هفتمین جلسه از دوره هجدهم کارگاههای آموزش خصوصی همسفرانآقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی راهنمای محترم مسافر اسماعیل، نگهبانی همسفر افشین و دبیری همسفر محمد، با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» پنجشنبه 26 شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که دوباره قسمت شد و روزی من شد که در شعبه شادآباد حضور داشته باشم. یکبار هم زمانی که شال سبز داشتم، در شعبه قبلی شادآباد در قسمت همسفران حضور پیدا کرده بودم و امروز خوشحالم که دوباره این فرصت نصیبم شد. از ایجنت، گروه مرزبانی، خدمتگزاران و همسفران محترم شعبه شادآباد تشکر میکنم. دستور جلسه امروز، وادی هفتم است: «رمز و راز حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت مینماییم.»
اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، قبل از ورود به کنگره راههای زیادی را برای ترک اعتیاد امتحان کردم؛ از داروهای مختلف گرفته تا پکیجهایی که از طریق ماهواره تبلیغ میشد و روشهای گیاهی و عطاری. تقریباً هر روشی را امتحان کردم، بهجز کمپ. یکبار پکیجی گرفتم که میگفتند تضمینی است و بعد از ۲۰ روز دیگر نیازی به مواد نخواهم داشت. ۲۰ روز استفاده کردم و روز بیستم با خودم گفتم دیگر تمام شده، اما چند ساعت بعد خماری شدیدی سراغم آمد. دوباره تماس گرفتم و گفتند یک پکیج تکمیلی هم باید تهیه کنم! آن زمان فهمیدم اینکه کسی بگوید «راه من درست است»، دلیل نمیشود واقعاً راه درست باشد.
خیلی از دوستان و آشنایان من به دلیل اینکه راه صحیح را پیدا نکردند یا راه درست به آنها نشان داده نشد، گرفتار اتفاقات ناگواری شدند و بعضی از آنها حتی جانشان را از دست دادند. تا اینکه وارد کنگره شدم و راه درمان اعتیاد، یعنی روش DST، به روی من باز شد. اینجا فهمیدم که فقط پیداکردن راه کافی نیست؛ بخش دوم وادی، یعنی «آنچه برداشت مینماید»، اهمیت بسیار زیادی دارد. ممکن است راه را پیدا کنم، اما اگر در آن حرکت نکنم و به آموزشها عمل نکنم، چیزی برداشت نخواهم کرد. در همینجا موضوع «حقیقت» هم مطرح میشود. حقیقت با واقعیت فرق دارد. واقعیت ممکن است تغییر کند، اما حقیقت تغییر نمیکند. مثلاً ممکن است زمانی بگویند کسی که مواد مصرف نمیکند، دیگر مصرفکننده نیست. این یک واقعیت است؛ اما آیا به این معناست که فرد درمان شده؟ نه.
حقیقت چیزی است که درگذشته درست بوده، امروز درست است و در آینده هم درست خواهد بود. این موضوع فقط درباره اعتیاد نیست؛ در تمام زندگی ما وجود دارد. خیلی از ما میدانیم دزدی بد است، رشوه بد است، دروغ بد است و خیلی از کارها درست نیست. اما سؤال اصلی این است که وقتی پای عمل وسط میآید، آیا میتوانیم به دانستههای خودمان عمل کنیم؟ آنجایی که منافع ما در خطر است، آنجا مشخص میشود که واقعاً چقدر به دانستههایمان باور داریم. مثلاً اگر از در شعبه بیرون بیایم و مبلغ قابلتوجهی پول روی زمین ببینم، آیا آن را برمیدارم و دنبال صاحبش میگردم یا در جیب خودم میگذارم؟ اینجاست که فرق «دانستن» و «عملکردن» مشخص میشود.
همه قرار نیست با مواد امتحان شوند. ما مسافران با مواد امتحان شدیم و نتوانستیم جلوی خودمان را بگیریم. اما ممکن است نقطهضعف یک نفر پول باشد، دیگری ماشین یا هر چیز دیگری. سؤال این است که وقتی پای عمل به میان میآید، آیا میتوانم بر نقطهضعف خودم غلبه کنم؟ آن وقت است که میتوانم بگویم حقیقت را برداشت کردهام. خیلیها وارد کنگره میشوند و راه را پیدا میکنند، اما همه به یک اندازه از این راه برداشت نمیکنند. به نظر من کسانی در کنگره میمانند که واقعاً فهمیدهاند کجا آمدهاند. چه مسافر و چه همسفر، وقتی متوجه میشود اینجا فقط برای دیگری نیست و خودش هم باید آموزش بگیرد و رشد کند، آن وقت مسیر برایش معنای دیگری پیدا میکند.
اوایل، خیلی از همسفران فکر میکنند فقط بهخاطر مسافرشان آمدهاند؛ اما وقتی جلوتر میروند، میبینند که برای خودشان هم آموزش و برداشت دارند. من همیشه در شعبه میگویم همسفر فقط همسر یا مادر نیست؛ میتواند پدر، برادر، دوست یا هر کسی باشد که در این مسیر کنار ما قرار گرفته است. من امروز خیلی خوشحالم که در شعبه شادآباد حضور دارم. این شعبه از شعبههای قدیمی، قوی و خوب کنگره است و هر بار که اینجا میآیم، آموزش و انرژی خوبی میگیرم.
شرایط ممکن است تغییر کند و شاید جذب افراد هم کمتر یا بیشتر شود، اما این موضوع نباید روی وظیفه ما تأثیر بگذارد. اگر بهعنوان مسافر، همسفر، راهنما یا خدمتگزار وظیفهای به عهده من گذاشته شده، باید وظیفه خودم را انجام بدهم؛ شرایط هرچه میخواهد باشد. در نهایت امیدوارم راهی که خداوند پیشروی ما قرار داده، بتوانیم بهدرستی پیدا کنیم، در آن حرکت کنیم و از آن بهترین برداشت را داشته باشیم.
خیلیها بیرون از این در، محتاج چنین جایی هستند؛ هم مصرفکنندهها و هم خانوادههایشان. خیلیها آرزو دارند جایی باشد که عزیزشان بتواند درمان شود و خودشان هم آموزش بگیرند. خدا را شکر میکنم که این منبع عظیم دانایی در اختیار ما قرار گرفته و امیدوارم با حرکت درست در این مسیر، هم سپاسگزار خداوند باشیم و هم قدردان زحمات کسانی که برای این راه تلاش کردهاند. امیدوارم بتوانیم با عمل صحیح، راهی را که به ما نشاندادهشده بهدرستی طی کنیم و از آن، بهترین برداشت را داشته باشیم.
تایپ و ویراستاری: همسفر سجاد
بارگذاری: همسفر احسان
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
69