین باشید، نمی‌توانید خودتان را از آن بیرون بیاورید. اگر در باتلاق بمانی، روز به روز بیشتر فرو می‌روی و هیچ اتفاقی برایت نمی‌افتد. تاریکی نیز برای انسان همین‌گونه است؛ در بعضی مسائل، حتماً باید به انسان کمک شود. اما چه چیزی اجازه این کار را نمی‌دهد؟ غرور و منیت! در کنگره می‌گویند: «تا کسی دستش را دراز نکرده است، شما حق کمک کردن ندارید.» فرد باید خودش به نقطه‌ای برسد که سر خم کند؛ اما این سر خم کردن، گاهی به عمر انسان نمی‌رسد. ما در برخی مسائل قوی و در برخی دیگر ضعیف هستیم؛ در مسائل ضعیف، باید دستمان را دراز کنیم و کمک بگیریم. من اگر موفق شدم، به این دلیل بود که معلم‌های زیادی داشتم. هر کس استادان بیشتری داشته باشد، در مسیر زندگی یاری‌گر بیشتری خواهد داشت. با زیاد شدن این دست‌های یاری‌گر، شما نجات پیدا می‌کنید. هدف این است که «حاصلِ دست‌ها» شویم؛ یعنی ما در باتلاق‌های زیادی بودیم و هر دستی که آمده، ما را مقداری به بیرون کشیده است. آن‌گاه است که از گره‌های زیادی نجات یافته‌اید. پس آن توانمندی، از دلِ همین "سر خم کردن" پدید می‌آید. انسان‌های توانمند و موفق، قوانین زندگی را بلدند؛ می‌دانند کجا باید کوتاه بیایند و کجا باید بجنگند. انسان با هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر هستی قد علم کند؛ انسان فقط باید "موج‌سواری" را یاد بگیرد. خداوند به انسان‌ها انرژی، پول و توانایی داده است، اما نباید از این‌ها فقط برای لذت و خوش‌گذرانی استفاده کرد..

این انرژی و پول و توانایی برای این است که شما در این مسیر بتوانید از آن استفاده کنید و هر انسانی که به جهان می‌آید یک ماموریتی دارد برای کاری آمده است و بر اساس آن دلیل که آمده آن جان را بهش داده‌اند به یکی بیشتر داده‌اند و به یکی کمتر یک گروه انسان‌هایی هستند که از این جانی که به آنها داده شده است باید برای خود استفاده می کنند اینان همان ولضالین هستند چون راه را اشتباه رفته‌اند آنجایی رفته است که به آن خوش بگذرد و نه اینکه کار را انجام بدهد راه را گم کرده است چون قطب نمایش آن لذت‌ها بوده است ضالین یعنی کسانی که می‌روند در سایه و از نور برخوردار نیستند . البته معنی آن این نیست که ما لذت نبریم بلکه باید لذت بردن را هم یاد بگیریم گروه دیگر کسانی هستند که جانی که خودشان دارند خرج می‌کنند برای اهدافشان ولی کم می‌آورند . انسان پرتلاشی هم هستم ولی یک سری خواسته‌ها دارند که نامعقول است آن جانی که به آنها تعلق داده شده است برای آنها کافی نیست می‌روند و جان بقیه را هم می‌گیرند و زندگی دیگران را تلخ می‌کنند و کام دیگران را زهر می کنند. یک زمان ساده می‌باشد و صور آشکار است مانند آنکه شما مال یتیمی را می‌خورید در صور پنهان انرژی است و جلوی رشد دیگران را می‌گیرید جلوی پیشرفت دیگران سد زده‌اید و دارید الان سد برق می‌گیرید از این سد انرژی که دریافت می‌کنید انرژی منفی است این‌ها مغضوبین هستند گروه دیگری هستند از آن جانی که خداوند با آنها عطا کرده است هم برای خودشان استفاده می‌کنند و بخشی از آن را به دیگران می بخشند. نانی که خود دارند می‌خورند که بتوانند انرژی بگیرند و حرکت کنند و بخشی از آن را هم به دیگران می‌دهند این می‌شود درجه بالایی از بخشش که خودت استفاده کنی و قبل از اینکه سیر بشوی مقداری هم به دیگران بدهی چه گشنگی آنها نیز برطرف بشود این می‌شود گذشت خوشا به حال آن کس که می‌بخشد و به دنبال بازپس گرفتن نیست این یعنی همان وادی چهاردهم عقاب سفید در خطابه دوم می‌فرماید که خداوند به آن جان دوباره می‌بخشد این می‌شود کسانی که خداوند به آنها نعمت داده است یعنی همان انعمت علیهم خداوند چرا باید به انسان نعمت بدهد به کسی که از نعمت فقط برای خودش استفاده کند و حتی جان دیگران را هم بگیرد برای چه باید نعمت بدهد؟ هیچ وقت این کارو نخواهد کرد وقتی از جانی که به تو داده می‌شود برای دیگرانم استفاده کردی و آبادانی ایجاد کردی بودجه‌ات را دو برابر خواهد کرد . از خداوند که به انسان‌ها می‌بخشد از یک قواعدی پیروی می‌کند البته اگر در مسیر تاریکی هم حرکت کنید نیروهای منفی بودجه شما را از جای دیگر تامین می‌کنند که باعث تباهی و نابودی بیشتر می‌شود.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...