امروز جلسه چهاردهم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی نمایندگی حسنآباد با استادی مسافر حجت، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر سلمان با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» در تاریخ چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ١۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان حجت هستم مسافر. تشکر میکنم از آقا مهدی راهنمای بزرگوارم، ایجنت محترم، آقا جعفر، گروه مرزبانی، آقا حجت و تمام دوستانی که باعث شدند امروز در این جایگاه بنشینم و آموزش بگیرم. خدا را شکر میکنم که با کنگره آشنا شدم. من در گذشته تمام مسیرهایی را که فکر میکردم ممکن است برای ترک سیگار یا مواد به من کمک کنند، تجربه کرده بودم؛ حتی در گروههای دیگری هم حضور پیدا کرده بودم که تفاوت زیادی با اینجا داشت. در بعضی از آن تجربهها، ملاک بهبودی چیزهایی بود که ارتباطی با درمان واقعی نداشت و تصور میکردند هرکس شرایط ظاهری متفاوتی داشته باشد، به بهبودی بیشتری رسیده است. در حالی که در کنگره۶۰، آقای مهندس مسائل را به شکل علمی برای ما بیان میکنند و راهکار ارائه میدهند. من حتی در گذشته همین شربت OT را بارها درست میکردم، داخل شیشهای میریختم و حتی نبات یا عسل به آن اضافه میکردم، یک قاشق میخوردم و بعد یک قاشق آب روی آن میریختم تا بتوانم مصرفم را قطع کنم؛ اما متأسفانه جواب نمیداد. دلیلش این بود که مسیر و راهکار درست را بلد نبودم. وقتی وارد کنگره شدم، مسیر را به من نشان دادند و به من آموزش دادند که شما پلهپله مواد مصرف کردهاید و این اتفاق یکشبه به وجود نیامده است. بارها و بارها مصرف کردهاید تا به این مرحله رسیدهاید و سالها طول کشیده تا جسم و روان شما به این شرایط برسد، بنابراین باید پلهپله درمان شود. این همان روش DST است که آقای مهندس بنیانگذار آن هستند. این روش فقط برای قطع مصرف مواد نیست؛ بلکه مسئله اصلی، درمان است و نتیجه آن را میتوان در افرادی دید که پس از طی دوره درمان، دیگر با دیدن یا استشمام بوی مواد، تمایلی به مصرف آن ندارند.
من خود این موضوع را تجربه کردهام. دیگر آن میل و وسوسهای که در گذشته داشتهام، در من وجود ندارد. این همان روشنبینی و تغییری است که در مسیر درمان به وجود میآید. آقای مهندس در وادی هفتم میفرمایند: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.» رمز را میتوان مانند کلید یک گاوصندوق در نظر گرفت؛ کلید، راه ورود است و آنچه درون گاوصندوق قرار دارد، راز آن است. آقای مهندس رمز و راز رهایی و درمان اعتیاد را کشف کردند و آن را در اختیار انسانها قرار دادند. این مسیر فقط به درمان اعتیاد محدود نشده و در زمینههایی مانند درمان سیگار، درمان چاقی و مسائل دیگر نیز ادامه پیدا کرده است. امروز هم میبینیم که آقای مهندس پیگیر درمان بیماریهای دیگری هستند و این مسیر زمانی میتواند به نتیجه برسد که علم و دانش، تجربه و پشتوانه عملی در کنار یکدیگر وجود داشته باشد. حدود ۳۰ سال است که آقای مهندس برای این مسیر زحمت میکشند و کنگره۶۰ را بنیان گذاشتهاند و هر سال شاهد پیشرفتهای بیشتری هستیم. یکی از دلایل این پیشرفت، وجود جهانبینی در کنار درمان است. من خود بارها برای ترک اقدام کرده بودم و حتی در گروههای دیگر هم مصرفم را قطع کردم؛ اما چون جهانبینی و آموزش لازم پشت آن نبود، دوباره به مصرف برمیگشتم.
همانطور که هر ۲۱ روز یکبار مقدار مشخصی از داروی من کاهش پیدا میکند، به همان شکل نیز اطلاعات و آگاهی من افزایش پیدا میکند. بعد از ۱۰ الی ۱۱ ماه، بسته به شرایط و طول درمان، این آموزشها و اطلاعات باعث میشوند متوجه شوم مواد چه آسیبها و ضررهایی به جسم و زندگی من وارد کردهاند. اما نکته مهم این است که آموزش فقط برای شنیدن نیست. من زمانی میتوانم از آموزشها لذت ببرم که آنها را در زندگی کاربردی کنم و به اجرا برسانم. اگر اینجا بنشینم، آموزش بگیرم و هنگام خروج از کنگره همه چیز را همانجا بگذارم و بروم، اتفاقی در زندگی من نمیافتد. آموزش باید وارد زندگی من شود و در عملکردم دیده شود. وقتی آن را اجرا میکنم، اطرافیانم نیز متوجه تغییر من میشوند. در ابتدا وقتی به همسفرم میگفتم که به کنگره بیاید، به دلیل آرتروز و دیسک کمر شرایط آمدن را نداشت و میگفت نمیتوانم بیایم، اما وقتی تغییرات من را دید، خودش به کنگره آمد، ادامه داد، سیدیهایش را نوشت و به رهایی رسید. علت این اتفاق، عملکرد من بود. ما نمیتوانیم همسفر خود را به زور به کنگره بیاوریم؛ اما میتوانیم با عملکرد خودمان نشان دهیم که اینجا با جاهای دیگر متفاوت است. وقتی تغییر در وجود من ایجاد شود، اطرافیان آن را میبینند و خودشان برای آموزش گرفتن قدم برمیدارند.نتیجه این آموزشها، رسیدن به آرامش نسبی و یاد گرفتن شیوه درست رفتار با همسر، فرزندان و اطرافیان است. اینها همان برداشتهایی هستند که از آموزشهای کنگره۶۰ به دست میآورم.
کنگره۶۰ به دلیل جهانبینی و آموزشهایی که در کنار درمان دارد، مسیر متفاوتی ایجاد کرده است. همین سیدیهای هفتگی که مینویسم، هرکدام برای خودشان آموزشی دارند که بیرون از کنگره نمیتوان آن را با هیچ مبلغی تهیه کرد. اگر بخواهم به گذشته خود نگاه کنم، میبینم زمانی که مواد مصرف میکردم، بخش زیادی از درآمدم صرف تهیه مواد میشد و برای همان سیگاری که مصرف میکردم، باید ماهانه چند میلیون تومان هزینه میکردم. امروز چیزهایی که از کنگره به دست آوردهام، فقط نتیجه درمان نیست، بلکه نوعی پسانداز برای زندگی من است. آقای مهندس در کنار درمان سیگار، اعتیاد و لاغری، به ما آموزش میدهند که چگونه در زندگی تلاش کنیم، پول به دست بیاوریم و از آن درست استفاده کنیم. لژیون سردار نیز یکی از همین آموزشهاست. لژیون سردار به من یاد داد که دستم در جیب خودم باشد تا بتوانم کمک کنم. این کمک کردن به معنای صرفاً خارج شدن پول از جیب من نیست؛ بلکه آموزشی است که در زندگی و خانوادهام میتوانم آن را اجرا کنم. در گذشته وقتی پولی به دستم میرسید، اولین فکرم این بود که مواد مصرفی خود را تهیه کنم؛ اما امروز یاد گرفتهام که به خانوادهام خدمت کنم و اگر در اجتماع فرد نیازمندی را دیدم و توان کمک کردن داشتم، بتوانم دست او را بگیرم. این آموزش به من یاد داده که باید پایههای مالی خود را قوی کنم تا بتوانم خدمتگزار باشم و برکت آن را در زندگی خود ببینم.
سال اولی که وارد لژیون سردار شدم، ابتدا سردار شدم و بعد از دو ماه برای دنوری اقدام کردم. اولین مبلغ دنوری که پرداخت کردم، در مجموع حدود ۲۰ میلیون تومان در حسابم پول داشتم و به دلیل بیماری نمیتوانستم کار کنم. ۱۰ میلیون تومان کارت کشیدم و بعد از آن، دو سه شب فشار زیادی را تحمل کردم و با خود گفتم چطور میتوانم دوباره این مبلغ را جبران کنم، اما اصلا متوجه نشدم که چگونه قبل از موعد، آن مبلغ دوباره تأمین شد و حسابم پر شد. اینجا یاد گرفتم که «از تو حرکت، از من برکت». این هم یکی دیگر از آموزشهایی بود که از کنگره گرفتم. امروز در تمام زمینهها، کنگره۶۰ اطلاعات و آموزشهای علمی در اختیار من قرار داده است. انواع سیدیها وجود دارد، میتوانم آنها را گوش دهم و از راهنمایان محترم که تجربههای ارزشمندی دارند و استادان بزرگی هستند، راهکار بگیرم و مشورت کنم. همه اینها در نهایت باعث آرامش و بهتر شدن زندگی من میشود. من تقریباً از سال ۶۷ مصرفکننده شدم و همیشه به دنبال راهی برای درمان بودم، اما راه درست را پیدا نکردم. خدا را شکر و سپاسگزارم که با کنگره۶۰ آشنا شدم و امروز در کنار دوستان خوبی مثل شما هستم.
در ادامه انتخابات دومین دوره نگهبانی روزهای چهارشنبه نمایندگی حسنآباد با نگهبانی مسافر عباس


تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر حسن
مسافران نمایندگی حسنآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
100