همسفر مریم در برداشت خود از سیدی ظرفیت بیان کرد:
گاهی با خود فکر میکنم چرا بعضی خواستههای ما وقتی به دستمان میرسند باز هم نمیتوانند ما را خوشحال و آرام کنند؟ یا نمیتوانیم آن را حفظ کنیم؟ برداشت من از آموزش «ظرفیت» استاد امین این بود که شاید همیشه مشکل از نرسیدن نباشد؛ بلکه هنوز ظرف وجودی ما برای دریافت آن خواسته به اندازه کافی بزرگ نشده است. ظرفیت برای من شبیه یک ظرف است. اگر ظرف کوچکی داشته باشم و بخواهم مقدار زیادی آب داخل آن بریزم، آب سرریز میشود. در زندگی هم ممکن است نعمت، مسئولیت، محبت، موفقیت یا حتی جایگاه بزرگی وارد زندگی ما شود که اگر ظرفیت لازم را نداشته باشیم، همان چیزی که قرار بوده باعث خوشبختی ما شود، میتواند باعث آشفتگی ما شود.
ما معمولا آماده رسیدن به خیلی چیزها که خواستهاش را داریم نیستیم؛ مثلا ممکن است کسی آرزو کند مسئولیت بزرگی داشته باشد؛ اما هنوز ظرفیت پذیرش انتقاد، صبر، نظم و پاسخگویی را نداشته باشد. ممکن است انسانی محبت زیادی از دیگران بخواهد؛ اما هنوز یاد نگرفته که بدون توقع محبت کند. در کنگره یاد میگیریم برای تغییر شرایط بیرونی روی خودمان کار کنیم. ما آموزش میگیریم، تجربه میکنیم و آرامآرام رفتارمان تغییر میکند. همین تغییرات کوچک، ظرف وجودی ما را بزرگ میکند. در گذشته ممکن بود با یک حرف ناراحتکننده ساعتها و روزها ذهن ما درگیر شود؛ اما اینجا آموزش میبینیم هر حرفی ارزش ناراحت شدن ندارد و قبل از هر واکنشی فکر کنیم. از نشانههای بالا رفتن ظرفیت این است که انسان دیگر با هر اتفاقی تعادلش را از دست نداده، در سختیها خودش را نمیبازد و در موفقیتها خودش را گم نمیکند.
در خدمت هم این را میتوان دید. خدمت فقط این نیست که کاری برای دیگران انجام دهیم. خدمت فرصتی است تا خودمان را بشناسیم و نقاط ضعفمان را ببینیم. گاهی یک مسئولیت ساده به ما نشان میدهد که چقدر عجول، کم تحمل در شنیدن نظرات دیگران یا منتظر تایید هستیم. اگر با آموزش به این مسائل نگاه کنیم همان خدمت تبدیل به وسیلهای برای رشد ما میشود. از این آموزش یاد میگیرم که معنای ظرفیت، تحمل کردن نیست؛ بلکه توانایی درست استفاده کردن از چیزی است که به ما دادهاند. اگر محبت به من داده شد، بتوانم آن را به محبت تبدیل کنم. اگر مسئولیتی به من داده شد، بتوانم درست انجامش بدهم. اگر موفقیتی به دست آوردم مغرور نشوم. اگر با شکست روبهرو شدم، ناامید نشوم و اگر کسی مرا ناراحت کرد، بتوانم به جای انتقام، راه درست را انتخاب کنم.
شاید یکی از بزرگترین ظرفیتهایی که انسان باید در خودش ایجاد کند، ظرفیت پذیرش تغییر باشد. گاهی ما از خداوند تغییر میخواهیم؛ اما خودمان حاضر نیستیم تغییر کنیم. آرامش میخواهیم؛ اما حاضر نیستیم از افکار و رفتارهایی که آرامش ما را گرفتهاند دست بکشیم. زندگی بهتر میخواهیم و همچنان همان روشهای قدیمی را ادامه میدهیم. برای رسیدن به یک نتیجه جدید باید مسیر جدیدی را تجربه کنیم. به نظر من کنگره جایی است که انسان یاد میگیرد قدمبهقدم با آموزش و عمل سالم خودش را دوباره بسازد. گاهی ما به خاطر چیزهایی که نداریم ناراحتیم؛ در حالی که اگر امروز به داشتههایمان نگاه کنیم متوجه میشویم خداوند خیلی چیزها به ما داده و ما فقط باید ظرفیت استفاده کردن از آنها را پیدا کنیم.
در پایان برداشت من این است که قبل از درخواست باید تلاش کنیم ظرف وجودمان را بزرگ کنیم؛ چون اگر ظرف کوچک باشد، حتی بزرگترین نعمتها هم نمیتوانند در آن جای بگیرند. شاید رشد واقعی انسان همین باشد؛ اینکه هر روز کمی صبورتر، آگاهتر، بخشندهتر و مسئولتر از روز قبل شود و چه زیباست وقتی خداوند نعمتی را وارد زندگی ما میکند، آن نعمت دیگر برایمان سنگینی نداشته باشد؛ چون ظرفیت در ما ایجاد شده است. من از خداوند میخواهم به من کمک کند که به جای اینکه همیشه بگویم: خدایا چه چیزی به من بده، یاد بگیرم بگویم: خدایا مرا آنقدر رشد بده که ظرفیت دریافت و حفظ بهترین چیزهایی را که برایم میخواهی داشته باشم.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول)
تنظیم و ارسال: همسفر نسترن رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول)
همسفران نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
90