دهمین جلسه از دوره دهم سری جلسات عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رضوی ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنما مسافر حمید، نگهبانی مسافر روحالله و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه: «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حمید هستم ، یک مسافر
این زندگی نیست که میگذرد، ماییم که رهگذریم پس مهربان باشیم، محبت کنیم و به زندگی لبخند بزنیم، شاید فردایی نباشد.
خدا را شکر میکنم که امروز در نمایندگی خوب رضوی مشهد مقدس در جمع شما عزیزان حضور دارم. تشکر ویژهای دارم از گروه مرزبانی، نگهبان، دبیر، ایجنت محترم و به همه خدمتگزاران بخش مسافران و خانواده نیز خداقوت و خسته نباشید میگویم.
موضوع جلسه، وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یافتن راه و آنچه برداشت مینماییم.
در این سالهایی که در کنگره ۶۰ هستم، افراد زیادی را دیدهام که آمدند، مدتی ماندند و راه را پیدا کردند؛ اما همه از این راه استفاده نکردند. خوشا به حال افرادی که میمانند، آموزش میگیرند، به رهایی میرسند و بعد در کنگره خدمت میکنند.
واقعیت این است که خیلی وقتها ما حال خوب را رها کردهایم و دنبال حال خراب میگردیم. برای حال خراب هزینه میدهیم؛ پول، خانواده، شخصیت و آبرویمان را هزینه میکنیم، اما حاضر نیستیم یکبار بهای رسیدن به حال خوب را بپردازیم.
اگر امروز ما شرایط متفاوتی داریم، بخش بزرگی از آن را مدیون آموزشهای کنگره و وادیها هستم. تکتک وادیها روی زندگی من اثر گذاشتهاند، اما وادی هفتم برای من جایگاه ویژهای دارد.
پشت هر کدام از این آموزشها سالها تجربه و تفکر وجود دارد. حتی زمانی که برای کار به شهرهای مختلف میرفتم تا قراردادی ببندم، از آموزشها و سیدیهای آقای مهندس استفاده میکردم. یاد گرفتهام رک و درست صحبت کنم، حرفم را بزنم و مسیر درست را پیدا کنم؛ حتی اگر در نهایت آن قرارداد به نتیجه نرسد. وادی هفتم به من یاد داد که فقط راهرفتن کافی نیست؛ باید راه درست را پیدا کنم.
مثلاً وقتی از اصفهان حرکت میکنیم، ممکن است یک جاده قدیمی و یک جاده جدید وجود داشته باشد. باید فکر کنیم کدام مسیر مناسبتر است. همیشه کوتاهترین راه، بهترین راه نیست. گاهی مسیر دشوار است، اما همان مسیر میتواند انسان را بسازد.
مسیر زندگیام بسیار سخت بود. در شرایطی قرار داشتم که مشکلات از همه جهت به من هجوم میآوردند اما آمدم و آموزش گرفتم که باید از تفکر شروع کرده و قدمبهقدم جلو بروم. شرایط محیطی هم بهگونهای بود که دسترسی به مواد برایم آسان بود، اما من راه را پیدا کرده بودم و تصمیم گرفته بودم در آن مسیر بمانم. به کنگره آمدم، سفر کردم، به رهایی رسیدم و بعد نیت کردم که خدمت کنم و زکات رهاییام را بپردازم.
امروز شرایط زندگیام تغییر کرده و این را نتیجه همان آموزشها و ماندن در مسیر میدانم. تمامی وادیها مثل کلیدهایی هستند که راه رسیدن به یک زندگی بهتر را به ما نشان میدهند. بهشت فقط جایی نیست که بخواهیم بعداً به آن برسیم؛ وقتی انسان به آرامش، تعادل و حال خوب میرسد، بخشی از بهشت را همینجا تجربه میکند.
کسی که درگیر مواد مخدر است، ممکن است حتی روزهای خوب زندگیاش را هم با سختی بگذراند؛ اما کسی که راه را پیدا کرده و در مسیر آموزش و درمان حرکت میکند، میتواند طعم واقعی زندگی را تجربه کند.
این برای من معنای وادی هفتم است؛ گاهی راهحل در جایی است که ما اصلاً فکرش را نمیکنیم، اما وقتی آموزش میگیریم و درست گوش میکنیم، کلید را پیدا میکنیم. کنگره فقط زندگی من را تغییر نداد؛ همسفرم هم در این مسیر آموزش گرفت، خدمت کرد، پسانداز و قناعت را یاد گرفت و نگاه ما به زندگی تغییر کرد.
به دوستانی که هنوز همسفرشان را همراه نکردهاند میگویم، اگر شرایطش فراهم است، همسفرتان را فراموش نکنید. کنگره ۶۰ یک دنیای متفاوت است و آموزشها میتواند برای خانواده هم بسیار سازنده باشد. دیگران کاشتند و ما برداشت کردیم حال وظیفه ماست، بکاریم تا دیگران برداشت کنند.
از اینکه به صحبتهایم گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

تصویربردار: مسافر امیر لژیون چهاردهم
تایپ و ویرایش: مسافر هاشم لژیون سوم
ارسال خبر: مسافر حامد لژیون چهاردهم
مرزبان خبری: مسافر مصطفی
نمایندگی رضوی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
181